بورس 6
روندها (Trends)
در بخشهاي قبل ديديم كه چگونه با تغيير در رفتار و انتظارات سهامداران، حمايت(support) و مقاومت(resistance) بوجود مي آيد كه نتيجه اين حمايت يا مقاومت در صفهاي خريد يا فروش قابل مشاهده است. اينگونه تغييرات معمولا بر پايه اخبار {و يا شايعات} استوار بوده و عموما ناگهاني بوجود مي آيد.
در اين بخش، به روند تغييرات قيمت ميپردازيم. روند، گوياي يك تغيير مداوم {مثبت يا منفي} در يك دوره زماني است (مثلا تغيير در انتظارات و توقعات سهامداران يك شركت). روند قيمت بر اساس درجه حمايت يا مقاومت يك سهم متغير است. چون حمايت و مقاومت سدي در برابر تغييرات هستند و در مقابل تغييرات روند قيمت مقاومت ميكنند.
همچنان كه در نمودار زير پيداست، يك روند قيمت صعودي توسط روز به روز بالاتر رفتن قيمت يك سهم بوجود مي آيد( يعني قيمت حداقل (Minimum) سهم روند صعودي داشته باشد). يك ديد ديگر نسبت به يك روند قيمت صعودي بالاتر رفتن درجه حمايت سهم است، باين صورت كه مثبت نگرها كنترل كننده بوده و قيمت را بسمت بالاتر رفتن هل ميدهد.
نمودار زير نشاندهنده يك روند نزولي قيمت است. اين روند از پايين تر رفتن قيمت حداكثر روزانه در طي يك دوره زماني تشكيل ميشود. ميتوان يك روند نزولي را بصورت افت درجه مقاومت يك سهم نيز در نظر گرفت. كاهش دهنده هاي قيمت فعال ترند و قيمت را بسمت پايين ميكشند.
وقتي قيمت به مرزهاي حمايت يا مقاومت ميرسد، انتظارات از سهم تغيير ميكند. قيمت ميتواند خط روند (trendline) را چه در حالت صعودي و چه در حالت نزولي قطع كند. نمودار زير نشاندهنده مقاومت سهم شركت merick دربرابر روند نزولي قيمت است. يعني قيمت چند بار خط روند را قطع كرده و حكايت از عدم رضايت سهامداران از روند منفي شدن سهم و انتظار آنها براي مثبت شدن قيمت دارد.
به حجم معاملات(نمودار ستوني زير نمودار قيمت) توجه كنيد. دقت كنيد كه چطور پس از تقاطع خط روند و نمودار قيمت، حجم معاملات بالا ميرود. اين شاهدي مهم بر اين مدعاست كه روند قبلي(نزول قيمت سهم) در حال تغيير است. {همانطور كه ديده ميشود در ماه نوامبر در محلي كه علامت breakout بمعني «شكست روند» گذاشته شده اين موضوع ثابت ميشود و روند نزولي برعكس شده و از اين پس صعود قيمت را شاهد هستيم}.
شبيه به موضوع حمايت و مقاومت، بعضي مواقع نيز شاهد پشيماني سهامداران يك سهم و رويگرداني از آن هستيم{ يادتان هست كه؟ دليلش خيلي مهم نيست! چون ما چارتيست هستيم}
يعني پس از يك تقاطع خط روند با نمودار قيمت، شاهد كاهش قيمت بخاطر عرضه سهم و دست برداشتن سهامداران از آن سهم هستيم.
بازهم نمودار حجم معاملات گوياي قدرت(ميزان نفوذ) يك روند بر روند قبلي ميباشد. در مثال بالا حجم معاملات پس از قطع شدن خط روند بالا رفته است ولي اين ميزان معاملات ضعيف بوده و قدرت كافي براي راندن قيمت به حدود روند قبلي ندارد.
نگاهي دقيق تر به روندها و خطوط روند
تحليل تكنيكال بر اين فرض كه قيمتها روند دارند شكل گرفته است. خطوط روند در روش تكنيكال ابزار مهمي براي شناسايي(identification) و اثبات(confirmation) يك روند هستند. يك خط روند خط راستي است كه دوياچند نقطه روي نمودار قيمت را به هم وصل ميكند و سپس بسوي روزهاي آينده نيز امتداد داده ميشود تا يك خط حمايت يا مقاومت را تشكيل دهد. خيلي از اصولي كه درباره حمايت و مقاومت وجود دارد درباره خطوط روند نيز قابل كاربرد است.
روندهاي رو به بالا (صعودي)
يك روند رو به رشد يك خط با شيب مثبت است كه از وصل كردن دو يا چند نقطه مينيمم{نسبي} بدست مي آيد. نقطه مينيمم دوم بايد بالاتر از مينيمم اول باشد تا شيب خط مثبت شود.روندهاي رو به بالا بصورت حمايت عمل ميكنند و نشاندهنده اينست كه تقاضاي خالص(= تقاضا – عرضه) با بالا رفتن قيمت افزايش مي يابد.وقتي با بالا رفتن قيمت سهم تقاضا نيز افزايش پيدا كند سهم رشد زيادي خواهد داشت و نشان از عزم جزم خريداران سهم دارد. تا زماني كه قيمت سهم بالاي خط روند باقي بماند روند مثبت، محكم و بدون تغيير باقي ميماند. يك شكست قيمت بزير خط روند مثبت، نشاندهنده ضعيف شدن تقاضاي خالص بوده و احتمال تغيير در روند را بايد در نظر گرفت.
روندهاي رو به پايين( نزولي)
يك روند نزولي خطي با شيب منفي است كه از وصل كردن دو يا چند نقطه ماكزيمم{نسبي} بدست مي آيد. نقطه حداكثر دوم بايد پايين تر از نقطه اول باشد تا خطي با شيب منفي را تشكيل دهد. روند منفي بصورت مقاومت عمل كرده و نشاندهنده افزايش در عرضه خالص(=عرضه – تقاضا) علي رغم افت قيمت سهم است. وقتي افت قيمت همزمان با افزايش عرضه اتفاق مي افتد شاهد افت در سهم بوده واين موضوع حكايت از تصميم راسخ سهامداران بر فروش سهم دارد. تا زماني كه قيمت ها زير خط روند قرار دارند روند بدون تغيير و ثابت در نظر گرفته ميشود. يك شكست ناگهاني در قيمت و بالاتر رفتن قيمت ازخط روند نشاندهنده كم شدن عرضه خالص بوده و بايد احتمال تغيير در روند قيمت سهم را در نظر داشت.
تنظيمات مقياس نمودار
بنظر ميرسد رسم خطوط روند از نقاط حداقل يا حداكثر نمودار قيمت، در مقياس لگاريتمي بهتر نتيجه ميدهد. اين موضوع مخصوصا وقتي خطوط روند بلند مدت رسم ميشوند يا زمانيكه تغيير بزرگي در روند قيمت سهم بوجود آمده بيشتر خودنمايي ميكند.اكثر نرم افزارهاي رسم نمودار،اجازه رسم نمودار با دو نوع مقياس را به كاربر ميدهند : مقياس حسابي و مقياس لگاريتمي. درمقياس حسابي فواصل ارقام روي محور قائم(y) با هم يكسان است.يعني يك رشد 10 دلاري در قيمت يك سهم، چه قيمت سهم از 10 دلار به 20 دلار رشد داشته و چه از 100 دلار به 110 دلار رسيده باشد،يكسان نمايش داده ميشود.در حاليكه در يك نمودار نيمه لگاريتمي مقادير روي محورy بصورت درصدي نمايش داده ميشوند،به عنوان مثال رشد قيمت سهم از 10 دلار به 20 دلار يك بازده 100% محسوب ميشود درحاليكه رشد قيمت از 100 دلار به 110 دلار نشاندهنده يك بازده 10% است.
درنمودار بالا(شركتEMC) يك رشد قيمتي زياد در طول اين بازه زماني طولاني{2سال} اتفاق افتاده است.همانطور كه مشخص است در مقياس حسابي افت قيمت به زير خط روند وجود ندارد ولي خط روند در مقياس لگاريتمي بدون شكستگي و تغيير شيب است و نسبت به مقياس حسابي شيب هموارتري دارد. قيمت اين سهم درمدت زماني كمتراز2 سال،3 بار دوبرابرشده است.در مقياس نيمه لگاريتمي خط روند كاملا صعودي و با شيب ثابت است. در مقياس حسابي،سه خط روند جداگانه براي مشخص كردن روند صعود قيمت سهم لازم است كه رسم شوند.
در مثال دوم(شركت BD) دو بار به صورت غلط اندازي بسمت بالا شكسته است و اين در حاليست كه در طول سالهاي 1999 و 2000 قيمت سهم افت داشته است.اين شكستها ميتواند باعث گول خوردن و خريد پيش از هنگام درست شود ولي مشخصا بعد از هر دو قيمت سهم باز هم سقوط كرده است. سهم اين شركت،در طول اين دوره 2 ساله سه بار به نصف قيمت قبلي سقوط كرده است. مقياس نيمه لگاريتمي باز هم درصد سقوط قيمت سهم را بصورت هموار و بدون شكستگي در خط روند نشان ميدهد.
تشخيص اعتبار خطوط روند
براي رسم خط روند نياز به دو يا چند نقطه داريم. هر چقدر تعداد نقاط رسم خط روند بيشتر باشد اعتبار و درستي درجه حمايت(يا مقاومت) مربوط به خط روند بيشتر اثبات ميشود. بعضي مواقع ممكن است يافتن بيش از 2 نقطه براي رسم خط روند دشوار باشد. علي رغم كاربردي و كليدي بودن خطوط روند در تحليل تكنيكال،هميشه امكان رسم خط روند روي هر نمودار قيمتي وجود ندارد. گاهي اوقات مينيمم ها يا ماكزيمم ها با همديگر جور نيستند و اينطور مواقع بهتر است خط روند رسم نگردد،بجاي اينكه به اجبار خط روند اشتباهي رسم كنيم. قاعده اصلي در رسم خط روند اين است كه با دو نقطه خط رسم ميشود و نقطه سوم براي تائيذ اعتبار خط روند بكار مي آيد.
در نمودار بالا مربوط به شركت MSFTيك خط روند صعودي رسم شده كه 4 بار توسط نمودار قيمت لمس شده و سپس رشد كرده است. بعد از چهارمين لمس در نوامبر99،خط روند يك خط حمايت معتبر در نظر گرفته ميشود.حالا كه قيمت براي چهارمين بار به سوي بالاي خط روند جهش ميكند،اطمينان نسبت به خط حمايت بيش از پيش قابل اتكاست. تا زماني كه قيمت بالاي خط روند(اينجا بمساوي با خط حمايت است) باقي ميماند،روند تحت كنترل خريداران قرار دارد.يك شكست قيمت بزير خط روند گوياي علامت هشداريست كه حكايت از عرضه خالص در حال افزايش است و تغيير در روند قيمت ممكن است بزودي اتفاق بيافتد.
فواصل نقاط رسم خطوط روند
همانطور كه گفته شد نقاط حداكثر(ماكزيمم)،خطوط روند نزولي را تشكيل ميدهند و نقاط حداقل(مينيمم) خط روند صعودي را رسم ميكنند. اين نقاط حداكثر يا حد اقل نبايد خيلي از هم دور يا نسبت به هم نزديك باشند.فاصله مناسب بين اين نقاط،توسط عواملي از اين قبيل تشخيص داده ميشوند: مقياس زماني رسم نمودار،محدوده تغييرات قيمت و نظرات شخصي تحليل گر. اگر دو نقطه مينيمم به هم خيلي نزديك باشند،اعتبار عكس العمل مينيمم(يعني ماكزيمم بعدي) بزير سوال ميرود {يعني نميتوان مطمئن بود اين مينيمم باعث بوجود آمدن ماكزيمم قابل توجهي در آينده بشود،در حاليكه اگر خط روند معتبر و قابل اتكا باشد،اتفاق افتادن اين موضوع تقريبا اجتناب ناپذير است}.اگر دو نقطه مينيمم از هم بسيار دور باشند ارتباط مابين اين دو نقطه حداقل مشكوك و غير قابل اتكاست. يك خط روند ايده آل و قابل اعتماد از تعدادي نقطه حداقل(يا حداكثر) با فواصل منطقي كه بصورت هموار و پي در پي خط روندي را تشكيل ميدهند. خط روند رسم شده در نمودار بالا براي شركت MSFT يك نمونه از فاصله خوب و مناسب بين نقاط حداقل براي رسم خط روند ميباشد.
در نمودار بالا(شركت WMT) نقطه ماكزيمم دوم بنظر خيلي نزديك به نقطه حداكثر اولي ميرسد و خط روند بدست آمده خيلي قابل اتكا و معتبر نيست. بهر حال خط روند بهتري نيز قابل رسم است به اين صورت كه نقطه دوم ِ حداكثر(شماره 2) را به عكسالعمل(ماكزيمم) بوجود آمده بخاطر مينيمم ماه فوريه، وصل كنيم.
زوايا و شيبها در خطوط روند
هر چقدر شيب خطوط روند بيشتر شود(قيمت با روند تندتري تغيير كند) از اعتبار درجه حمايت يا مقاومت كاسته ميشود. يك خط روند تند حاصل از يك جهش(يا افت) ناگهاني دريك بازه كوتاه زماني است. خط روند بوجود آمده بدليل اينگونه تغييرات ناگهاني، بعيد است كه يك خط حمايت يا مقاومت معني دار و قابل اعتماد را مشخص كند. حتي اگر سه نقطه معتبر وجود داشته باشند كه خطي با شيب به اين تندي را بعنوان يك خط حمايت يا مقاومت معرفي كند باز هم بسختي ميتوان به آن اطمينان كرد.
خط روند سهم شركت ياهو(با نمادYHOO) در طول 5 ماه، چهار بار توسط نمودار قيمت تماس يافته است. فاصله بين نقاط مناسب است ولي شيب خط روند زياد بوده و قابل قبول نيست. بنظر ميرسد سقوط سهم به زير خط روند محتمل تر از بالاي خط روند ماندن قيمت باشد. در هر حال تشخيص زمان اين سقوط و تصميم براي بازي كردن با سهم پس از قطع خط روند، كاري دشوار بنظر ميرسد. ميزان اطلاعات در حال نمايش در نمودارو اندازه چارت در زاويه خط روند تاثير گذارند. نمودارهاي كوتاه و عريض كمتر حاوي خطوط روند با شيب تند بنظر مي آيند، در حاليكه در نمودارهاي بلند و كم عرض، اكثر خطوط روند با شيب تند به چشم مي آيند. سعي كنيد اين موضوع را هميشه موقع تخمين و ارزيابي ميزان اعتبار يك خط روند در ذهن داشته باشيد.
خطوط روند قطع كننده
بعضي مواقع امكان رسم يك خط روند وجود دارد، ولي نقاط، دقيقا يك خط روند را مشخص نميكنند. مثلا نقاط حداكثر يا حداقل در محل مناسب براي تماس با خط روند قرار ندارند. ممكن است شيب خط زياد باشد يا نقاط حداقل و حداكثر به هم نزديك باشند. اما اگر يك يا چند نقطه را در نظر نگيريم، يك خط روند مناسب و منطبق روي نمودار قيمت ميتوان رسم كرد. گاهي اوقات زمان وجود تغييرات زياد و عدم تعادل در بازار، ممكن است سهم رفتار غيرعادي داشته و بيش از حد معمول نوسان كند كه اين موضوع باعث بوجود آمدن نقاط حداكثر و حداقل نامنعارف ميشود. يك روش برخورد با اينگونه تغييرات شديد اين است كه خطوط روند قطع كننده رسم كنيم. البته در صورتي كه يك خط روند قطع كننده پرش قيمتي را در نظر نگيرد، اين موضوع بايد هدفمند و با دلايل منطقي باشد.
در نمودار بالاخط روند بلند مدت(شاخص S&P500) از اواخر سال 94 صعودي بوده و در ماههاي زير نقاط حداقل را در نمودار قيمت قطع كرده است : جولاي 96، سپتامبر 98 و اكتبر 98. اين نقاط حداقل در اثر اوج فروشهاي بوجود آمده در دوره هاي فوق الذكر بوجود آمده اند و نشاندهنده تغييرات شديد و دفعتي قيمت هستند كه حتي باعث نفوذ قيمت به زير خط روند ميشوند. با رسم خط روند از داخل اين نقاط حداقل بنظر ميرسد شيب خط روند منطقي و خوب بوده و مابقي نقاط مينيمم خيلي خوب و منطبق بر خط روند قرار دارند.
گاهي اوقات در نقاط حداقل يا حد اكثر يك " گروه قيمتي " بوجود مي آيد و چند مدتي نيز باقي ميماند. گروه قيمتي يك بازه زماني است كه در آن قيمت ها در يك ناحيه محدود نوسان ميكند. ميتوان اين نوع نوسانات محدود را در نظر نگرفت و كل يك گروه قيمتي را بعنوان يك نقطه(حداقل يا حداكثر) در نظر گرفت و خط روند را از ميان گروه قيمتي رسم كرد. نمودار شركت كوكا كولا(با نماد KO) كه در بالا آورده شده نشاندهنده يك خط روند قطع كننده است كه بعوض در نظر گرفتن پرش هاي قيمت در رسم خط روند، با استفاده از گروه قيمتي خط روند مناسبتري رسم شده است. در اكتبر و نوامبر سال 98 شركت كوكا كولا دو ماكزيمم قيمت ايجاد كرده كه ماكزيمم نوامبر كمي بالاتر از ماه قبل است(نقطه 1 روي نمودار). اگر نقطه ماكزيمم ماه نوامبر{ماكزيمم اولي} را براي رسم خط روند در نظر بگيريم، شيب خط روند بيشتر منفي ميشود(خط خاكستري) و در ماه دسامبر شاهد تشكيل يك دره(سقوط ناگهاني) در قيمت هستيم. در هر حال خط روند خاكستري يك خط روند دو نقطه اي است و دو نقطه ماكزيمم ماههاي ژوئن(June) و ژولاي(July) سال 99 خيلي به هم نزديكند(فلشهاي سياه را ببينيد). زماني كه ماكزيمم ماه دسامبر99 شكل گرفت(فلش سبز رنگ) يك امكان جديد بوجود مي آيد تا خط روندي قطع كننده از نقاط ماكزيمم اكتبر/ نوامبر98 و دسامبر99 رسم نمود(خط روند آبي رنگ). اين خط روند دوم بر سه نقطه معتبر بنا شده {بصورت انطباق كامل و نه قطع كننده} و اعتبار آن در پيش بيني خط روند مقاومتي بودن آن ثابت ميشود (در ماكزيمم ژانويه 2000 – محل فلش آبي رنگ).
نتيجه گيري
روندها ديد خوبي به تحليل گر ميبخشند، ولي اگر درست و بموقع بكار برده نشوند ميتواند نتيجه عكس داده و اخطارهاي خريد و فروش غلط اعلام كند! عوامل تحليلي ديگري همچون درجات حمايت/ مقاومت يا تحليل فراز/ نشيب(رونق و ركود) نيز بايد بكارگرفته شوند تا بتوان به شكستگي و تغيير شيب خطوط روند اعتماد كرد. با وجود اينكه خطوط روند، مشخصه عمومي و اصلي تحليل تكنيكي هستند ولي بندرت بعنوان ابزار تكي براي تحليل و بررسي روند قيمت سهم و اعتبار سنجي روندها بكار ميروند. خطوط روند نبايد بعنوان ابزار قضاوت نهايي بكار روند، بلكه بعنوان اخطارهايي درباره احتمال تغيير روند قيمت بكار گرفته ميشوند. تحليل گر با استفاده از خطوط روند بعنوان ابزار تشخيص شكستگي و تغيير روند قيمت، ميتواند بصورت دقيق تر، ديگر علائم و نشانه هاي تغيير بالقوه در قيمت سهم را بررسي كند.
خط روند صعودي شركت VRSN(نمودار فوق) چهار بار با نمودار قيمت تماس داشته است{نقاط1تا4} و يك خط حمايت معتبر بنظر مي آيد. علي رغم اينكه در ژانويه 2000 خط روند قطع شده و ميتواند نشانه اي بر برگشتن روند باشد، عكس العمل قبلي{مينيمم واقع در نقطه 4 كه عكس العمل ماكزيمم قبلي محسوب ميشود} شكست خط روند را تائيد نميكند ودر عوض ماكزيممي بالاتر از ماكزيمم قبلي را باعث ميشود.{اين موضوع نشاندهنده شكسته نشدن روند و ادامه داشتن روند صعودي است).
فهرست مطالب
حق تقدم سهام به چه كساني تعلق گرفته و تا چه زماني اجازه معامله بر روي حق تقدم شركتها وجود دارد؟
پس از اعمال افزايش سرمايه در يك شركت ( فارغ از محل افزايش سرمايه ) سهامداراني كه در زمان افزايش سرمايه سهام شركت را در اختيار داشته اند به نسبت افزايشي كه در سرمايه شركت داده شده است داراي حق تقدم مي شوند و يا به عبارتي سهام جايزه به آنها تعلق مي گيرد. به عنوان مثال اگر شركتي 50 درصد افزايش سرمايه داشته باشد و سهامداري در زمان اعمال افزايش سرمايه تعداد 100 سهم از سهام اين شركت را داشته باشد، تعداد 50 سهم جايزه يا همان حق تقدم را در اختيار خواهد داشت.
پس از اعمال افزايش سرمايه در يك شركت فرصتي به منظور انجام معاملات حق تقدمها در نظر گرفته مي شود. در اين دوره سهامداراني كه تمايلي به استفاده از حق تقدمهاي تعلق گرفته به خود را ندارند مي توانند در بازار اقدام به فروش حق تقدم سهام خود نمايند. از طرفي كساني كه در زمان افزايش سرمايه اين شركت سهام آن را در اختيار نداشته اند و يا تمايل به افزايش حجم دارايي خود در سهام اين شركت دارند مبادرت به خريد حق تقدم هاي عرضه شده توسط ديگر سهامداران مينمايند. در اين معاملات قيمت حق تقدم توسط بازار تعيين ميگردد. اين قيمت ميتواند كوچكتر، مساوي و يا بزرگتر از قيمت خود سهم شركت باشد. در نهايت در مدت زماني كه براي حق تقدم سهام شركت مشخص ميگردد، تمام دارندگان حق تقدمها ميبايد مبلغ ارزش اسمي هر سهم را به حساب شركت واريز نمايند. البته پرداخت ارزش اسمي سهم براي سهامداراني كه بواسطه افزايش سرمايه از محل اندوخته مالك سهام جديد گشتهاند منتفي ميباشد.
تقديم به آقا امام رضا ( ع ) :