اسرار معامله در بورس: مواجهه با ضرر و زیان
اسرار معامله در بورس: مواجهه با ضرر و زیان
این مقاله مثبتاندیشی را به دو دسته تقسیم کرده است: مالی و روانی
الف) مالی: هر شخصی در معامله ممکن است ضرر کند، به هر حال اگر در یک بازه طولانی پيوسته متحمل ضرر ميشوید، ميتوان نتیجه گرفت که به طور قطع برخی موارد را به اشتباه انجام ميدهید. بزرگترین خطاهایی که تا به حال من و دیگر معاملهگران مرتکب شدهایم، شامل موارد زیر است:
1 - فقدان یک حد زیان (Stop-loss) تعریف شده و مشخص: به مراتب گفتهام که «یک فرد ميتواند با پرتاب دارت به سمت یک سری سهام و انتخاب تصادفی آنها، سودآوری کسب کند، اگر حد سود (Stop-profit) و حد زیان (Stop-loss) مناسب داشته باشد- اختیار معامله (Option) ميتواند این توانایی را تا حد بسیار زیادی افزایش دهد.»
2 - مبارزه با یک روند (Trend): یک ضربالمثل قدیميکه ميگوید: «روند دوست شماست.» همچنان درست است. مردم طبق تئوری گلهای همیشه دنبالهروی یکدیگرند؛ مردم همیشه به صورت جمعی به یک جهت حرکت ميکنند، زیرا دوست دارند که اندیشهها و عقایدشان توسط دیگران تایید شود. مثلا اگر یک نفر بگوید که سهام شرکت الف را دوست دارد، هیچ تناقضی با این که شما نیز بگویید این سهام را دوست دارید، وجود ندارد. وقتی جریان پیوستهای از پول، یک روند را در یک موجودی ایجاد کرده است، یکی از آسانترین راههای کسب سود، همراه شدن با روند است. اما فراموش نکنید که ریسک آن را پوشش (Hedge) دهید تا وقتی که فرش از زیر پای شما کشیده ميشود، شما جایی برای نگهداشتن خود در آن مهلکه داشته باشید و از رنج و ياسي که سایرین را در بر خواهد گرفت، مصون باشید.
3 - حرص و طمع: انجام معاملات برای کسب سود کلان یکشبه و بدون برنامه هیچ مفهومي جز قمار ندارد. اگر برنامه خوب از پیش تعریف شده نداشته باشید به مثابه این است که قمار ميکنید. چگونه برنامه درست را تشخیص دهیم؟ آنچه را که قصد انجامش را دارید، به طور واقعی یا در ذهن به همسر، بهترین دوست یا بدترین دشمن خود بگویید. اگر آنها منطق درستی در گفتههای شما نميبینند، شما در حال قمار هستید و نميتوانید به صورت استراتژیک فکر کنید و تصمیم بگیرید.
4 - تقبل ریسک بیش از حد تحمل: بزرگترین و محتملترین خطای افراد، پذیرش ریسک بالاتر از حد تحمل خود است. بسیاری از افراد در معاملات فقط به فکر پولی هستند که در آن معامله قرار است به دست آورند، بدون اینکه به این مساله توجه کنند که اگر آنها در این معامله شکست بخورند، چه اتفاقی خواهد افتاد. وقتی که آن اتفاق غیرقابل اجتناب ميافتد، درد و رنجی سخت آنها را فرا گرفته و وادارشان ميکند تا به طور جدی به خروج از بهترین تجارت دنیا فکر کنند. شکست همیشه اتفاق ميافتد، کلید موفقیت یافتن یک استراتژی مناسب با روحيات خود است. به علاوه اعمال استراتژيهاي مدیریت پول (Money Management) در هر معامله یک مساله حیاتی است.
5 - معامله با استراتژی غلط: این موضوع هم شبیه بند چهارم است. بند چهارم بیشتر روی ریسکهای بالا در رابطه با حجم قرارداد در هر استراتژی معامله بحث ميکند. معامله با استراتژی غلط شاید بزرگترین مسالهای است که گریبانگیر بسياري از افراد است.
اگر فکر ميکنید که بعد از شکست و زیان نميتوانید سرزنده و خوشحال در بازار باقی بمانید، شاید بهترین کاری که ميتوانید انجام دهید جستجوی استراتژیهای با ریسک پایین و نوسانات کم است. استراتژیهای یقهای (Collar)، پروانهای (Butterfly)، و تقویمي (Calendar)، استراتژیهایی با ریسک کم و با سود خوب هستند.
ب) رواني (همچنان مثبت باقی بمانید.)
انسان، انسان است! با تمام روحیات انسانی. یکی از دوستانم، ميتواند بدون هیچ مشکلی در هر ماه يكصد هزار دلار در معاملات به دست آورد؛ ولی زمانی که 20هزار دلار در ماه ضرر ببیند، چنان ناله و زاری ميکند که انگار نزديكان خود را از دست داده است. ولی دوست دیگرم، شخصي است که هیچ کس مانند او نميشناسم که بهتر از این با زیان برخورد کند. تا به حال کسی با چنین ویژگیهایی ندیدهام، زیرا وقتی او متحمل زیان ميشود، روز بعد سر موقع در محل کارش حاضر ميشود و معتقد است که در معامله بعدی، برنده واقعی است. اين دو معاملهگر، تفاوتهاي بسياري دارند، آنها در يك بازار مشابه فعاليت ميكنند و سود و زيان مشابه نصيبشان ميشود ولي ديدگاههاي متفاوتي نسبت به اتفاقات دارند. كليد موفقيت اين است كه بدانيد چه روحیاتی دارید (با خود رو راست باشيد.) و مطابق آن معامله کنید. طرز برخورد مايه شرمندگي نيست، نبايد وانمود كنيم كه خصوصياتي داريم كه اصلا در ما وجود ندارند و اين كليد موفقيت در معامله است. دوستانم ميدانند كه من آدم حساسي هستم، ولي اين مهم نيست زيرا شخصيت من اينگونه است و من نميخواهم طوري رفتار كنم كه نيستم.
با این حال حتی اگر شما محدوديتهاي خود را بشناسید و در حوزه آن در بازار بمانيد، هنوز این امکان وجود دارد تا زمانی با بیشترین ناملایمتی از بازار مواجه شوید. مهمترين نكته اين است كه همچنان مثبت بمانيد و دوباره بر این اسب چموش سوار شوید و با اين انديشه بمانید كه «پايان شب سيه سفيد است». زيانها هرچند دردناك، پلي هستند براي يادگيري.بسیار شنیدهاید که دو عامل بازار را به حرکت در ميآورد: ترس و طمع (fear and greed). چرا این چنین است؟ بازار به صورت ساده، جمع تمام حالات احساسي افراد شركتكننده است. مردم به دو روش ياد ميگیرند: جستوجوي لذت و خوشي و دوري گزيدن از درد و رنج؛ وقتي كه پولی از دست ميدهيد و درد و رنجي را تجربه ميكنيد؛ اين یک تجربه یادگیری بالقوه است فرصتی برای در آغوش گرفتن و پذیرفتن این تجربه و نه فرار از آن. بيشتر افراد موفق تلاش ميكنند كه خود را سرزنده و خوشحال نگهدارند و اين شكست را پشت سر بگذارند. با تجربه روبهرو شويد و از آن درس بگيريد وگرنه محکوم به تکرار آن هستید.
یک روش عالی براي مثبت باقي ماندن اين است كه فردي مثبت را پيدا كنيد که به موضوع مورد نظر شما علاقهمند باشد. مردم حقير به شما ميخندند و شما را به عقب باز ميگردانند. مردم والا شما را بالا ميبرند و به شما در محكم باقيماندن كمك ميكنند. اگر كسي که در مواقع ضرر با او صحبت ميکنید، از شما عیبجویی ميکند، دیگر در این موارد با او صحبت نکنید و به دنبال شخصي دیگر باشيد. وارد گروههاي معاملاتي شويد. با مشاور مشورت كنيد. با یک دوست صحبت كنيد. شخصي را با عقايد مثبت پيدا كنيد تا بتواند شما را همچنان با انگيزه نگهدارد. بهترين كتابي كه به توصيف رنج ضرر در معامله ميپردازد، كتاب «بزرگترين معاملهگر بورس دنيا (World’s Greatest Stock Trader)» نوشته Jesse Livermore است. شما با خواندن اين كتاب مطلبي در مورد معاملات بورس ياد نميگيريد، اما مقداری دلگرمياز کسی که بيش از چندين بار قبل از اينكه 100ميليون دلار در سال 1929 به دست آورد، شكست خورده است، فرا ميگیرید. يكي از بهترين زمانهاي يادگيري براي من زماني بود كه يك كتابچه از ضررهاي معاملاتي خود تهیه کردم. مواردي كه در اين كتابچه نوشته بودم، نوع معامله، میزان ضرر، دليل ضرر و سطح ناراحتي از اين ضرر(در مقياس 1 تا 10)بودند. مطلبي كه ياد گرفته بودم اين بود كه بيشترين ناراحتي مربوط به زمانهايي بود كه من ضرر را به خودم تحميل كرده بودم. من معمولا ریسک بالا متقبل ميشدم و یا از استراتژيهاي با ريسك بالا استفاده ميكردم. از آن موقع به بعد تصميم گرفتم كه با خود رو راست باشم و معاملاتي كه مقياس ناراحتي آنها 1 تا 4 بود را انتخاب كردم و معاملات بين 5 تا 10 را به كلي از ذهنم خارج ساختم.از اينجا بود كه تصميم گرفتم هر آنچه كه در مورد استراتژيهاي معاملاتي انتخابی که مورد علاقه من بودند و ميتوانستم بهتر به آنها عمل کنم، ياد بگيرم.متاسفانه زماني كه معاملهگري را شروع كردم، مكان خاصي براي يادگيري استراتژيها وجود نداشت. در نتيجه مجبور بودم كه آنها را به تنهايي و با سعي و خطا ياد بگيرم كه پرهزينهترين و دردناكترين راه يادگيري بود. اگر امکانی برای آموزش استراتژیهای معاملاتی وجود داشت، من حاضر بودم مبلغ يكصدهزار دلار براي آن پرداخت كنم، زيرا اين مبلغ همچنان کمتر از آن چیزی است که من برای یادگیری توسط خودم هزینه کردم. هزينه آموزش در واقع هزينه نيست؛ بلكه سرمايهگذاري است. زیرا با این کار هزینه بالاتری برای يادگيري توسط خود خواهید پرداخت. ممكن است شما چندین هزار دلار در معاملات مختلف ضرر كنيد و هنوز راه مناسب و درست معامله را پيدا نكنید. آموزش حرفهاي در نهایت با صرفهترین راه است و اگر شما به این موضوع باور نداريد، ميتوانيد از یک جراح بپرسيد كه براي آموزش خود چه مقدار هزينه كرده است. سپس او را با یک شخص که به یک دانشکده پزشکی ارزانقیمت رفته است، مقایسه کنید. گرچه این شخص در هنگام تحصیل در پرداخت شهریه صرفهجویی کرده است، اكنون احتمالا سوار بر یک اتومبیل نه چندان گرانقیمت است. ولی آن جراح که پانصد هزار دلار برای اخذ مدرک خود از هاروارد پرداخته است، سوار بر یک رولز رویس است.
پي نوشت: در راستای برگزاری دومین دوره کاربردی معاملات اختيار (Option) در ایران و برای آشنایی بیشتر با تجربیات معاملهگران حرفهای Option، سلسله مقالاتی با عنوان «اسرار معامله در بورس» نوشته اسکات کرامر ارائه ميشود. اسکات، یکی از موفقترین معاملهگران این ابزار در دنیا و یکی از بهترین استادان در دورههای آموزشی Option است. در اولین قسمت به این موضوع حیاتی از زبان اسکات میپردازیم. يادآور ميشود مقالات با کمي تلخیص و با هدف کمک بهتر در درک مفهوم به فارسی برگردان شده است. در این میان بر خود لازم ميدانم از زحمات مديريت گروه مالي ايران و سرکار خانم اسدی و قلعهبیگی در تهيه این مقالات تشکر کنم.
تقديم به آقا امام رضا ( ع ) :