بورس 8
معايب آناليز تكنيكال :
تمايل تحليل گر : همانند تحليل فانديمنتال ، تحليل تكنيكال ذهني بوده و علايق و سلايق شخصي تحليل گر در آناليز تاثير گذار است . در نظر داشتن اين مطلب در هنگام آناليز يك چارت ( نمودار ) مهم است . اگر تحليل گر روي سهمي خاص تعصب داشته باشد كل تحليل وي تحت تاثير اين اعمال سليقه قرار خواهد گرفت و بايد اين نكته را در نظر داشت همچنين چنانچه تحليل گر نسبت به يك سهم بدبين باشد نتيجه تحليل احتمالا انتظار روند نزولي براي آن سهم خواهد بود .
امكان تفاسير مختلف : علاوه بر موضوع تمايلات شخصي تحليلگر، بايد اين واقعيت را پذيرفت كه تحليل تكنيكال را مي توان به روش هاي مختلف تفسير نمود . علي رغم اينكه استانداردهايي وجود دارد ولي خيلي وقتها دو تحليل گر با نگاه به يك نموداربه دو ديدگاه متفاوت و جهت گيري مخالفي ميرسند ! هر دو نيز ميتوانند دلايل منطقي بياورند و بر سر تحليلشان اصرار كنند و دلايلي مبني بر درست بودن تحليلشان ارايه دهند . در حاليكه اين موضوع ميتواند نا اميدكننده باشد ، بنظر ميرسد تحليل تكنيكال تا اندازه اي مثل علم اقتصاد بيشتر شبيه هنر است تا علم. اينكه نيمه پر يا خالي ليوان را ببينيم بستگي به نظر بيننده دارد .
عملكرد دير هنگام : روش تكنيكال بخاطر عكس العمل ديرهنگامش معمولا مورد انتقاد قرار ميگيرد . وقتي كه روند ( صعودي يا نزولي ) قيمت شناسايي ميشود ميزان زيادي از تغييرات قيمت اتفاق افتاده است ! بعد از اين ميزان تغييرات زياد ميزان سود به نسبت ريسك خيلي بالا نيست . عملكرد دير هنگام يكي از انتقاداتي است كه به تئوري Dowوارد شده است.
معمولا در هر زمان روندهاي خوب ديگري هم هستند : حتي پس از آنكه يك روند قيمت جديد (صعودي يا نزولي ) شناسايي شد هميشه يك روند قيمت مهم ديگر هم براحتي در دسترس وجود دارد . كارشناسان معمولا متهم ميشوند به اينكه روي خط ميانه حركت مي كنند و يك موضع گيري مشخص ندارند . حتي اگر تحليل گر بر سهمي بسيار مصر باشد ، باز هم سهم ديگري كه نظرشان را جلب و ارضا كند ، وجود دارد .
پشيماني بازار و سرمايه گذاران : تمامي الگوها و علايم خريد و فروش با روش تكنيكال هميشه درست از آب در نمي آيد .زماني كه به مطالعه روش تكنيكال مي پردازيد دست آخر به يك مجموعه شاخصها و الگوهاي چارتي ميرسيد كه بايد با يكسري قوانين هماهنگ شوند به عنوان مثال چنانچه الگوي نوسانات قيمت يك سهم از نوع "سر و شانه" (head and shoulders pattern ) باشد. در اين الگو مطابق شكل زير نوسانات گذشته قيمت سهم به گونه اي است كه پس از يك روند افزايشي و رسيدن به نقطه اوج نخست يا اصطلاحا شانه چپ (Left Shoulder ) ، سپس قيمت سهم با روند نزولي مواجه شده و تا نقطه قعر نخست سقوط مي نمايد. پس از آن قيمت سهم براي بار دوم روند صعودي به خود گرفته و تا نقطه اوج دوم يا اصطلاحا سر (Head ) رشد مي نمايد. اين نقطه از نقطه اوج اول بالاتر بوده ليكن پس از آن دوباره سهم با روند نزولي مواجه شده و تا نقطه قعر دوم كاهش مي يابد. مجددا سهم براي سومين بار تا نقطه اوج جديدي موسوم به شانه راست ( Right Shoulder ) كه تا اندازه زيادي به شانه چپ شبيه است رشد نموده و دوباره روند نزولي آن آغاز مي شود. از به هم وصل كردن نقاط قعر اول و دوم خطي موسوم به "خط گردن" (Neckline ) بدست مي آيد كه مي تواند در تشخيص زمان مناسب براي فروش راهگشا باشد .
نمودار ذيل متعلق به متن اصلي ترجمه شده نيست و فقط براي تقريب به ذهن و بعنوان مثالي براي پاراگراف بالاآورده شده است .
علي رغم اينكه مورد اخير يك قانون است ولي هميشه صدق نمي كند و ميتواند تحت تاثير پارامترهاي ديگر مثل حجم و ارزش معاملات قرار بگيرد . ممكن است اين قانون براي يك سهم كار كند و براي ديگري موثر نباشد. يك نمودار ميانگين 50 روزه ممكن است براي تشخيص نقاط حمايت / مقاومت شركت IBM بسيار خوب كار كند ولي نمودار ميانگين 70 روزه براي سهم Yahooممكن است بهتر كار كند . درست است كه خيلي از مباني تحليل تكنيكال كليت دارند، سهام هر شركت بخصوص مشخصات و خصوصيات خاص خود را داراست .
نتيجه گيري :
روش تكنيكال 80 % رفتار بازار را مبتني بر حالات رواني افراد و 20 % را بر پايه منطق ميداند. در حاليكه تحليل فانديمنتال بازار را 20 % روان شناختي و 80 % منطقي در نظر مي گيرد. در هر صورت ميتوان بر سر موضوع منطقي يا روانشناختي بودن بازار بحث كرد، اما، هيچ شكي در مورد قيمت فعلي يك سهم نميتوان داشت. به هر حال، منطقي يا روانشناختي ، كسي نميتواند منكر قيمت فعلي يك سهم شود. قيمتي كه توسط بازار تعيين ميشود نشاندهنده مجموع اطلاعات كليه مشاركت كنندگان در بازار در مورد آن سهم ميباشد . اينافراد تمامي اطلاعات منتشر شده در مورد سهم را در نظر گرفته اند و بر روي قيمت مشخصي در مورد خريد يا فروش آن به توافق رسيده اند. اينها نيرو هاي عرضه و تقاضا هستند روش تكنيكال تلاش دارد با بررسي رفتار قيمت يك سهم تعيين كند كداميك از نيرو هاي عرضه و تقاضا پيروز ميدان خواهد بود؟ قيمت سهم در گذشته چقدر بوده است و در آينده به كجا خواهد رفت؟
هر چند با استفاده از روش تكنيكال مي توان برخي قواعد و قوانين كلي براي خريد و فروش سهام در نظر گرفت ليكن اين نكته را نبايد فراموش كرد كه اين روش بيش از آنكه يك علم باشد هنر است. لذا مانند ديگر كارهاي هنري در معرض تفسير قرار دارد. ليكن در عين حال اين روش به لحاظ نوع رويكرد انعطاف پذيد بوده و هر يك از سرمايه گذاران بايد طبق روش خاص خود از آن استفاده نمايند. توسعه اين روش ها نيازمند صرف وقت و تلاش بسيار بوده اما فوايد آن مي تواند در خور توجه باشد.
فهرست مطالب
يك راهنمايي مهم
تعداد زيادي ابزار براي تحليل تكنيكال وجود دارند، اما شايد مشكلترين بخش تحليل تكنيكال تصميم گيري در انتخاب نوع ابزار مناسب براي استـفاده است. در اينـجا قدمهاي كلي براي تحليل اصولي تكنيكال بيان ميگردد:
1- شرايط كلي بازار را تعيين كنيد.
اگر شما اوراقي بهادار(مثل سهام شركتها) را داد و ستد مي كنيد، سعي كنيد اطلاعات زير را جمع آوري كنيد: اطلاعات تغـييرات ميزان سـود(بهره) پول، روند شاخص هاي عمده بازار، جو بازار(تشخيص حس سرمايه گذارها مثلا از طـريق مطالعه روزنامه). منظور نهايي از اين اطلاعات، تشخيص دادن روند كلي بازار است.
2- سهمهاي مورد نظر را انتخاب كنيد.
توصـيه اين است كه صنعت يا شركتي را انتخاب كنيد كه روي آن شناخت داشته باشيد، ويا مطابق نظر و با مشورت يك تحليلگر مورد اعتماد(فاندامنتال يا تكنيكال) عمل كنيد.
3- روند كلي تغييرات قيمت سهم انتخابي را مشخص كنيد .
ميانگين متحرك سهم 200 روزه(39 هفته اي) را ترسـيم كنيد. بهترين فرصت خريد، زماني است كه ارزش سـهم بتازگي به بالاي ميانگين متحرك- كه نشاندهنده عملكرد بلند مدت سهم است- منتقل شده باشد{يعني قيمت بسته شدن سهم خط ميانگين بلند مدت را بصورت صعودي قطع كرده باشد).
4- نقاط ورود(خريد) را انتخاب كنيد.
با اسـتفاده از شاخصهاي مورد نظر خود خـريد و فروش كنيد. درهرحال، سعي كنيد موضع گيري تان سازگار با وضعيت كلي بازار باشد.
اكثر موفقيتهاي شـما در تحليل تكنيكال از طـريق تجربه بدست خـواهد آمد. هـدف، بدست آوردن فرمول جادويي تحليل تكنيكال نيست! بلكه هدف كاهش ريسكهاي خريد و فروش هاي شماست (يعني با داد و ستد مطـابق روند كلي بازار و بكـارگيري شــاخصهـاي مـورد نظر براي تعـيين زمــانهاي داد و ستد).
همچنـان كه شـما تجربه كسب مي كنيد، سرمايه گذاري هاي بهتر، آگاهانه تر و سودمندتري انجام خواهيد داد.
"يك نادان يك درخت را مشابه نگرش يك مرد خردمند نمي بيند."
ويليام بليك1790
ميانگين متحرك(Moving Average)
ميانگين متحرك يكي از قديميترين و محبوب ترين ابزارهاي تكنيكال محسوب ميشود. در اين بخش به محاسبات و توضيح اين روش ميپردازيم. ميانگين متحرك ميانگين قيمت يك سهم در يك زمان مشخص است. وقتي ميخواهيم ميانگين متحرك را محاسبه كنيم بايد بازه زماني مورد نظر را مشخص كنيم(مثلا ميانگين 25 روزه). « ميانگين متحرك ساده »، براحتي با جمع كردن قيمت روزانه سهم در طول n روز و تقسيم اين مجموع بر عدد n بدست مي آيد. براي مثال، قيمت بسته شدن يك سهم را در طول 25 روز با هم جمع كرده و دست آخر بر 25 تقسيم كنيد. نتيجه بدست آمده ميانگين قيمت سهم در طول 25 روز گذشته است. در نمودار قيمت سهم، عينا همين محاسبات براي هر دوره زماني ديگر نيز قابل انجام است. توجه كنيد كه ميانگين متحرك تا زماني كه شما سابقه قيمت سهم را در طول بازه زماني مورد نظر (n روز گذشته) در دست نداشته باشيد، قابل محاسبه نيست. بعنوان مثال توجه كنيد كه تا فرا رسيدن روز 25ام معامله شدن يك سهم نميتوان ميانگين متحرك 25 روزه براي آن سهم محاسبه كرد. نمودار زير نشاندهنده ميانگين 25 روزه قيمت سهم شركت كاترپيلار براي قيمت بسته شدن روزانه (close) ميباشد.
از آنجا كه ميانگين متحرك در اين نمودار نشاندهنده ميانگين قيمت سهم شركت در طول 25 روز گذشته است، اين شاخص نشاندهنده اجماع نظرات و انتظارات سهامدارن شركت در طول 25 روز گذشته ميباشد. اگر قيمت سهم بالاي ميانگين متحرك باشد، به اين معني است كه انتظارات فعلي سهامدارن(و در نتيجه قيمت فعلي سهم) بالاتر از متوسط انتظارات سهامداران در 25 روز گذشته ميباشد. معني ديگر آن هم اينست كه سهامداران شركت سرسخت بوده و دست از سهم بر نميدارند و علاقمند به بالا بردن قيمت سهم هستند. بالعكس اگر قيمت روز كمتر از ميانگين 25 روز گذشته باشد، نشاندهنده افت توقعات سهامداران از سهم بوده نسبت به 25 روز گذشته بوده و تا حدي گوياي نااميدي سهامداران از آن سهم ميباشد. تعريف كلاسيك ميانگين متحرك اينست كه اين شاخص ابزار خوبي براي ديدن و بررسي تغييرات قيمت است. سرمايه گذاران معمولا وقتي قيمت سهم بالاي ميانگين متحرك ميرود سهم را ميخرند و وقتي قيمت به پايين ميانگين متحرك رسيد آن سهم را ميفروشند. بازههاي زماني در ميانگين متحرك علامت هاي "خريد" (buy) در نمودار زير (روند تغييرات قيمت سهم شركت Aflac) زماني كه نمودار قيمت ميانگين 200 روزه را قطع ميكند ترسيم شده اند. همچنين علامتهاي "فروش" (sell) زماني كه روند تغييرات قيمت بزير ميانگين 200 روزه رفته است، رسم شده اند. (براي شلوغ نشدن نمودار، از گذاشتن علامت خريد و فروش در محلي كه قيمت فقط براي چند روز از ميانگين متحرك عبور كرده است، خودداري كرديم)
روندهاي بلند مدت معمولا توسط ميانگين متحرك 200 روزه تشخيص داده ميشوند . ميتوان از نرم افزارهاي كامپيوتري براي تشخيص بهترين دوره زماني استفاده نمود. صرفنظر از كسورات قانوني خريد و فروش ، ميتوان گفت سود بيشتر با استفاده از ميانگين هاي متحرك كوتاه مدت تر بدست مي آيد. ارزيابي روش ميانگين متحرك: يكي از مزاياي اين روش (خريد و فروش در زمانهايي كه قيمت ميانگين متحرك را قطع ميكند) اينست كه معمولا در جهت درست بازار قرار داريم: به اين معني كه قيمت ها نميتوانند رشد زيادي داشته باشند بدون اينكه نمودار قيمت ميانگين متحرك را قطع كند. عيب اين روش نيز اينست كه شما معمولا دير ميخريد و دير هم مي فروشيد. اگر روند براي يك مدت معني دار ادامه پيدا نكند (حداقل 2 برابر دوره زماني ميانگين متحرك) شما ضرر خواهيد كرد. اين موضوع در نمودار زير كاملا مشخص است:
پشيماني سهامداران معمولا پشيماني بازار را از روي ميانگين متحرك تشخيص ميدهند. همانطور كه در نمودار زير مشخص است اين موضوع بسيار متعارفي است كه يك سهم از ميانگين متحرك بلند مدت خود رد شده و سپس به ميانگين قبلي خود (كه از آنجا شروع به رشد كرده بود) باز گردد.
همچنين از روش ميانگين متغير براي يكنواخت كردن داده هاي بي قاعده نيز استفاده ميگردد. نمودار زير پيشينه قيمتي 13 ساله سهمي را نشان ميدهد. نمودار زيرين {آبي رنگ} ميانگين 10 هفته اي همان سهم در طول همان دوره زماني است. دقت كنيد كه چطور ميانگين متحرك ديدن روند واقعي تغييرات را تسهيل ميكند.
تقديم به آقا امام رضا ( ع ) :