صندوقهای سرمایه گذاری قابل معامله در بورس
صندوقهای سرمایه گذاری قابل معامله در بورس
صندوقهای سرمایه گذاری قابل معامله در بورس
صندوق سرمایه گذاری مشترک چیست؟؟؟
اختیار معامله چیست؟؟؟
قراردادهای آتی چیست؟؟؟
صکوک چیست؟؟؟
اوراق مشارکت چیست؟؟؟
حق تقدم سهام چیست؟؟؟
سهام چیست ؟؟؟
قرارداد آتی، توافق نامهای مبنی بر خرید و فروش یک دارایی در زمان معین در آینده و باقیمت مشخص است. به عبارت دیگر در بازار آتی، خرید و فروش دارایی پایه قرارداد براساس توافق نامهای که به قرارداد استاندارد تبدیل شده است، صورت میگیرد که در آن به دارایی با مشخصات خاصی اشاره میشود. در بازارهای آتی الزامی نیست که کالا یا دارایی به طور فیزیکی رد و بدل شود و برخلاف بازارهای نقدی، انتقال مالکیت فوری دارایی مطرح نمیشود. بنابراین در این بازارها بدون در نظر گرفتن این که فرد مالک دارایی باشد یا نباشد، قراردادها قابل خرید و فروش هستند. برخلاف بازارهای نقد که پشتوانه آن تحویل دارایی است، بازارهای معاملات آتی مبتنی بر تسویه نقدی است و یکی از اهداف آن، خرید و فروش دارایی در آینده است.
توضیحات بیشتر در ادامه مطلب
در قرارداد آتی طبق عقد صلح یک طرف (فروشنده) متعهد می شود در سر رسید معین، مقدار معینی از کالای مشخص را به قیمتی که الان تعیین می کنند به طرف دیگر (خریدار) بفروشد و در مقابل طرف دیگر قرارداد، متعهد می شود آن کالا را با آن مشخصات خریداری نماید. برای جلوگیری از امتناع، طرفین مبلغی را به عنوان وجه تضمین نزد اتاق پایاپای قرار دهند. ضمناً هر یك از طرفین می توانند قبل از سررسید با انعقاد قرارداد صلح دیگری، شخص ثالثی را جایگزین خود در قرارداد اولیه نمایند و پس از تسویه، از قرارداد خارج شوند.
بازیگران بازار آتی را می توان به سه دسته تقسیم کرد
1- پوشش دهندگان ریسک
2- آربیتراژگران
3- معامله گران بازارمعاملات آتی سکه طلا در بورس کالای ایران دارای مزایای زیر می باشد
1- ایجاد بستر لازم برای انجام معاملات منصفانه به صورت یکپارچه و الکترونیکی در ایران
2- امنیت صد در صدی معاملات آتی طبق مقررات بورس کالا و تضمین اتاق پایاپای
3- هزینه کمتر معاملات قراردادهای آتی نسبت به معاملات نقدی آن، و نقدینگی بیشتر این بازار
4- حمایت از سرمایه گذاران و مشتریان در معاملات آتی و کشف قیمت واقعی سکه طلا در بازاری منسجم و شفاف
5- استفاده از اهرم مالی معاملات آتی (اکنون این اهرم حدود 3 می باشد)
مشخصات قرارداد آتی سکه بهار آزادی طرح امام
|
قرارداد آتی پذیرش شده |
سکه طلای تمام بهار آزادی طرح امام خمینی |
|
اندازه قرارداد آتی |
10 سکه |
|
استاندارد تحویل |
براساس استاندارد بانک مرکزی با عیار 900 درهزار با وزن 133/8 گرم |
|
ماه قرارداد آتی |
تمامی ماه های سال |
|
حد نوسان قیمت روزانه |
5 درصد نسبت به قیمت تسویه روز قبل |
|
حداقل تغییر در قیمت |
5.000 ریال |
|
وجه تضمین اولیه |
70.000.000 ریال که این مبلغ ثابت نبوده و توسط بورس کالا قابل تغییر می باشد. |
|
حداقل وجه تضمین |
60 درصد وجه تضمین اولیه |
|
کارمزد معاملات |
30.000 ریال بابت هر قرارداد |
|
کارمزد تسویه و تحویل |
50.000 ریال بابت هر قرارداد |
|
ساعات معامله |
ساعات معاملاتی از ساعت 10 الی 18روزهای شنبه تا چهار شنبه و 10 تا 16 روزهای پنج شنبه |
|
جریمه ها |
الف- حسب مواد 41 و 42 از دستورالعمل اجرایی قرارداد آتی جریمه عدم ارائه گواهی آمادگی تحویل از طرف دارندگان موقعیت تعهدی باز خرید و فروش بمیزانیک درصد ارزش کل قرارداد بر اساس قیمت تسویه آخرین روز معاملاتی قرارداد آتی می باشد. |
|
سایر شرایط |
مبنای تحویل کالا، سکه ضرب آخرین سال می باشد. امکان تحویل کالا برای سکه های ضرب شده سایر سال ها به غیر از سکه ضرب آخرین سال، براساس پرمیوم تعیین شده توسط بورس وجود دارد. |
نحوه انجام معاملات آتی سکه
بورس کالا، نحوه انجام قرارداد آتی برای هر کالا را بصورت استاندارد شده تعیین می کند، بطوریکه برای هر قرارداد زمان تحویل، مقدار کالا، میزان سپرده قرارداد آتی و سایر مشخصات مربوط به کالا مشخص باشد.
برای انجام معامله هر قرارداد آتی خریدار و فروشنده مبلغی را به عنوان سپرده قرارداد آتی در حدود 35.000.000 ریال به منظور حسن انجام قرارداد به حساب عملیاتی خود نزد اتاق پایاپای واریز می نمایند. سپس بر اساس استانداردهای تعیین شده بورس اقدام به تکمیل فرم درخواست خریدیا فروش می نماید که اکنون این فرآیند در کارگزاری ها به صورت تماس تلفنی انجام می پذیرد. خریدار و فروشنده با توجه به زمان تحویل کالا بر روی قیمت رقابت می نمایند. و پس از توافق بر روی قیمت، معامله صورت پذیرفته و اتاق پایاپای مبلغ وجه تضمین اولیه قرار داد را در حساب عملیاتی شخص مسدود می نماید. هزینه کارگزاران و عوارض بورس و کارمزد اتاق پایاپای مجموعاً به مبلغ 30.000 ریال از حساب معامله گر کسر و به حساب اتاق پایاپای واریز می شود. پس از انعقاد قرارداد بین خریدار و فروشنده، در صورتیکه هرکدام از طرفین قرارداد تمایلی به ماندن در قرارداد نداشته باشند می توانند قرارداد خود را در تابلو بورس عرضه نماید. در این حالت رقابت بر روی تابلو بورس بر اساس قیمت پیشنهادی صورت می گیرد و پس از انجام قرارداد آتی توسط خریدار جدید کلیه مسئولیت ها به خریدار جدید منتقل می گردد.
سود یا زیان در قرارداد آتی
سود یا زیان قرارداد در هر روز بر اساس قیمت تسویه قرارداد آتی در تالار بورس محاسبه و پس از پایان ساعت معاملاتی به حساب هر فرد منظور می شود.
-در حالتی که قیمت ها کاهش می یابد از حساب سپرده خریدار کسر و به حساب سپرده فروشنده واریز می شود.
-در حالتی که قیمت ها افزایش می یابد از حساب سپرده فروشنده کسر و به حساب سپرده خردیدار واریز می شود.
نحوه اخذ کد معاملات آتی
اولین قدم برای انجام معاملات در بورس كالا تكمیل مشخصات مشتری جهت دریافت كد در بورس كالا است. این مرحله فقط برای یك بار انجام می گیرد و ضروری است هر مشتری در بورس كالا، از طریق كارگزار خود اقدام به دریافت كد نماید.
مدارك و اطلاعات لازم جهت دریافت كد (اشخاص حقیقی)
1-اصل و فتوكپی شناسنامه و كارت ملی
2-تكمیل فرم درخواست کد مشتریان حقیقی
3-تکمیل فرم احراز هویت مشتریان حقیقی
4-تکمیل فرم اقرارنامه و بیانیه ریسک
5-افتتاح حساب دراختیار (عملیاتی) دریکی از بانک های عامل و تکمیل فرم معرفی اطلاعات حساب بانکی مشتری
6-شرکت در دوره آموزشی بورس کالا و ارائه مدرک شرکت در دوره به کارگزاری
دستورالعمل اجرايي
"نحوه گزارشدهي دارندگان اطلاعات نهاني در بورس اوراق بهادار ایران"
دستورالعمل ثبت و عرضۀ عمومی اوراق بهادار
دستورالعمل اجرایی افشای اطلاعات
شرکتهای ثبت شده نزد سازمان
آییننامه اجرایی قانون بازار اوراق بهادار جمهوری اسلامی ایران
قانون تجارت الكترونيكي
قانون تجارت
قسمت پنجم
قانون تجارت
قسمت چهارم
قانون تجارت
قسمت سوم
قانون تجارت
قسمت دوم
قانون تجارت
قسمت اول
قانون بازار اوراق بهادار جمهوري اسلامي ايران
فصل اول
انتخاب سهام مناسب برای خرید جهت نوسان گیری در بورس همیشه یکی از دغدغه های سرمایه گذاران در بورس اوراق بهادار است در اینجا به روش های رایج سهامداران حرفه ای بازار برای لیست کردن سهام هایی که در روز معامله امکان دارد برای خرید شرایط مناسب تری نسبت به بقیه داشته باشند را شرح می دهم :
موضوع : آیا تا بهحال قصد داشته اید که کل بازار را یک جا رصد کنید؟
مثلا بخواهید بفهمید امروز چه سهم هایی از -۴ تا +۴ رفته اند؟
چه سهم هایی صف فروش هستند؟
چه سهم هایی بیش از حجم مبناشون معامله شده اند؟
الان چه سهمی اختلاف بین آخرین معامله و قیمت پایانیش بیش از ۳ درصد است؟؟
و …
همه این سوالات در بخش تنظیمات دیده بان بازار وجود داره و فقط باید بتوانید فرمول مخصوص سوال خود را پیاده سازی نمایید
در پنجره تنظیمات بوسیله اولین گزینه شما میتوانید سبد یا سبدهای خود را مدیریت کنید .
در بخش نحوه نمایش دیده بان بازار میتوان همه نمادها یا آنهایی که معامله میشوند را نمایش داد
در بخش بازار انتخابی برای نمایش قابلیت انتخاب فقط بازار بورس و یا فرابورس و یا هردو وجود دارد
در بخش گروه بندی گروه های صنعت می توان نمادها را بصورت گروهی و با بدون دسته بندی گروهی نمایش داد
در بخش نحوه نمایش اعداد بزرگ طبیعتا حالت پیش فرض بهترین حالت هست ولی میتوانید اعداد بزرگ را کامل هم ببینید
قابلیت نمایش تسهیلات مسکن هم برای حذف تسه از لیست نمادهاست که بهتراست حذف شوند
در بخش گروه انتخابی برای نمایش میتوان فقط گروه دلخواه خود را انتخاب کنید و ساید گروهها نمایش داده نشوند
و اما قسمت جذاب دیدبان بخش ساخت فیلتر میباشد که خیلی کاربردهای مختلفی دارد
حتما پیش آمده که شما خواسته اید که چند نماد از گروههای مختلف را یکجا و به صورت آنلاین مشاهده کنید و یا بخواهید بدانید که الان کدام نمادها صف خرید سنگین و صف فروش سنگین دارند و یا اینکه کدام نمادها بیش از حجم مبنهای خود معامله داشته اند و با کدام نمادها آخرین معاملهشان مثبت بوده ولی قیمت پایانی آنها منفی بوده یا بالعکس. شاید دوست دارید بدانید خریداران کدام نمادها از فروشندگان آن بیشتر است و هزاران سوال دیگر. جواب دادن به این سوالات در زمان کوتاه خیلی سخت و یا حتی غیممکن است اما بوسیله ساخت فیلتر بخش دیدبان شما میتوانید براحتی به جواب خود برسید
در پنجره تنظیمات ساخت فیلتر را کلیک کنید و فیلتر جدید را بزنید و این فیلتر را وارد نمایید:
(l18).indexOf(“ش”)==۰ این فیلتر را که اعمال کنید فقط نمادهایی که با حرف “ش” شروع می شوند در دیدبان فعال می گردند
آدرس:
http://www.tsetmc.com/Loader.aspx?ParTree=15131F#
اگر خودتان می خواهید فرمول بنویسید در این آدرس توابع را ببینید :
http://www.tsetmc.com/Site.aspx?lnkidn=1990&ParTree=151713
چهار فرمول برای مثال نوشتم:
۱) سهم هایی که حجم خرید آنها در سه ردیف قابل مشاهده ۴ برابر حجم فروش در سه ردیف قابل مشاهده است و قیمت آخرین معامله کمتر از قیمت پایانی است. برای نوسان گیری میشه استفاده کرد.
((qd1)+(qd2)+(qd3))>(4 * ((qo1)+(qo2)+(qo3))) && (pl)<(pc)
۲) سهم هایی که آخرین قیمت معامله شده آنها کمترین قیمت روز باشد
(pmin)==(pl)
۳) سهم هایی که حجم معامله شده ۴ برابر حجم مبناست و قیمت پایانی امروز کمتر از قیمت دیروز است :
((tvol)>4 * (bvol)) && ((py)>(pc))
۴) شناسایی سهم های نوسانی.سهم هایی که کمتری قیمت و بیشترین قیمت روز بالای ۴ درصد نوسان دارند ، تعویض عدد ۴ نوسان به دلخواه.
(((pmax)-(pmin))/(pmin))*100>4
در هر صورت هرگونه تصمیم گیری برای خرید و فروش به عهده شخص سهامدار است ، بدون شک فهرستی که توسط این فرمول ها ارایه می شود را باید توسط روش های دیگر تحلیل تکنیکال بررسی کنید و با در نظر گرفتن سایر شرایط و سیگنال ها بهترین سهم را انتخاب نمایید.
در ادامه چند نمونه از فرمول های رایج دیگر را برای اطلاع شما دوستان عزیز شرح می دهم :
می دانید که معمولا بعد از آغاز یک روند شارپ در روز دوم یا سوم در یک سهم ، ناگهان قیمت سهم حول و حوش ساعت ۱۰ پایین می افتد و بعضی ها خالی می کنند. در حالیکه قیمت پایانی بالای ۳ درصد هست و قیمت لحظه ای حتی ممکن منفی هم باشد. فرصت خرید خوبی در این وضعیت ایجاد می شود . این فرمول به صورت لحظه به لحظه شما را در جریان این نمادها قرار می دهد:
(pc)-(pl))/(pc) > .03 && (pcp)>3 && (tno)>10 && (pl)!=(tmin))
فرمول برای سهم هایی که در ابتدای صبح نزول داشتن و حالا در حال بازگشت به درصدهای مثبت هستند :
(pl)<((pf)-((pf)-(pmin))/2) && (pl)>((pmin)+((pf)-(pmin))/4) && (plp)<=1 && (tno)>10 && (pf)>(pmin) && (pf)>(py)
فرمول برای سهم هایی که در روند صعودی تثبیت شده اند و صف خرید هم نیستند
(pl)>1.01*(pf) && (tno)>10 && (pf)>1.01*(py) && (pl)!=(tmax)
فرمول برای سهم هایی که تقاضای بالا در کف قیمتی دارند
qd1)*(pd1)+(qd2)*(pd2)+(qd3)*(pd3)>500000000 && (pl)!=(tmin) && (tno)>10 && (plp)<2 && (qo1)*(po1)+(qo2)*(po2)+(qo3)*(po3)<100000000
فرمول برای سهم هایی که بیشتر از ۵ برابر حجم مبنا معامله شده اند
(tvol) >= 5*(bvol)
فرمول برای سهم هایی که صف فروش بیش از دو برابر حجم مبنا:
(po1) == (tmin) && (qo1)>=2*(bvol)
فرمول برای ایجاد سبد شخصی در دیده بان بازار :به جای نام نمادهای زیر نام نمادهای سبد خود را بنویسید فقط دقت که کامل بنویسی و به حروف ک و ی هم دقت کنید که عربی نباشند.
(l18).indexOf(“ستران”)==۰ ||
(l18).indexOf(“شپنا”)==۰ ||
(l18).indexOf(“کهرام”)==۰ ||
(l18).indexOf(“وساپا”)==۰ ||
(l18).indexOf(“تیپیکو”)==۰ ||
فرمول برای سهم هایی که صف خرید ۵ برابر حجم مبنا:
(pd1) == (tmax) && (qd1)>=5*(bvol)
فرمول برای سهم هایی که آخرین قیمت کمتر از ۱- و قیمت پایانی ۱+:
(plp)<-1 && (pcp)>1
و برعکس :
(plp)>1 && (pcp)<-1
فرمول برای سهم هایی که در طول روز در حال تشکیل چکش سفید هستند:
(pl)>1.02*(pf) && (tno)>10 && (pl)!=(tmax)
فرمول برای سهم هایی در طول روز در حال تشکیل چکش معکوس سفید هستند:
(pf)<1.01*(pmin) && (plp)<=1 && (tno)>10 && (pl)>1.02*(pmin)
فرمول برای سهم هایی که در موقعیت مناسبی برای خرید در قیمتهای منفی هستند ، با تاکید بر بازگشت روندشان به ترند صعودی:
((pl)<((pf)-((pf)-(pmin))/2) && (pl)>((pmin)+((pf)-(pmin))/4) && (plp)<=1 && (tno)>10 && (pf)>(pmin) && (pf)>(py)) || ((pf)<(py) && (plp)<1 && (tno)>10 && (pl)>(py)) || ((pl)>1.01*(pf) && (tno)>10 && (pf)>1.01*(py) && (pl)!=(tmax)) || ((pl)>1.02*(pf) && (tno)>10 && (pl)!=(tmax)) || ((pf)<1.01*(pmin) && (plp)<=1 && (tno)>10 && (pl)>1.02*(pmin) )
فرمول برای سهم هایی که p/e بین ۵ تا ۶ دارند:
(pe)>5 && (pe)<6
فرمول برای سهم هایی که قدرت خریدار را نشان می دهد یعنی ارزش ریالی متقاضیان خرید بیش از دو برابر ارزش ریالی فروشنده ها است:
(pd1)*(qd1)+(pd2)*(qd2)+(pd3)*(qd3) >2*( (po1)*(qo1)+(po2)*(qo2)+(po3)*(qo3))
پیوت مینور و ماژور چیست؟
یکی از مباحث مقدماتی و ظریف تکنیکال که به نظر من باید در جلسه اول هر کلاس تکینکالی تدریس و تشریح شود مبحث پیوت هاست، اما متاسفانه به دلیل این که در کتاب جان مورفی مطرح نشده در خیلی از کلاس ها بیان نمی شود و این عدم بیان موجب ایجاد مشکل در خیلی از نمودار های فعالان تکنیکال شده …
هر تکنیکالیستی برای شروع تحلیل نیاز دارد تا یک سری نقاط رو به عنوان نقاط مهم شناسایی و بر اساس این نقاط روند ها رو تشخیص و یا ابزار ها رو رسم کنه در علم تکنیکال به این نقاط کلیدی پیوت میگیم. پیوت ها نقاطی هستن که چرخشها و تغییر جهت ها در آنها شکل میگیرد. به عبارت علمی تر پیوت مجموعه سه کندل هم راستاست که در جهت خلاف روند قبلی شکل میگیرند.
پیوت ها به دو دسته تقسیم بندی میشن: پیوت های مینور و پیوت های ماژور
پیوت هایی هستن که برگشت قیمتی محدودی رو شاهد هستیم و در اصطلاح عام نوسانات کوچک خطابشان میکنیم که مورد علاقه نوسان گیران است. اصلاح های کوچکی که در آن ها شاهد توقف کوتاه مدت روند اصلی هستیم و از دید تکنیکال ارزش و اعتبار خاصی ندارن و ما نباید این نقاط رو مرجعی برای رسم خط روند یا الگو ها قرار بدیم …
برگشت های بزرگی هستند که در این نقاط جهت روند عوض میشه و روند های نزولی تبدیل به روند های صعودی و یا بلعکس میشوند و این نقاط مهم باید توسط تکنیکالیست شناسایی و بر اساس انها خط روند ها و کانال ها و یا الگو ها رسم شوند. پس به عبارت ساده تر پیوت های مینور نوسانات کوتاه و بی اعتباری هستن که در تعیین الگو های نموداری نقش موثری ندارن و ما باید از آنها چشم پوشی کنیم همچنین در هنگام ترید کردن باید مراقب باشیم که در تله این نوسانات کوتاه نیفتیم چرا که این نقاط خلاف روند اصلی هستن ولی پیوت های ماژور نقاط با اهمیتی هستن که ما باید حداکثر سعیمان را بکنیم که این نقاط رو شناسایی کنیم چرا که در این نقاط روند ها تغییر جهت میدهند و هدف ما هم ترید کردن در جهت روند های تازه شکل گرفته و رسم الگو و ابزار ها بر روی این نقاط مهم هست.
پیوت های ماژور دو ویژگی خاص دارند:
۱. در این نقاط تغییر فاز مکدی شکل میگیره
۲. روند جدید شکل گرفته در نقطه ماژور ۳۸ درصد روند قبلی رو اصلاح میکنه
باید توجه داشته باشیم که پیوت های ماژور در انتهای یک روند شکل گرفته و روند جدیدی رو شروع میکنند. توجه داشته باشید که برای شناسایی نقاط معتبر باید هر دو شرط در کنار هم رعایت شده باشد.
اما من در طی این سالها به یک نکته جالب دیگر نیز رسیده ام و ان این که برای پیدا کردن پیوت های ماژور علاوه بر مکدی ما میتوانیم از اسیلاتور ها (توجه کنید میگم اسیلاتور و نه اندیکاتور، تفاوت این دو رو بعدا خواهم گفت )کمک بگیریم من خودم از دی تی اسیلاتور استفاده میکنم به این شکل که در نگاه اول برای پیدا کردن سریع نقاط ماژور معتبر نقاطی که در آنها دی تی اسیلاتور در محدوده اشباع خرید یا فروش چرخش داشته رو علامت گذاری میکنم معمولا در این روش ۷۰ درصد پیوت های ماژور معتبر شناسایی میشن ولی خوب باز هم باید فیلترشون کنید ولی بسیار کمکتون میکند
باز هم تاکید میکنم که در علم تکنیکال ما مجاز نیستیم به هیچ عنوان هیچ ابزاری رو بر روی مینور ها رسم کنیم حتما باید ابزار ها. واگرایی ها. پترن ها. چنگال ها، فیبو ها بر روی ماژور رسم بشوند. تنها میتونیم در روند های خنثی مینور ها رو در غالب کانال های کوچک نشان دهیم
توجه داشته باشید که پولبک ها هم به صورت استثنا معمولا مینور هستند و توجه داشته باشید که روش های زیادی برای شناسایی پیوت معرفی شده اما ساده ترین و پر کاربردترین روش روش دیداری هست که امروز معرفی کردیم.
اطلاعات لازم براي سرمايهگذاري در بورس
معرفی پلتفرم معاملاتی متاتریدر و كاربرد آن در بازار بورس
تحلیل تكنیكال یك روش تحلیل نمودار قیمت در بازارهای مالی میباشد كه امروزه به مدد اینترنت، كامپیوتر و نرمافزارها به اوج خود رسیده و توانسته بوسیله این ابزار كارا به صورت آنلاین و بدون محدودیت جغرافیایی در خدمت بشر قرار گیرد.
تحلیل تكنیكال یك روش تحلیل نمودار قیمت در بازارهای مالی میباشد كه امروزه به مدد اینترنت، كامپیوتر و نرمافزارها به اوج خود رسیده و توانسته بوسیله این ابزار كارا به صورت آنلاین و بدون محدودیت جغرافیایی در خدمت بشر قرار گیرد.
امروزه به جرات میتوان گفت محبوبترین پلتفرم تحلیلی و معاملاتی در همه دنیا توسط شركت متاكوتز metaquotes به جهان معرفی شده است.
این پلتفرم یا همان نرمافزار معروف متاتریدر در سالهای اخیر با نسخه 5 عرضه شده كه به ادعای همه تحلیلگران و معاملهگران دنیا در نوع خود بسیار پیشرفته، كامل، كارا و پرقدرت میباشد. خوشبختانه پلتفرم متاتریدر 5 در ایران به همت مديريت محترم كارگزاری مفید در اختیار همه ایرانیان قرار گرفته است.
ابزارهای مختلفی توسط این پلتفرم در اختیار كاربر قرار میگیرد كه تعدادی از آنها عبارتند از:
و ....
دانلود نرمافزار تدبیرتریدر5 ،
جزوه آموزش پلتفرم و برنامههای جانبی آن
پلتفرم معاملاتی MT5 امروزه جزء بهترین نرمافزارهای معاملاتی جهان است كه به همت مدیریت محترم كارگزاری مفید چند سالی است در اختیار كاربران و سهامداران ایرانی و بازار بورس قرار گرفته است.
پلتفرم معاملاتی MT5 امروزه جزء بهترین نرمافزارهای معاملاتی جهان است كه به همت مدیریت محترم كارگزاری مفید چند سالی است در اختیار كاربران و سهامداران ایرانی و بازار بورس قرار گرفته است. این پلتفرم كه با نام تدبیرتریدر 5 اكنون در اختیار شماست علاوه بر امكان دانلود و نصب رایگان آن دارای جزوه جامع آموزشی است كه به صورت دقیق و جزئی به بیان قابلیتهای كاربردی این نرمافزار پرداخته است.
همچنین از طریق لینكهای زیر میتوانید به دانلود و نصب دو برنامه جانبی تاریخ شمسی و فارسی ساز محیط نرمافزار نیز دسترسی داشته باشید.
دانلود نرمافزار تدبیرتریدر5 نسخه PC
دانلود جزوه آموزش كار با نرمافزار و آموزش نصب تدبیرتریدر5
سايت آموزش كار با نرمافزار و آموزش نصب تدبیرتریدر5
دانلود نرمافزار تدبیرتریدر5 نسخه اندرويد
آموزش نرمافزار تدبیرتریدر5 نسخه اندرويد
دانلود نرمافزار تدبیرتریدر5 نسخه ios
آموزش نرمافزار تدبیرتریدر5 نسخه ios
معاملات آنلاين، امكانات و مزايا
تحليل تكنيكال و فيبوناچی
تحلیل تکنیکال و اندیکاتور
تحلیل تكنیكال و كانال
تحلیل تكنیكال و روند
تحلیل تكنیكال و نمودار
فلسفه تحلیل تكنیكال و اصول آن
خلاصه گام های سرمایه گذاری در بورس
حمید اخوت نیا
گام اول: مطالعه، مشورت و توجه به اصول سرمایه گذاری در بورس
گام اول برای سرمایه گذاری در بورس، مطالعه و شناخت کافی درباره این بازار، مشورت با افراد حرفه ای و تعیین هدف از سرمایه گذاری در بورس است. توصیه می کنیم به اصول زیر توجه داشته باشید:
1- با نگاه بلندمدت سرمایه گذاری کنیـد.
2- توجه داشته باشید که ذات بورس با نوسان همراه است، بنابراین در مواجهه با افت و خیزهای مقطعـی بازار، هیچگاه بصورت شتابـزده و هیجانی اقدام به خرید یا فروش سهام نکنید.
3- برای شروع کار، از سرمایه های مازاد خـود استفاده کنید و سرمایه های ضروری خود را وارد بورس نکنید.
4 - حتما برای سرمایه گذاری در بورس، با افراد متخصص مشورت کنید. کارگزاران رسمی بورس که مجوز مشاوره دارند، یکی از مناسب ترین گزینه ها برای مشورت در سرمایه گذاری هستند.
گام دوم: دریافت کد معاملاتی
حتما شما هم در یک یا چند بانک، دارای حساب بانکـی هستید. همانطـور که برای پس انداز و سرمایه گذاری در بانک، نیازمند دریافت شماره حساب بانکی هستید، برای سرمایه گذاری در بورس هم باید در اولین گام، کد معاملاتی دریافت کنید. برای دریافت کد معاملاتی، می توانید با در دست داشتن مدارک شناسایی شامل شناسنامه و کارت ملی، به یکی از کارگزاران رسمی بورس مراجعه کنید .
گام سوم: خرید و فروش سهام
برای خرید و فروش سهام، نیازی نیست به تالار بورس مراجعه کنید. خرید و فروش سهام صرفا از طریق شرکت های کارگزاری و به یکی از روش های زیر انجام می گیرد:
- مراجعه حضوری به کارگزاری و ارائه سفارش خرید یا فروش
- سفارش تلفنـی به کارگـزاری، برای خرید یا فروش سهام
- سفارش اینترنتی به کارگـزاری، برای خرید یا فروش سهام
- خرید یا فروش مستقیم سهام توسط خود فرد، ازطریق سامانه معاملات آنلاین (برخط)
تفاوت سفارش اینترنتی و معاملات آنلاین (برخط) این است که در سفارش اینترنتی، شما بجای مراجعه حضوری به دفتر کارگزاری و تکمیل فرم سفارش خرید یا فروش سهام، به پایگاه اینترنتی کارگزاری مراجعه کرده و فرم سفارش خرید یا فروش سهام را ازطریق اینترنت تکمیل کرده و در اختیار کارگزار قرار می دهید، اما در نهایت، این کارگزار است که عملیات خرید یا فروش سهام را براساس سفارش شما انجام می دهد، اما در معاملات آنلاین، شما پس از دریافت گذرواژه و رمز عبور از کارگزاری، می توانید شخصا نسبت به خرید و فروش سهام ازطریق اینترنت اقدام کنید. افزایش سرعت، سهولت و عدالت در دسترسی به بورس و خرید و فروش سهام، مهمترین مزیت معاملات آنلایـن است.
"توصیه می شـود افـرادی از روش معاملات آنلایـن استفاده کننـد که تجربه بیشتـری در خریـد و فروش سهام دارند."
چند توصیه مهم برای سرمایه گذاری در بورس
1- همواره سبدی از سهام متنوع تشکیل دهید تا ریسک سرمایه گذاری شما کاهش یابد. با این کار، زیان ناشی از کاهش قیمت یک یا چند سهم، با سود ناشی از افزایش قیمت سایر سهام موجود در سبد سرمایه گذاری شما کاهش خواهد یافت.
2- حتی الامکان، بجای خرید مستقیم سهام، از طریق صندوق های سرمایه گذاری وارد بورس شوید، چون این صندوق ها، توسط افراد حرفه ای اداره شده و تحت نظارت سازمان بورس و اوراق بهادار فعالیت می کنند، بنابراین ریسک سرمایه گذاری شما تا حد زیادی کاهش می یابد. جالب است بدانید برخی از صندوق های سرمایه گذاری، پرداخت حداقل سود مشخصی را تضمین می کنند.
آموزش بورس در 20 دقیقه - صفحه 3
آموزش بورس در 20 دقیقه - صفحه 2
آموزش بورس در 20 دقیقه - صفحه 1
حجم مبنا چیست؟
اطلاعات مفید و جامع در مورد بورس و سهام
قسمت دوم
اطلاعات مفید و جامع در مورد بورس و سهام
قسمت سوم
بررسی عملکرد بازار گردانها در بورس تهران
دکتر محمد جلیلی
مقدمه
یکی از مباحث جدید مطرح شده در بازار سهام ایران مفهوم بازارگردانی است. اما عدم موفقیت این ابزارها برای برآورده نمودن انتظارات، بحثهایی را در خصوص واکاوی علل این ناکامی ها و به تبع آن ارائه راهکارهایی برای بر طرف نمودن موانع پیش روی جهت ارتقا آن برانگیخته است. اگرچه این مفهوم یک ابزار سودمند برای بازارهای سهام می باشد، اما برای بهره مندی از مزایای آن باید اشکالات ساختاری برطرف شده و پیش فرضهای مناسب ایجاد گردد. دربازارهای سهام گروههای مختلفی فعال هستند و به تناسب نقش و ماهیت خود، هر کدام کارکردهای خاصی دراین بازارها دارا می باشند. از جمله این گروهها به موارد زیر می توان اشاره نمود:
1. متخصصين (specialists): افرادی هستند که دارای دانش تخصصی بوده و دربازار نقشهای متعددی ایفا می نمایند.
2. كارگزاران ((brokers: به نمایندگی از دیگران وظیفه خرید و فروش سهام را برعهده دارند.
3. dealers)) معامله گران : کسانی هستند که به حساب خود معامله انجام می دهند و به نقدینگی بازار کمک می کنند.
4. آربيتراژرها : ((arbitragersبا استفاده ازاختلاف قیمت در بازارهای مختلف، منافع بدست می آورند.
5. speculators) ) سفته بازان : از فرصتهای کوتاه مدت بازار برای کسب سود بهره می برند.
6. ((market makers بازارسازها
در ادبیات مالی، بازارسازها1 يا متخصصين2، افراد يا موسساتي هستند كه با هدف كسب سود اقدام به خريد و فروش دارايي مالي(اوراق بهادار) مينمايند و بنا به ماهيت عملكرد از نوسانات ناخواسته قيمت دارايي مالي ميكاهند. بنابراین بازارسازها در واقع بنگاههای اقتصادی هستند که فعالیت متکی بر دانش انجام می دهند. این افراد یا مؤسسات ماهیتاً نمی توانند جزو کسانی باشند که به اطلاعات داخلی شرکت دسترسی خاص دارند( در واقع insider نیستند) بلکه بر اساس اطلاعات اقتصادی عمل می کنند. سود بازارسازها از مابه التفاوت مظنه خرید و فروش بدست می آید.
در بورس ایران پدیده بازارگردانی(بازارسازی) مفهومی جدید محسوب میگردد. بازارگردانی در بورس تهران از اسفندماه 1383 آغاز گردید. براساس آیین نامه اجرایی آن بازارگردانی "به منظور رفع عدم تعادل های موقت بین عرضه و تقاضای سهام معین، پاسخگویی به سفارش های عرضه تقاضا، افزایش نقدشوندگی سهام و با ثبات کردن قیمتها در دامنه نوسان محدود" به تصویب شورای بورس رسید. در هنگام تصویب این سیستم تصور می شد که بازارگردانها موجب می شوند در بازار ثبات ایجاد شود و به حفظ و تداوم ثبات کمک می کنند. اما آیا از آغاز فعالیت تاکنون این مفهوم توانسته اهداف فوق الذکر را برآورده نماید؟ آیا پیش فرضها و نحوه اجرای این مفهوم با مبانی علمی و متداول آن تطابق دارد؟
برای جواب دادن به این سؤال ضمن بررسی و معرفی نحوه فعالیت بازارگردانها در بازارهای مختلف، اهمیت رفتار و مکانیسم عمل آنها را مد نظر قرار می دهیم.
نحوه عملکرد بازارگردان ها:
هنگاميكه هر بازارگردان يك سهم يا اوراق بهادار خاصي را بازارگرداني ميكند، به او عنوان Specialist اطلاق ميشود. يك بازارگردان يا متخصص متعهد به تنظيم جريان سفارش و قيمتها ميباشد. (بعنوان مثال زمانيكه انبوه سفارشات فروش وجود دارد متخصص بازار متعهد به خريد سهام جهت تثبيت قيمت هاست.) اما از آنجاييكه مبالغ قابل توجهي سرمايه مورد نياز است تا متخصصان بازار يا بازارگردان هاي انفرادي به انجام وظايف خود بپردازند، در اغلب موارد آنها تحت پوشش شركتها سازماندهي مي شوند.
ماهيت عملياتي بازارگردانها بگونهاي است كه آنان نياز به دانش و آگاهي گسترده از مسايل بازار سرمايه و اقتصاد دارند. به عبارتي دراختيار داشتن تحليلگران مالي از جمله پيششرطهاي اساسي در شكلگيري و فعاليت بازارگردان ها ميباشد.
بازارگرداني در بازارهاي در حال توسعه وكم ثبات به لحاظ مسايل سياسي، اقتصادي و سياستگذاري نيز با مفهوم آن در بازارهاي توسعه يافته مغايرت بنيادين دارد. بررسيها نشان ميدهد که پهنا و عمق بازارهاي توسعه يافته با درحال ظهور تفاوت معنيدار دارد و ضمنا منحنيهاي عرضه و تقاضاي بازارهاي در حال ظهور نيز پيوستگي ندارد.
چگونگي تعيين قيمت اوراق بهادار:
ارزش بازار سهام بر اساس عرضه و تقاضا در هر لحظه تعيين ميشود و به اين ترتيب مجموعه در تعادل قرار ميگيرد. قيمتهاي اوراق بهادار در بازار ثانويه بوسيله بازارگردانها تعيين مي شود.
نكته قابل توجه در تعادل بازار دارايي مالي آن است كه همواره شاهد تعامل دو بازار براي هر دارايي مالي هستيم: بازار گردشي(flow)، بازار غيرگردشي(stock).
• ) :stock)بازار غيرگردشي در بازار غيرگردشي عرضه و تقاضاي موجودي سهام منتشره مد نظر قرار ميگيرد (مختص سهامداران استراتژيك همانند هلدينگها كه سهم را براي نگهداری خریداری می کنند نه برای فروش)
• ( flow) بازار گردشي :در بازار گردشي عرضهها و تقاضاها در زمانهاي مختلف موجب شكلگيري قيمت تعادل ميشوند ( مانند شركتهاي سرمايه گذاري كه به قصد فروش سهام را خريداري مي نمايند.)
كشش پذيري بازارغيرگردشي نسبت به قيمت صفراست. در ايران بخش stock یا بازار غیر گردشی را درنظر نمي گيريم. سهامدار استراتژيك نبايد مجبور شود سهام خود را عرضه نمايد. سهامدار استراتژيك سهام خود را نمي فروشد. چون تمامي دارندگان سهام يك شركت در يك لحظه به معامله مبادرت نميكنند بنابراين كششپذيري عرضه در بازار غيرگردشي اندك بوده و تغييرات قيمت بر ميزان عرضه موجودي دارايي مالي اثرات چنداني نخواهد داشت. به اين ترتيب حصول تعادل ماندگار در بازار منوط به تعادل در هر دو بازار ميباشد.
داراييهاي مالي با بازارهايي به ويژگيهاي فوق است كه مورد توجه موسسات مالي بازارگرداني واقع ميشوند. بازارگردانها ضمن تعيين گسترهاي از نوسانات قيمت حول ارزش ذاتي كه نقطه تعادل ميباشد، اقدام به خريد و فروش سهام مينمايند و به اين ترتيب از نوسانات نامناسب قيمت دارايي مالي ممانعت به عمل ميآورند.
آنان همواره تعداد مشخصي از هر دارايي مالي را براي ايجاد نظم و توازن در بازار نگهداري ميكنند و در ازاي چنين اقدامات منافعي حاصل ميآورند.
نتیجه اینکه :
الف. براساس اطلاعات حاصل مشخص میشود که عملا اقداماتی که تحت عنوان بازارگردانی انجام میپذیرد بر مطلوبیت سرمایهگذاران اثر نامطلوب داشته است.
ب. عملیات بازارگردانی در ایران با چارچوب نظری و اجرایی آن در سایر بازارهای مالی متفاوت است.
جملات کوتاه و مثالهای زیر برخی تفاوتهای بنیادین مفهوم بازارگردانی در کشورهای توسعه یافته با کشورهای در حال توسعه را ترسیم می کند:
· بازار گردانی یا بازار سازی مشابه انجام تنفس مصنوعی و برخی اقدامات اولیه برای یک مصدوم دچار عارضه قلبی می باشد که خطرات اولیه رفع شود و بیمار برای عمل جراحی قلب آماد شود. بنابراین بازارسازی ب معنی جراحی قلب برای حل مشکلات اساسی و پایه ای نیست.
· برخی آنالیستها معتقدند که بازار گردانی در شرایط که بسترهای محیطی و پیش فرضهای آن فراهم نباشد همانند شنا کردن در یک استخر بدون آب است. بنابراین مفهوم بازارسازی وقتی به معنای واقعی آن قابل پیاده سازی است که جو و فرهنگ آن نیز وجود داشته باشد.
· تجربه کشورهای در حال توسعه نشان می دهد که در برخی از این کشورها عملیات بازار سازی به دلیل فراهم نبودن بسترهای محیط موفق نبوده است. در کشور نپال در اوایل اجرای این سیستم (6 سال پیش) 6 بازار گردان فعال بودند در حالیکه این تعداد امروز به 1 بازار گردان کاهش یافته است.
· البته این مشکلات و مسائل قابل حل می باشد.
بازده شرکت و بازده سهام
می دانیم که به دلیل تفاوت در موانع ورود و شدت رقابت بازده سرمایه گذاری در صنایع مختلف یک سان نیست. صنایعی مثل داروسازی که درجه تمرکز بالایی دارند بازده بسیار بالاتری از صنایع خیلی رقابتی مثل مونتاژ وسایل الکترونیک یا تولید فرش ماشینی دارند. از تئوری اقتصاد هم می دانیم که در صنایعی که امکان ورود افراد جدید راحت باشد سود در درازمدت به سمت صفر اقتصادی میل می کند و در عمل هم همین طور است یعنی سود این شرکت ها تقریبا معادل بهره بانکی به علاوه مقداری برای جبران ریسک است.
حالا می توانیم بپرسیم که بازده سهام این دو نوع شرکت در بازار بورس چه فرقی با هم دارد؟ بر خلاف شهود اولیه مردم بازده سهام شرکت هایی که نرخ بازگشت سرمایه "پایین تری" دارند در بازار بورس "بالاتر" است. البته هیچ ماجرای عجیبی وجود ندارد و قضیه با تئوری اقتصاد خیلی ساده توضیح داده می شود.
اصولا چارچوب نگاه به مساله بازده در هنگام سرمایه گذاری مستقیم در یک شرکت و یا سرمایه گذاری در خرید سهام کاملا با هم متفاوت است.
1) وقتی "راسا" تصمیم به سرمایه گذاری فیزیکی در ایجاد یک شرکت می گیریم مساله شدت رقابت تعیین کننده نرخ سود به سرمایه ما است. این طور فکر کنید که مزد کار کردن در صنایع مختلف متفاوت است. مثلا قرار این است که کسانی که دارو تولید می کنند از کسانی که زیرپله خانه شان رایانه مونتاز می کنند پول بیشتری گیرشان بیاید و همه هم این را می دانند ولی نکته این جا است که هر کسی امکان یا شایستگی ورود به هر صنعتی را پیدا نمی کند. صنایعی که ورود به آن ها نیازمند فن آوری، سرمایه اولیه، ارتباطات بازاریابی، رانت های سیاسی و الخ بالاتری است سودهای بالاتری دارند و سود بالاتر آن ها شبیه به جایزه کسانی است که توانسته اند به حلقه بزرگان راه یابند.
2) وقتی تصمیم می گیریم که در بازار سهام سرمایه گذاری کنیم مساله کاملا متفاوت می شود. در بازار سهام هزاران سهم وجود دارد (از جمله سهام آن داروسازی و آن رایانه ساز زیرپله ای) و افراد تقریبا می توانند هر سهمی را که دلشان بخواهد بخرند. حال فرض کنید که یک سهم بازده بالاتری از سهم دیگر داشته باشد. چه اتفاقی می افتد؟ خوب جواب ساده است. تقاضا برای سهم جذاب تر بالا رفته و قیمت آن افزایش می یابد و چون درآمد سهم ثابت است بازده آن (نسبت درآمد* به قیمت) کاهش می یابد تا به سطح بقیه برسد. بر عکس اگر بازده سهمی کم باشد تقاضا برایش کاهش پیدا کرده و قیمتش افت می کند و بازدهش دوباره در تعادل قرار می گیرد. همیشه شکل تعادل در ظروف مرتبطه را برای شبیه سازی بازار سهام در ذهن داشته باشید.
3) ولی این همه قصه نیست و جذابیت مساله از این جا شروع می شود. سهام مختلف به لحاظ خصوصیت مثل هم نیستند. مثلا میزان ریسک یا قدرت نقدشوندگی سهام مختلف با هم متفاوت است. ریسک بالا یا نقدشوندگی پایین چیزهای بدی هستند و مردم چون از وجود این چیزهای بد آگاه هستند بابت خرید سهامی که مشخصه های بد بیشتری دارند بازده بالاتری طلب می کنند و اگر این بازده بالاتر نباشد هرگز سراغ این سهام نمی روند. نکته خلاف شهود مردم همین جا است. مردم معمولی اکثرا فکر می کنند که باید سهام "خوب" بخرند تا بازده خوبی به دست آورند. یعنی سهامی که دردسرهایی مثل ریسک و نقدنشدن کم تری داشته باشد ولی مساله این است که هم فروشنده این تیپ سهام و هم دیگر خریداران به این موضوع وافقند و همین "قیمت" این تیپ سهام خوب را بالا می برد و در نتیجه از بازده آن ها می کاهد. هر قدر سهامی دردسر بیش تری داشته باشد اتفاقا بازده "بالاتری" دارد.
اگر بخواهیم با بحث سرمایه گذاری مستقیم فیزیکی در یک شرکت مقایسه کنیم باید بگوییم که بازده بالاتر در آن حالت "پاداشی" است که به برنده رقابت که توانسته به مرحله بالایی راه یابد اعطا می شود ولی بازده بالاتر در بورس "رشوه ای" است که به خریداران سهام "بد" داده می شود تا حاضر باشند این سهام را بخرند.
خب حالا فکر کنم جواب سوال قبلی روشن شده باشد. صنایعی که تمرکز بالایی دارند معمولا ریسک کم تری دارند و در مقابل صنایع رقابتی با ریسک های شدیدتری مواجه هستند. لذا در تعادل بورس سهام شرکت های گروه دوم باید بازده بالاتری بدهد تا مردم را تشویق به خرید این نوع سهام کند. اگر می خواهید بیش تر بخوانید به این مقاله که در ژورنال فاینانس 2006 چاپ شده مراجعه کنید.
می توانید به این هم فکر کند که اگر بازده سهام شرکت های خوب و سودده در بورس کم تر از بقیه است پس سوددهی بالای این شرکت ها نصیب چه کسانی می شود؟
* درآمد یک سهم عبارت است از سود سهام آن سهم به علاوه افزایش قیمتش در پایان دوره
هزینه ریخته در خرید و فروش سهام(Sunk cost)
زمان دانشجویی ما دفتر فوق برنامه دانش گاه سهمیه محدودی از بلیط جشن واره فیلم فجر را به دانش جوها می فروخت ولی بلیط جوری بود که فیلمش در زمان خرید معلوم نبود و زمانی قبل از پخش فیلم مشخص می شد (برای من یک بار کارتون تام و جری از آب درآمد). فرض کنید بلیطی را برای عصر جمعه به قیمت خیلی بالایی خریده اید و صبح جمعه می فهمید که فیلمش چندان دل چسب نیست. فرض کنید بلیط را هم نمی توانید پس بدهید یا به کس دیگری بفروشید لذا چه فیلم را ببینید و چه نبینید 10 هزار تومان قیمت بلیط فرضی از جیبتان رفته است. حال برای جمعه عصرتان دو گزینه دارید: بروید و فیلم را ببینید یا این که خانه بمانید و کتابی را که دوست دارید بخوانید. این را هم فرض کنید که در آن عصر جمعه خاص لذت خواندن آن کتاب بیش از دیدن آن فیلم خاص است. اگر شما باشید چه می کنید؟
احتمالا درصدی از ما گزینه تماشای فیلم را انتخاب می کنیم. توجیهش هم نسبتا ساده است: بابت فیلم پول داده ایم و حیف است که پولش هدر برود. حال آن که تصمیم عقلانی محض حکم می کند که پول داده شده را بی خیال شویم و آن روز عصر کتاب بخوانیم. ماجرا قضیه هزینه ریخته است. مثال دیگر می خواهید؟ در رستوران غذای گران قیمت سفارش داده ایم و در قاشق اول فهمیده ایم که اصلا غذای مطبوعی نیست و نخوردنش از خوردنش به تر است. ولی چون "پولش را داده ایم" تا آخر می خوریمش. (یک مقاله خوب برای خواندن)
هزینه ریخته به سادگی می گوید که منابعی (پول یا وقت یا ظرفیت های روحی) که قبلا صرف یک پروژه (یا حتی رابطه انسانی) شده است و قابل بازیابی نیست (یا تحت تاثیر رفتار آینده قرار نمی گیرد) نباید تصمیم ما را برای ادامه/پایان یک فعالیت تحت تاثیر قرار دهد. معیار عقلانی برای ادامه/پایان صرفا مقایسه "هزینه های اضافی برای ادامه" در مقابل "منافع ناشی از ادامه" است. اگر منافع بر هزینه غلبه کند باید ادامه داد و اگر غیر از این باشد باید متوقف شد ولو این که قبلا میلیون ها تومان پول صرف کرده باشیم. یک مثال ملموس دیگر برای ماجرا تصمیم گیری برای فروش سهامی است که در اختیار داریم. تصمیم برای نگهداری/فروش سهام کاملا مستقل از این تعیین می شود که سهام را به چه قیمتی خریده ایم به هر قیمتی هم خریده باشیم تصمیم برای فروش/نگهداشت صرفا باید تابع این باشد که آیا منافع آینده بزرگ تر از منافع امروز هست یا نه. می دانیم که خیلی از مردم لزوما این طور رفتار نمی کنند و چون سهام گروه سرمایه گذاری خنزر پنزر پارس را مثلا به 100 تومان خریده اند الان که قیمت شده 30 تومان و فردا هم قرار است بشود 25 تومان دست دست می کنند تا ببینید چه می شود.
مغلطه کنکورد نامی برای یکی از مثال های ماجرا است. (مستقل از این که مطمئن باشیم که مدعا درست است یا نه) مغلطه کنکورد به این نکته اشاره می کند که در میانه پروژه کنکورد دو کشور مشارکت کننده ( انگلیس و فرانسه) می دانستند که پروژه به لحاظ مالی شکست خورده است ولی "چون تا آن موقع پول زیادی خرج شده بود" توجیه می شد که باید مقداری بیش تر خرج شود تا پروژه تمام شود (به نظرتان قبلا چیزی در این رابطه در چای داغ نخوانده اید؟). چنین مغلطه ای معمولا توسط سیاست مدارانی که در باطلاق جنگ (مثلا جنگ ویتنام) گیر کرده اند و ادامه هزینه کردن برای جنگی که از اول اشتباه بوده را با اتکا به "هزینه هایی که تا این جا صرف شده" توجیه می کنند نیز به کار گرفته می شود.
ماجرا تحت نام تعهد غیرعقلانی هم نام گذاری شده است. این مطالعه مشهور نشان داد که پس از کنترل بقیه متغیرها بازی گرانی که در فرآیند خرید سالیانه بازی کنان بسکتبال رتبه های به تری داشته اند (احتمالا گران تر خریداری شده اند) زمان بیش تری در زمین بازی می کنند. یعنی حتی با وجود این که عمل کرد بازی گران پس از شروع کار در تیم معلوم می شود و معیار تصمیم گیری باید عمل کرد آشکارشده باشد باز تصمیم قبلی تاثیر خودش را دارد. مساله عاملیت را در این بین نباید نادیده گرفت. مدیران می دانند که اگر در میانه کار بر اساس معیار عقلانی تصمیم گیری شود پروژه ای که آن ها تصویب کرده بودند کنار گذاشته می شود و این برایشان جالب نیست (شاید باعث شود کارشان را از دست بدهند) لذا سعی می کنند تا حد امکان سازمان را به سمت ادامه وضع قبلی سوق دهند. این مقاله البته در نقد موضع قبلی سعی می کند توضیح عقلانی برای این پدیده ارائه دهد.
یک مکانیسم دیگر برای بروز ماجرا به تغییر در تخمین های احتمال بعد از اتخاذ تصمیم بر می گردد. این مقاله نشان می دهد که شرکت کنندگان در آزمایش برای یک پروژه مشابه با/بدون هزینه ریخته قبلی تخمین های متفاوتی از احتمال موفقیت را ارائه داده و لذا نظر متفاوتی برای هزینه کردن رقم یک سانی در دو حالت داشتند. این ماجرا در مطالعه دیگری هم تایید شده که کسانی که بلیط شرط بندی مسابقه اسب سواری را خریده بودند به نسبت کسانی که هنوز بلیط را نخریده بودند شانس بیش تری برای موفقیت خود قایل بودند.
من بیش تر روی جنبه های غیرعقلانی ماجرا تاکید کردم. هزینه ریخته در اقتصاد البته توجیهات عقلانی می یابد که یکی از مهم ترین آن ها ایجاد مکانیسم تعهد برای علامت دادن به رقبا است که فعلا به آن نمی پردازیم. (یک مقاله خوب).
پ.ن: ظاهرا برخی دوستان ترجمه "هزینه ریخته" را پسندیده اند. باید بگویم که این ترجمه از من نیست و آن را سال ها قبل از آقای پرویز بختیاری آموخته ام. من هم موافقم که معنی را بسیار خوب منتقل می کنم. مصداق همان دو ضرب المثل معروف "روغن ریخته به جوی باز نگردد" و "آب ریخته را نذر امام زاده کردن" :)
پ.ن: دوستانی که با جدیت به دو ضرب المثل قبلی اعتراض می کنند فراموش نکنند که از قدیم گفته اند : "فلفل نبین چه ریزه وانگهی دریا شود" :)
آیا شرایط بازار ما از نوع بازار bull است یا بازار bear؟
بازار bull معرف بازارهای درحال افزایش قیمت است و بازار bear معرف بازارهای درحال کاهش قیمت. تصور نکنید با این تعریف ساده شما به راحتی میتوانید نوع بازاری را که در آن قرار دارید تشخیص دهید. این کار اصلاٌ ساده نیست چرا که تماماٌ بستگی دارد به چارچوب زمانی که میخواهید مشخص کنید چه نوع بازاری به پایان رسیده و کدام بازار شروع خواهد شد.
به عنوان مثال فرض کنید دو سال است که بازار روند رو به کاهش دارد پس استدلال شما بر این است که هنوز در اواسط بازار bear هستید، از طرف دیگر اگر وضعیت بازار در سه ماه اخیر مثبت باشد فکر میکنید وضعیت فرق کرده و در شرایط بازار کاملاٌ جدیدی قرار دارید. استدلال اول براساس بررسی روند دو ساله و استدلال دوم براساس روند سه ماهه است، به نظر شما کدام یک درست است؟
روش مطمئنی برای نامیدن بازار اعم از bear یا bull وجود ندارد. بهتر است همیشه با دید عمیق و درک درست به گذشته بنگریم و ببینیم اوج و افول بازار کجاها بوده، ولی تشخیص جایگاه کنونی بازار کار آسانی نیست. البته شاید 10 سال بعد بتوان زمان حال را خوب ارزیابی کرد و درک درستی از بازار به دست آورد.
چون جواب دادن به این سوال بستگی دارد به اینکه از چه کسی این سوال میشود نمیتوانیم به راحتی بگوییم جواب «درست» وجود دارد. هرکسی میتواند نظر خود را در مورد وضعیت بازار بیان کند اما هیچکس نمیتواند درست بودن آن را اثبات کند.اجازه بدهید کمیعمیقتر در مورد بازارهای bear و bull بحث کنیم. تقریباٌ همه روزه در دنیای تجارت و سرمایهگذاری اصطلاح «گاوی ( bull )» و «خرسی ( bear )» را که برای تعریف وضعیت بازار به کار میرود، میشنوید ولی همانقدر که این اصطلاحها رایج هستند تعریف و درک آنها هم مشکل است. از آنجایی که جهت و مسیر بازار تاثیر عمدهای در پرتفوی شما دارد دانستن دقیق «بازار bull » و «بازار bear » همچنین ویژگیهای آنها و اینکه چه تاثیری بر پرتفوی شما دارند، بسیار با اهمیت است.
بازارهای bull و bear چه چیزی هستند؟
این دو اصطلاح بهطور متناوب در بازارهای سرمایهگذاری و دنیای تجارت شنیده میشود. امروزه چون تمایلات سرمایهگذاران تعیینکنندهء وضعیت بازار است از اینرو این اصطلاحات برای سرمایهگذاران نیز استفاده میشود و مشخص میکند سرمایهگذار در مورد بازار چه احساسی دارد و به دنبال چه خواستهای است.
بهطور ساده، بازار bull یعنی بازاری که درحال افزایش و صعود است و مشخصهء آن افزایش مداوم در قیمت سهام بازار است. در چنین مواردی سرمایهگذاران بر این باورند که این روند رو به رشد مدت زیادی ادامه خواهد داشت. معمولاٌ اقتصاد کشور قوی و سطح اشتغال بالاست.ازسوی دیگر، بازار bear بازاری است که درحال کاهش و سقوط است. قیمت سهام مرتباٌ پایین میافتد و در نتیجهء این کاهش سرمایهگذاران فکر میکنند این روند زمان زیادی ادامه خواهد داشت و به نوبهء خود شرایط را پیچیدهتر میکند. در این مدت اقتصاد کند و ضعیف میشود و بیکاری بر اثر تعدیل نیروی شرکتها افزایش مییابد.
ریشه اصلی این اصطلاحات از کجاست؟
ریشه اصلی این اصطلاحات مشخص نیست اما توضیحاتی در این رابطه وجود دارد که بسیار متداول هستند:
1- این اصطلاحها از نام حیواناتی گرفته شده که به قربانی خود حمله میکنند. گاومیش معمولاٌ شاخهایش را در هوا میگرداند و بعد حمله میکند و خرس با پنجههای خود بر طعمهء بیچاره ضربه وارد میکند. علاوه بر این گاومیش و خرس در میدان مسابقات (مثلاٌ مسابقات گاوبازی) حریفان درنده و بیرحمیهستند.
2- در گذشته واسطهها و دلالان پوست، پوستها را قبل از دریافت پیش فروش میکردند و به این نحو آنها اولین «پیشفروشکننده» در تاریخ بودند. بعد از اینکه به مشتریان خود وعدهء تحویل پوست را میدادند، دلالان امیدوار بودند که قیمت خرید پوست از شکارچیان نسبت به قیمت بازارکاهش یابد. اگر کاهشی صورت میگرفت دلالان از تفاوت قیمت بین قیمت فروش به مشتری و خرید از شکارچی سود خوبی کسب میکردند. این دلالان به نام bears که کوتاه شدهء عبارت « bearskin jobbers » (دلال پوست خرس) میباشد شناخته شدند و این اصطلاح با کسانی که امیدوار یا منتظر کاهش در بازار هستند مترادف شد.
ویژگیهای بازارهای bull و bear
گرچه شرایط بازارهای bull )گاوی) و bear )خرسی) براساس روند قیمت سهام مشخص میشود ولی این بازارها مشخصههایی دارند که سرمایهگذاران به آن آگاهی دارند. در ادامه به بعضی فاکتورهای موثر در نوع بازار اشاره میشود، اما فراموش نکنید که آنها قوانین کامل و ثابتی برای مشخص کردن نوع بازار اعم از bull و bear نمیباشند:
- عرضه و تقاضا برای اوراق بهادار: در بازار bull ، تقاضا برای اوراق بهادار شدید و عرضه ضعیف است. به عبارت دیگر سرمایهگذاران بسیاری خواستار خرید اوراق قرضه هستند درحالی که عدهء کمیتمایل به فروش دارند، درنتیجه قیمت سهام افزایش مییابد چرا که سرمایهگذاران برای دستیابی به سهام مناسب با یکدیگر رقابت میکنند. در بازار bear قضیه برعکس است یعنی افراد زیادی خواستار فروش هستند تا خرید سهام. تقاضا به شدت کمتر از عرضه میباشد و درنتیجه قیمت سهام پایین میآید.
- روانشناسی سرمایهگذار: از آنجایی که رفتار بازار متاثر از رفتار افرادی است که آن رفتار را درک میکنند، روانشناسی و احساس سرمایهگذار در اینکه آیا بازار صعود میکند یا سقوط، ضروری و مهم است. عملکرد بازار سهام و روانشناسی سرمایهگذار به یکدیگر وابسته است. در بازار bull تقریبائ همه به بازار علاقهمندند و به امید کسب سود در آن شرکت میکنند. در بازار bear احساس بازار منفی است چرا که سرمایهگذاران شروع میکنند به بیرون کشیدن سرمایههایشان و سهام خریداری نمیکنند و منتظر اوراق بهادار با درآمد ثابت هستند تا اینکه یک حرکت مثبتی در بازار بشود. در کل، کاهش اعتماد سرمایهگذار به بازار موجب میشود سرمایهگذاران پولهایشان را از بازار بیرون بکشند که به نوبهء خود منجر به افت در بازار سهام میشود.
- تغییر در فعالیتهای اقتصادی: شرکتهایی که سهامشان در بورس معامله میشود خود عضو اقتصاد بزرگتری هستند از اینرو بازار سهام و اقتصاد به یکدیگر مرتبط هستند. بازار bear با اقتصادهای ضعیف مرتبط است و بیشتر شرکتها نمیتوانند سود کلانی کسب کنند چرا که مشتریان به حد کافی پول خرج نمیکنند. این کاهش سود مستقیماٌ بر ارزش و قیمت سهام تاثیر میگذارد. در بازار bull عکس قضیه صدق میکند یعنی مردم پول زیادی برای خرج کردن
و دارند و تمایل به خرج کردن دارند که به نوبهء خود اقتصاد را تقویت کرده و پیش میبرد.
چگونه میتوان تغییرات بازار را ارزیابی کرد؟
تعیینکنندهء اصلی نوع بازار، روند بلندمدت بازار است نه واکنش لحظهای یا کوتاه مدت به اتفاقات خاص رخ داده در بازار. تحرکات جزیی در بازار فقط نشاندهندهء روند کوتاه مدت در بازار است، البته طول مدت زمان ارزیابی بازار نیز در شناسایی بازار اعم از bull یا bear تعیینکننده است. به عنوان مثال ارزیابی دو هفتهء گذشته نشان میدهد که بازار سمت و سوی بازار bull را دارد درحالی که دو سال گذشته نشانگر بازار bear است.توجه داشته باشید که نمیتوان تمام تحرکات در بازار را با عنوان bull یا bear دستهبندی کرد. گاهی اوقات ممکن است بازار درحالی که سعی میکند مسیر خود را بیابد از یک دوره رکود گذر کند، در این صورت فراز و نشیبهای موجود سود و زیان را از بین میبرد و روند بازار یک روند یکنواخت میشود.
چه باید کرد؟
در بازار bull بهترین کار این است که به هنگام افزایش قیمتها سریعاٌ سهام خرید و زمانی که این سهامها به اوج رسیدند آنها را فروخت (البته تعیین دقیق زمان اوج و افول کار مشکلی است.) در مجموع، چون سرمایهگذاران میخواهند باور کنند که بازار صعود خواهد کرد بنابراین دوست دارند در بازار bull نیز سود بکنند. وقتی قیمتها درحال افزایش است زیاندهی کم و موقتی خواهد بود. در این بازار سرمایهگذار احتمال زیاد میدهد که بازده خوبی داشته باشد از اینرو فعالانه و مطمئن در سهام سرمایهگذاری میکند.در بازار bear احتمال زیاندهی بالاست چرا که قیمتها مدام ارزش خود را از دست میدهند و اغلب پایان آن نیز نزدیک نیست. حتی اگر به امید بهبود وضعیت، سرمایهگذاری کنید قبل از اینکه شرایط بهتر شود ممکن است زیان ببینید. بنابراین بیشتر سوددهیها در فروش کوتاهمدت و سرمایهگذاری مطمئن مثلائ در اوراق بهادار با درآمد ثابت خواهد بود. سرمایهگذار ممکن است روبه اوراق دفاعی بیاورد( ;اوراق دفاعی اوراقی است که تغییرات در روند بازار بر عملکرد آنها کمترین تاثیر را دارد و در شرایط شکوفایی اقتصادی یا رکود اقتصادی ثابت میمانند.) آنها اغلب سهام دولتی هستند از قبیل سهام بخش خدمات رفاهی و مردم بدون توجه به وضعیت اقتصادی آنها را میخرند.
نتیجهگیری
راه مطمئنی برای تخمین زدن روند بازار وجود ندارد بنابراین سرمایهگذاران باید پولهای خود را در سرمایهگذاریهای مناسب و باکیفیت سرمایهگذاری کنند. درعینحال باید روند بلند مدت بازار را از طریق مسیر گذشتهء بازار شناسایی کنند. چون بازارهای bull و bear تاثیر عمدهای بر سرمایهگذاری شما دارند بهتر است برای تصمیمگیری در مورد سرمایهگذاری و اینکه بازار چه تاثیری بر سرمایهگذاری شما خواهد گذاشت کمی وقت صرف کنید.
اسرار معامله در بورس: مواجهه با ضرر و زیان
این مقاله مثبتاندیشی را به دو دسته تقسیم کرده است: مالی و روانی
الف) مالی: هر شخصی در معامله ممکن است ضرر کند، به هر حال اگر در یک بازه طولانی پيوسته متحمل ضرر ميشوید، ميتوان نتیجه گرفت که به طور قطع برخی موارد را به اشتباه انجام ميدهید. بزرگترین خطاهایی که تا به حال من و دیگر معاملهگران مرتکب شدهایم، شامل موارد زیر است:
1 - فقدان یک حد زیان (Stop-loss) تعریف شده و مشخص: به مراتب گفتهام که «یک فرد ميتواند با پرتاب دارت به سمت یک سری سهام و انتخاب تصادفی آنها، سودآوری کسب کند، اگر حد سود (Stop-profit) و حد زیان (Stop-loss) مناسب داشته باشد- اختیار معامله (Option) ميتواند این توانایی را تا حد بسیار زیادی افزایش دهد.»
2 - مبارزه با یک روند (Trend): یک ضربالمثل قدیميکه ميگوید: «روند دوست شماست.» همچنان درست است. مردم طبق تئوری گلهای همیشه دنبالهروی یکدیگرند؛ مردم همیشه به صورت جمعی به یک جهت حرکت ميکنند، زیرا دوست دارند که اندیشهها و عقایدشان توسط دیگران تایید شود. مثلا اگر یک نفر بگوید که سهام شرکت الف را دوست دارد، هیچ تناقضی با این که شما نیز بگویید این سهام را دوست دارید، وجود ندارد. وقتی جریان پیوستهای از پول، یک روند را در یک موجودی ایجاد کرده است، یکی از آسانترین راههای کسب سود، همراه شدن با روند است. اما فراموش نکنید که ریسک آن را پوشش (Hedge) دهید تا وقتی که فرش از زیر پای شما کشیده ميشود، شما جایی برای نگهداشتن خود در آن مهلکه داشته باشید و از رنج و ياسي که سایرین را در بر خواهد گرفت، مصون باشید.
3 - حرص و طمع: انجام معاملات برای کسب سود کلان یکشبه و بدون برنامه هیچ مفهومي جز قمار ندارد. اگر برنامه خوب از پیش تعریف شده نداشته باشید به مثابه این است که قمار ميکنید. چگونه برنامه درست را تشخیص دهیم؟ آنچه را که قصد انجامش را دارید، به طور واقعی یا در ذهن به همسر، بهترین دوست یا بدترین دشمن خود بگویید. اگر آنها منطق درستی در گفتههای شما نميبینند، شما در حال قمار هستید و نميتوانید به صورت استراتژیک فکر کنید و تصمیم بگیرید.
4 - تقبل ریسک بیش از حد تحمل: بزرگترین و محتملترین خطای افراد، پذیرش ریسک بالاتر از حد تحمل خود است. بسیاری از افراد در معاملات فقط به فکر پولی هستند که در آن معامله قرار است به دست آورند، بدون اینکه به این مساله توجه کنند که اگر آنها در این معامله شکست بخورند، چه اتفاقی خواهد افتاد. وقتی که آن اتفاق غیرقابل اجتناب ميافتد، درد و رنجی سخت آنها را فرا گرفته و وادارشان ميکند تا به طور جدی به خروج از بهترین تجارت دنیا فکر کنند. شکست همیشه اتفاق ميافتد، کلید موفقیت یافتن یک استراتژی مناسب با روحيات خود است. به علاوه اعمال استراتژيهاي مدیریت پول (Money Management) در هر معامله یک مساله حیاتی است.
5 - معامله با استراتژی غلط: این موضوع هم شبیه بند چهارم است. بند چهارم بیشتر روی ریسکهای بالا در رابطه با حجم قرارداد در هر استراتژی معامله بحث ميکند. معامله با استراتژی غلط شاید بزرگترین مسالهای است که گریبانگیر بسياري از افراد است.
اگر فکر ميکنید که بعد از شکست و زیان نميتوانید سرزنده و خوشحال در بازار باقی بمانید، شاید بهترین کاری که ميتوانید انجام دهید جستجوی استراتژیهای با ریسک پایین و نوسانات کم است. استراتژیهای یقهای (Collar)، پروانهای (Butterfly)، و تقویمي (Calendar)، استراتژیهایی با ریسک کم و با سود خوب هستند.
ب) رواني (همچنان مثبت باقی بمانید.)
انسان، انسان است! با تمام روحیات انسانی. یکی از دوستانم، ميتواند بدون هیچ مشکلی در هر ماه يكصد هزار دلار در معاملات به دست آورد؛ ولی زمانی که 20هزار دلار در ماه ضرر ببیند، چنان ناله و زاری ميکند که انگار نزديكان خود را از دست داده است. ولی دوست دیگرم، شخصي است که هیچ کس مانند او نميشناسم که بهتر از این با زیان برخورد کند. تا به حال کسی با چنین ویژگیهایی ندیدهام، زیرا وقتی او متحمل زیان ميشود، روز بعد سر موقع در محل کارش حاضر ميشود و معتقد است که در معامله بعدی، برنده واقعی است. اين دو معاملهگر، تفاوتهاي بسياري دارند، آنها در يك بازار مشابه فعاليت ميكنند و سود و زيان مشابه نصيبشان ميشود ولي ديدگاههاي متفاوتي نسبت به اتفاقات دارند. كليد موفقيت اين است كه بدانيد چه روحیاتی دارید (با خود رو راست باشيد.) و مطابق آن معامله کنید. طرز برخورد مايه شرمندگي نيست، نبايد وانمود كنيم كه خصوصياتي داريم كه اصلا در ما وجود ندارند و اين كليد موفقيت در معامله است. دوستانم ميدانند كه من آدم حساسي هستم، ولي اين مهم نيست زيرا شخصيت من اينگونه است و من نميخواهم طوري رفتار كنم كه نيستم.
با این حال حتی اگر شما محدوديتهاي خود را بشناسید و در حوزه آن در بازار بمانيد، هنوز این امکان وجود دارد تا زمانی با بیشترین ناملایمتی از بازار مواجه شوید. مهمترين نكته اين است كه همچنان مثبت بمانيد و دوباره بر این اسب چموش سوار شوید و با اين انديشه بمانید كه «پايان شب سيه سفيد است». زيانها هرچند دردناك، پلي هستند براي يادگيري.بسیار شنیدهاید که دو عامل بازار را به حرکت در ميآورد: ترس و طمع (fear and greed). چرا این چنین است؟ بازار به صورت ساده، جمع تمام حالات احساسي افراد شركتكننده است. مردم به دو روش ياد ميگیرند: جستوجوي لذت و خوشي و دوري گزيدن از درد و رنج؛ وقتي كه پولی از دست ميدهيد و درد و رنجي را تجربه ميكنيد؛ اين یک تجربه یادگیری بالقوه است فرصتی برای در آغوش گرفتن و پذیرفتن این تجربه و نه فرار از آن. بيشتر افراد موفق تلاش ميكنند كه خود را سرزنده و خوشحال نگهدارند و اين شكست را پشت سر بگذارند. با تجربه روبهرو شويد و از آن درس بگيريد وگرنه محکوم به تکرار آن هستید.
یک روش عالی براي مثبت باقي ماندن اين است كه فردي مثبت را پيدا كنيد که به موضوع مورد نظر شما علاقهمند باشد. مردم حقير به شما ميخندند و شما را به عقب باز ميگردانند. مردم والا شما را بالا ميبرند و به شما در محكم باقيماندن كمك ميكنند. اگر كسي که در مواقع ضرر با او صحبت ميکنید، از شما عیبجویی ميکند، دیگر در این موارد با او صحبت نکنید و به دنبال شخصي دیگر باشيد. وارد گروههاي معاملاتي شويد. با مشاور مشورت كنيد. با یک دوست صحبت كنيد. شخصي را با عقايد مثبت پيدا كنيد تا بتواند شما را همچنان با انگيزه نگهدارد. بهترين كتابي كه به توصيف رنج ضرر در معامله ميپردازد، كتاب «بزرگترين معاملهگر بورس دنيا (World’s Greatest Stock Trader)» نوشته Jesse Livermore است. شما با خواندن اين كتاب مطلبي در مورد معاملات بورس ياد نميگيريد، اما مقداری دلگرمياز کسی که بيش از چندين بار قبل از اينكه 100ميليون دلار در سال 1929 به دست آورد، شكست خورده است، فرا ميگیرید. يكي از بهترين زمانهاي يادگيري براي من زماني بود كه يك كتابچه از ضررهاي معاملاتي خود تهیه کردم. مواردي كه در اين كتابچه نوشته بودم، نوع معامله، میزان ضرر، دليل ضرر و سطح ناراحتي از اين ضرر(در مقياس 1 تا 10)بودند. مطلبي كه ياد گرفته بودم اين بود كه بيشترين ناراحتي مربوط به زمانهايي بود كه من ضرر را به خودم تحميل كرده بودم. من معمولا ریسک بالا متقبل ميشدم و یا از استراتژيهاي با ريسك بالا استفاده ميكردم. از آن موقع به بعد تصميم گرفتم كه با خود رو راست باشم و معاملاتي كه مقياس ناراحتي آنها 1 تا 4 بود را انتخاب كردم و معاملات بين 5 تا 10 را به كلي از ذهنم خارج ساختم.از اينجا بود كه تصميم گرفتم هر آنچه كه در مورد استراتژيهاي معاملاتي انتخابی که مورد علاقه من بودند و ميتوانستم بهتر به آنها عمل کنم، ياد بگيرم.متاسفانه زماني كه معاملهگري را شروع كردم، مكان خاصي براي يادگيري استراتژيها وجود نداشت. در نتيجه مجبور بودم كه آنها را به تنهايي و با سعي و خطا ياد بگيرم كه پرهزينهترين و دردناكترين راه يادگيري بود. اگر امکانی برای آموزش استراتژیهای معاملاتی وجود داشت، من حاضر بودم مبلغ يكصدهزار دلار براي آن پرداخت كنم، زيرا اين مبلغ همچنان کمتر از آن چیزی است که من برای یادگیری توسط خودم هزینه کردم. هزينه آموزش در واقع هزينه نيست؛ بلكه سرمايهگذاري است. زیرا با این کار هزینه بالاتری برای يادگيري توسط خود خواهید پرداخت. ممكن است شما چندین هزار دلار در معاملات مختلف ضرر كنيد و هنوز راه مناسب و درست معامله را پيدا نكنید. آموزش حرفهاي در نهایت با صرفهترین راه است و اگر شما به این موضوع باور نداريد، ميتوانيد از یک جراح بپرسيد كه براي آموزش خود چه مقدار هزينه كرده است. سپس او را با یک شخص که به یک دانشکده پزشکی ارزانقیمت رفته است، مقایسه کنید. گرچه این شخص در هنگام تحصیل در پرداخت شهریه صرفهجویی کرده است، اكنون احتمالا سوار بر یک اتومبیل نه چندان گرانقیمت است. ولی آن جراح که پانصد هزار دلار برای اخذ مدرک خود از هاروارد پرداخته است، سوار بر یک رولز رویس است.
پي نوشت: در راستای برگزاری دومین دوره کاربردی معاملات اختيار (Option) در ایران و برای آشنایی بیشتر با تجربیات معاملهگران حرفهای Option، سلسله مقالاتی با عنوان «اسرار معامله در بورس» نوشته اسکات کرامر ارائه ميشود. اسکات، یکی از موفقترین معاملهگران این ابزار در دنیا و یکی از بهترین استادان در دورههای آموزشی Option است. در اولین قسمت به این موضوع حیاتی از زبان اسکات میپردازیم. يادآور ميشود مقالات با کمي تلخیص و با هدف کمک بهتر در درک مفهوم به فارسی برگردان شده است. در این میان بر خود لازم ميدانم از زحمات مديريت گروه مالي ايران و سرکار خانم اسدی و قلعهبیگی در تهيه این مقالات تشکر کنم.
معرفي ابزارهاي مالي بورس
1- قرارداد فيوچرز(آتي) Futures Contracts
قراردادي است که در آن دو طرف تعهد مي کنند که در يک تاريخ مشخص(تعيين شده طبق ضوابط بازار رسمي بورس) و با يک قيمت مشخص (تعيين شده طبق ضوابط بازار رسمي بورس) يک کالا با کيفيت مشخص(تعيين شده طبق ضوابط بازار رسمي بورس) را مبادله نمايند. در اين قرارداد دو طرف متعهد هستند که طبق ضوابط قرارداد عمل نمايند. خريدار معمولاً نگران است که قيمت کالا در آينده بالا رود و فروشنده نگران است که قيمت کالا ثابت يا پايين بيايد. اين قرارداد ها در بازارهاي رسمي يا بورس انجام مي گيرند و به نوعي نوسان هاي شديد قيمت كالا در آينده را كاهش مي دهند. در اين نوع قرارداد، پول كالاي مورد معامله تا زمان تحويل پرداخت نمي شود ولي هر دو طرف معامله جهت حسن انجام معامله هنگام عقد قرارداد وديعه اي به اتاق پاياپاي به عنوان وجه تضمين حسن انجام قرارداد مي سپارند . برخي از قراردادهاي آتي قابل معامله و واگذاري به ديگران در بورس (بازار دست دوم) هستند. لذا اين نوع قراردادها به عنوان ابزارهاي سفته بازي نيز مورد استفاده قرار مي گيرند.
2- قرارداد فوروارد Forward Contracts
قراردادي است که در آن دو طرف تعهد مي کنند که در يک تاريخ مشخص(توافقي است طبق ضوابط بازار غير رسمي بورس) يا يک قيمت مشخص (توافقي است طبق ضوابط بازار غير رسمي بورس) يک کالا با کيفيت مشخص( توافقي است طبق ضوابط بازار غيررسمي) را مبادله نمايند.
در اين قرارداد دو طرف متعهد هستند که طبق ضوابط قرارداد عمل نمايند و خريدار معمولاً نگران است که قيمت کالا در آينده بالا رود و فروشنده نگران است که قيمت کالا ثابت مانده يا پايين بيايد. اين قرارداد ها در بازارهاي غيررسمي يا خارج از بورس صورت مي گيرند و معمولاً به علت اعتبار بالاي دو طرف معامله کل مبلغ در زمان تحويل کالا در سررسيد پرداخت مي شود.
3- قراردادهاي سلفBai-Salaf
قراردادي است که در آن دو طرف متعهد مي کنند که در يک تاريخ مشخص(توافقي است) و با يک قيمت مشخص (توافقي است) يک کالا با کيفيت مشخص (توافقي است) را مبادله کنند در اين قرارداد دو طرف متعهد هستند که طبق ضوابط قرارداد عمل کنند. خريدار نگران است که قيمت کالا در آينده بالا رود و فروشنده نگران است که قيمت کالا ثابت يا پايين مي آيد.
اين قرارداد در بازار غيررسمي(خارج از بورس) در کشورهاي اسلامي صورت مي گيرند. در اين قراردادها کل مبلغ مورد معامله ابتدا به تحويل دهنده کالا پرداخت مي شود يعني تحويل دهنده کالا در ابتدا پول را مي گيرد و در سررسيد کالا را تحويل مي دهد. معاملات سلف به نوعي در شمار قراردادهاي آتي قرار مي گيرند. البته ميان معاملات سلف و قراردادهاي آتي تفاوت هايي وجود دارد. در غالب كشورها از آنجا كه معاملات سلف در خارج از بورس انجام مي شود فاقد استانداردهاي لحاظ شده در قراردادهاي آتي هستند. لذا دو طرف معامله مي توانند قرارداد را به نحو دلخواه و براساس نياز خود به صورت توافقي تنظيم کنند.
در معاملات آتي، اتاق پاياپاي (نهاد تسويه) وجود دارد كه مبلغي را به عنوان وديعه از هر دو طرف در هنگام عقد قرارداد دريافت مي كند در حالي كه در قرارداد سلف اتاق پاياپاي موجود نيست و هر طرف مستقيماً نسبت به ديگري مسئول است. قراردادهاي آتي در بورس كالا، تحت مقررات و نظارت كميته معاملات است، اما بازارهاي سلف تحت مقررات و ضوابط خاصي نيستند.
4- قراردادهاي استصناعBai-Istisna
قراردادي است که در آن دو طرف تعهد مي کنند که در يک تاريخ مشخص (توافقي است) و با يک قيمت مشخص(توافقي است) يک کالا با کيفيت مشخص(توافقي است) را مبادله نمايند. در اين قرارداد دو طرف متعهد هستند که طبق ضوابط قرارداد عمل نمايند. خريدار معمولاً نگران است که قيمت کالا در آينده بالا رود و فروشنده نگران است که قيمت کالا ثابت يا پايين بيايد. اين قرارداد در بازار غيررسمي (خارج از بورس) در کشورهاي اسلامي صورت مي گيرند در اين قرارداد کل مبلغ مورد معامله به صورت قسطي تا سررسيد به تحويل دهنده کالا پرداخت مي شود.
5- قراردادهاي معاوضه اي Swap Contracts
قراردادي است که در ان دو طرف متعهد هستند که براي مدت مشخص(توافقي است) دو دارايي يا منافع حاصله از دو دارايي را با کيفيت مشخص(توافقي است) به نسبت تعيين شده معاوضه نمايند پس از سررسيد قرارداد دو دارايي يا منافع اين دو دارايي به صاحبان اوليه آنها برمي گردد. اين داراييها مي توانند فيزيکي مثل گندم، طلا، نفت، چوب و غيره يا مالي مثل اوراق قرضه، مشارکت، وام و غيره باشند در اين قرارداد دوطرف متعهد هستند که طبق ضوابط قرارداد عمل نمايند. اين قرارداد به صورت غيررسمي(خارج از بورس) انجام مي گيرند.
6- قراردادهاي اختياري Option Contracts
الف)اختيار خريد Call Option
قراردادي است که صاحب اختيار(خريدار اختيار خريد) پس از پرداخت مبلغي مشخص(تعيين شده توسط بازار رسمي بورس) به فروشنده اختيار، اين حق را پيدا مي کند که تا زماني مشخص (تعيين شده توسط بازار رسمي بورس) دارايي رسمي مشخص را با کيفيت مشخص با قيمت مشخص(تعيين شده توسط بازار رسمي بورس) اگر بخواهد از فروشنده اختيار، خريداري نمايد اين صرفاً يک حق يا امتياز خريد است نه اجبار. فروشنده اختيار خريد
تا زماني كه خريدار اختيار خريد حق خود را اجرا نكرده هيچ تعهدي در اين قرارداد ندارد زماني كه خريدار اختيار خريد حق خود را اجرا نمايد فروشنده اختيار خريد اجبار دارد كه تعهد را طبق قرارداد انجام دهد به عبارتي ديگر خريدار اختيار خريد داراي يك حق است وفروشنده اختيار خريد درزمان اجراي اين حق داراي تعهد مي شود اين يك نوع تعهد احتمالي براي فروشنده اختيار خريد تلقي مي شود. صاحب اختيار خريد(خريدار) فكر مي كند كه قيمت دارائي بالا مي رود و فروشنده اختيار خريد فكر ميكند كه قيمت دارائي پايين مي آيد. اين قرارداد به صورت رسمي در بورسهاي دنيا به روي دارايها واقعي و مالي معامله مي شوند چنانچه صاحب اختيار به دلايل قيمتهاي بازار، از حق خود استفاده نمايد حالتي ايجاد مي شود كه به آن درون پو(in The money) اطلاق مي شود.
ب) اختيار فروش Put option
قرارداداي است كه صاحب اختيار(خريدار اختيار فروش) پس از پرداخت مبلغي مشخص (تعيين شده توسط بازار رسمي بورس) به فروشنده اختيار اين حق را پيدا مي كند كه تا زمان مشخص (تعيين شده توسط بازار رسمي بورس) دارائي مشخص را با كيفيتي مشخص با قيمتي مشخص (تعيين شده توسط بازار رسمي بورس) اگر بخواهد به فروشنده اختيار بفروشد. اين هرگاه يك حق يا امتيار فروش است نه اجبار. فروشنده اختيار فروش تا زماني كه خريدار اختيار فروش حق خود را اجرا نكرده هيچ تعهدي در اين قرارداد ندارد. زماني كه خريدار اختيار فروش حق خود را اجرا نمايد فروشنده اختيار فروش اجبار دارد كه تعهد را طبق قرارداد انجام دهد. به عبارتي ديگر خريدار اختيار فروش داراي يك حق است و فروشنده اختيار فروش در زمان اجراي اين حق داراي تعهد مي شود اين يك نوع تعهد احتمالي براي فروشنده اختيار فروش تلقي مي شود. صاحب اختيار فروش(خريدار) فكر مي كند كه قيمت دارائي پايين مي رود و فروشنده اختيار فروش فكر مي كند كه قيمت دارائي بالا مي رود اين قراردادها بصورت رسمي در بورسهاي دنيا به روي دارائيهاي فيزيكي و مالي معامله مي شوند.
اگر قرارداد اختيار معامله به گونه اي بسته شود كه دارنده برگه بتواند در هر زمان (پيش از سررسيد نهايي) از حق خود استفاده كند، آن را «اوراق آمريكايي» و اگر در برگ قرارداد اين جمله قيد شده باشد كه دارنده تنها در زمان انقضا مي تواند از آن حق استفاده كند، آن را «اوراق اروپايي»، مي نامند. گواهي اختيار معامله نيز قابل معامله در بازار دست دوم (بورس) مي باشد.
تكنيكال؟ فاندمنتال؟.....يا هردو
زياد شنيده ايم كه براي خريد يك سهم تحليل را بر اساس مباني فاندمنتال انجام دهيم وخريد و فروش را بر اساس روش تكنيكال . امروزه روز اين موضوع توسط گروه كثيري از فعالان بازار مورد پيشنهاد قرار ميگيرد وبه نظر ميرسد كه اين ايده در حال فراگير شدن در بازار سرمايه ايران ميباشد
اما به واقع اين نگرش تا چه حد داراي اعتبار مي باشد ؟
پاسخ به اين سوال شايد چندان خوش آيند نباشد و حركتي بر خلاف جهت آب در بازار سرمايه به نظر برسد اما واقعيت اين است كه چنين نگرشي نسبت به تحليل در واقع يك نگرش تركيبي است كه اساس و مباني تحليل را به زير سوال خواهد برد .
اجازه دهيد تا در ادامه به بحثي هر چند مختصر در اين خصوص بپردازيم
حتما به توجه داريد كه مباني تحليل در اين سه روش كاملا از يكديگر مستقل مي باشند به نحوي كه
هنر يك بنياد گرا جستجوي سهامي ارزشمند است كه امروز مورد اقبال بازار نيست و اين روش مبتني براستراتژي بزخري ميباشد (با پوزش از تحليلگران بنيادي متاسفانه اين ترجمه اي است كه يكي از مترجمين عزيز براي اصطلاح مترادف انگليسي آن بكار برده و بنده با توجه به عدم اشراف لازم نسبت به زبان خارجه عينا از لغت مذكور استفاده كردم) اما به شخصه اصطلاح خريد در آرامش را پيشنهاد ميكنم
بنياد گرايان با نگاه سرمايه گذاري وارد بازار مي شوند و هميشه بازده نمايي را در نظر داشته و به نوسانات لحظه اي با توجه به هزينه معاملات توجه محوري و تاثير گذار ندارند
اما درروش تكنيكال كه در واقع در نقطه مقابل روش فاندمنتال قرار دارد توجهي به ارزش واقعي سهم نداشته و به دنبال بازده سرمايه در مقاطعي هستند كه قيمت سهم در حال رشد مي باشد استراتژي اين گروه مبتني بر استراتژي كله شق ها مي باشد (باز هم با پوزش از تحليلگران تكنيكي از بكار بردن اصطلاح نامانوس كله شق ها كه باز هم نشات گرفته از عدم احاطه بر زبان انگليسي مي باشد از مترجم يكي از كتابهاي بورسي نقل گرديده است )
به عبارتي اينان در روند هاي صعودي اقدام به خريد ميكنند و معتقدند كه قيمت بالا چندان مهم نيست چرا كه بالاخره يك نفر حاضر خواهد بود تا در قيمت بالاتر هم اين سهم را بخرد پس اين گروه به دنبال خريد در آرامش نيستند و اينان معتقدند كه كليه عوامل تاثير گذار بر روي ارزش يك سهم در قيمت آن نهفته و اين در حالي است كه بنياد گرايان معتقدند كه قيمت امروز سهم قيمتي است اشتباه و ارزش واقعي ميتواند كمتر و يا بيشتر از آن باشد
از طرف ديگر در روش ماركويتز كه چند روز قبل هم يك مقاله اي از آن تقديم كرديم برخلاف اين دو روش هيچ توجهي به قيمت و ارزش ندارند و تنها به دو عامل ريسك و بازده تك سهم و مجموعه سهام توجه دارند
پس بدين ترتيب اين سه روش هر يك بازار را از نگاه ويژه خود نگاه ميكنند . نگاهي كه شايد داراي تلاقي چنداني هم نباشد .
پس اگر قرار باشد ما يك سهمي را بر اساس فاندمنتال بررسي كنيم و آنگاه بر مبناي تكنيكال خريد كنيم پس نگاه ما ديگر نگاهي بنيادي نيست چرا كه سيگنال را از تكنيكال گرفتيم وزماني تكنيكال سيگنال قطعي را اعلام مينمايد كه سهم روند خود را پس از عبور از موانعي تاريخي آغاز نموده باشد در حالي كه بايد به نكته بسيار با اهميت توجه داشت كه فاندمنتال به دنبال ايجاد سيگنال است نه پيروي از آن
از طرف ديگر تكنسيني كه با نگاهي بنيادي به دنبال سيگنال بخواهد باشد در واقع بديهي ترين اصل تكنيكال را زير پا گذاشته چرا كه ميدانيم كه تكنيكال بجز حجم و قيمت نبايد هيچ عامل ديگري در آناليز وارد نمايد در حالي كه بر اساس روند حاضر تكنسين ما حجم و قيمت را به عنوان پايه اي ترين مبناي تحليل گري به آخرين ابزار تصميم گيري تبديل نموده و در اين صورت ديگر تحليل هاي وي از خلوص لازم بر خوردار نخواهد بود
و به نظر ميرسد كه تركيب روشهاي گوناگون تصميم گيري در واقع مولود نگاهي غير تخصصي به امر تحليل گري است و بازده مكتسبه از آن نيز چيزي بيشتر از عدم استفاده از تحليل نخواهد بود چرا كه بسيارند كساني كه بدون تحليل اقدام به خريد سهام ميكنند و بازده هايي آنچناني را نيز كسب مي نمايند و چه بسيارند كساني كه با تحليل صحيح قادر به كسب بازده هايي بسيار بالاتر از تريدر هاي بدون تحليل مي باشند صحيح قادر به كسب بازده هايي بسيار بالاتر از تريدر هاي بدون تحليل مي باشند.
ادامه مقاله ای در خصوص کارایی و شفافیت بازار سرمایه2
2-3 مطلوبيت شفافيت
آيا شفافيت هميشه مطلوب است؟ استيگليتز (1999) استدلال مي كند كه كل جامعه شفافيت بيشتر و باز بودن را ترجيح مي دهند. از نظر مفهومي هم در اقتصاد اطلاعات عنوان مي شود كه اطلاعات بهتر به تخصيص منابع و افزايش كارآيي در اقتصاد كمك مي كند . افشاي اطلاعات مالي به سرمايه گذاران در ارزيابي بهتر شركت ها كمك مي كند و فرآيند تصميم گيري با آگاهي بيشتر و ابهام كمتر صورت مي گيرد كه نتيجه آن سرازير شدن سرمايه به سمت مولدترين استفاده آن خواهد بود كه در نهايت منجر به كارآيي تخصيصي در بازار مي شود و حاصل نهايي آن افزايش رشد و كارآيي براي كل جامعه است. عدم شفافيت چه سياسي و چه اقتصادي براي جامعه مضر است. در سيستم دموكراتيك بايد امكان ارزيابي و قضاوت سياست هاي دولت فراهم باشد كه عدم شفافيت باعث تضعيف اين امر مي شود و امكان سود جويي براي كساني فراهم مي شود كه به اطلاعات بهتر و شفاف تري دسترسي دارند.
مضرات اقتصادي پنهان كاري (عدم شفافيت) به هم خوردن تعادل بين ريسك و بازدهي است. زماني كه اطلاعات شفاف در دسترس همگان نباشد افراد غيرآگاه با ريسك بيشتر بازدهي كمتري خواهند داشت و برعكس، كه نتيجه آن جابجايي ثروت بين عده اي اندك است و عملاً ثروت توليد نمي شود. بارزترين زيان عدم شفافيت "فساد" است كه بر سرمايه گذاري و رشد اقتصادي اثرات منفي دارد. از سوي ديگر ممكن است شفافيت با برخي ارزش هاي اجتماعي و منافع قدرتمندان سياسي در تضاد باشد (فانگ، گراهام و ويل؛ 2003). افشاي اطلاعات با تلاش شركت ها براي حفظ مالكيت اطلاعات و حريم شخصي آنان در تضاد است. خصوصاً در شرايطي كه افشاي اطلاعات تهديدي براي شهرت سازمانها، سهم بازار يا نفوذ سياسي آنها باشد، به هيچ وجه مطلوب نخواهد بود (همان). تعيين حد مطلوب افشاي اطلاعات كاري بسيار مشكل است. از نظر اقتصادي حد بهينه افشاي اطلاعات محل تقاطع دو نمودار عرضه و تقاضاي اطلاعات است كه مشكل اصلي يافتن نقطه تعادل اين دو نمودار است. افزايش تقاضا براي نوع خاصي از اطلاعات باعث با ارزش شدن آن مي شود. نمونه چنين اطلاعاتي همه اطلاعات محرمانه داخل شركت ها است كه در صورت افشا هر چند براي سرمايه گذاران بسيار مطلوب خواهد بود، ولي باعث ورود رقباي ديگر به صحنه رقابت با شركت ها مي شود كه نتيجه آن استفاده بدون هزينه (يا با هزينه اندك) از ايده ها و تصميمات شركت هاي افشا كننده اطلاعات به نفع خود است كه در بلند مدت پيامد افشاي زود هنگام اين اطلاعات حتي به نفع سرمايه گذاران هم نخواهد بود.
بايد در نظر داشت كه افشاي حد معيني از اطلاعات محرمانه كه به تصميمات و برنامه هاي آتي شركت ها ضرري وارد ننمايد، باعث افزايش شفافيت و كمك به اتخاذ تصميمات بهينه مي شود كه در نهايت به نفع كل بازار است. از سوي ديگر ايجاد جوّي براي اعتماد سرمايه گذاران ( بالقوه و بالفعل) به شركت ها، از طريق مكانيزم هايي مختلف مانند فرهنگ سازي ورود به بازارهاي مالي به نحوي كه مديران شركت ها اجازه سوء استفاده و تقلب و فساد را به خود ندهند و يا تصويب مقررات به شدت سخت گيرانه در برابر شركت هاي خطا كار، منجر مي شود كه نمودار تقاضا براي اطلاعات به سمت كسب همه اطلاعات محرمانه حركت نكند. اگرچه همواره افرادي وجود دارند كه تمايل به كسب همه اطلاعات محرمانه دارند، ولي تا زماني كه تعداد آنها نسبت به همه مشاركت كنندگان بازار اندك باشد، باعث جابجايي قابل توجه در نمودار تقاضاي اطلاعات نخواهد شد و حريم شركت ها نيز براي عدم افشاي بخشي از اطلاعات محرمانه در زمان هايي مشخص حفظ مي شود. در چنين شرايطي اطلاعات افشا شده براي هر دو طرف عرضه كننده و تقاضا كننده اطلاعات مطلوب خواهد بود.
2-4 محدوديت هاي افشاي داوطلبانه اطلاعات و افزايش شفافيت
عليرغم تمام استدلال هايي كه در ارتباط با پذيرش شفافيت بيشتر وجود دارد ولي شركت ها تمايلي به افشاي داوطلبانه همه اطلاعات مربوط به خود ندارند كه ويش واناث و كافمن (1999) دلايل آن را هزينه هاي مرتبط با جمع آوري، پردازش و افشاي اطلاعات، وجود منافع مرتبط با عدم افشا و وجود "پديده عوامل خارجي"( Externality Phenomenon)برشمردند كه در باره آن ها توضيحاتي به اختصار ارايه مي شود:
جمع آوري، طبقه بندي و افشاي اطلاعات نيازمند تلاش، زمان و منابع مالي است. طبيعي است كه شركت ها بسته به ميزان در دست داشتن اين سه عامل تا جايي اطلاعات را افشا مي كنند كه هزينه ها و منافع نهايي افشا برابر شود. از سوي ديگر چون اندازه گيري دقيق و عيني اين هزينه ها و منافع مشكل است اغلب شركت ها در جهت افشاي كمتر از حد كامل حركت مي كنند.
در صورتي كه تاثيرگذاري و تاثيرپذيري متقابل استراتژيك بين شركت ها وجود داشته باشد افشاي اطلاعات بيشتر سبب از دست دادن مزيت رقابتي آنها مي شود و سود آوري شركت ها كاهش مي يابد كه در بخش پيشين د لايل آن ذكر گرديد. در چنين شرايطي قوانين سختگيرانه ي مرتبط با افشا در جهت افزايش شفافيت مطلوب نيست و شركت ها به دنبال راه هايي براي عدم افشا يا افشاي كمتر خواهند بود.
پديده عوامل خارجي زماني ايجاد مي شود كه از اطلاعات افشا شده يك شركت براي ارزش گذاري شركت ديگري استفاده شود بطوري كه باعث همبسته شدن ارزش اين شركت ها به يكديگر مي شود. اثر اين پديده فاصله گرفتن ارزش اجتماعي و خصوصي اطلاعات است (اسكات؛2003). در صورت آگاهي شركت ها از اين امر انگيزه اي براي افشا و بنا بر اين شفاف سازي كمتر از حد كامل به وجود مي آيد. با فرض وجود چنين د لايلي شركت ها انگيزه كافي براي عدم افشاء يا افشاي كمتر از حد مطلوب متقاضيان دارند و درنتيجه ساز و كار بازار آزاد نمي تواند حدّ بهينه افشاي اطلاعات را تعيين كند و بازار به سمت كاهش شفافيت سوق مي يابد. بنابراين نقش نهادهاي قانونگذار در الزامي كردن افشا اطلاعات و افزايش شفافيت اطلاعات ارائه شده، برجسته مي شود. با وجود اينكه قوانين و مقررات لزوماً منجر به بهينه شدن ميزان شفافيت در بازار نمي شوند ولي با توجه به محدوديت هاي پيش گفته و اينكه اطلاعات حسابداري ماهيت كالاي عمومي را دارد، نياز به نهادهاي قانونگذار براي الزامي كردن تهيه و انتشار اطلاعات منطقي به نظر مي رسد. علاوه بر اين چون اطلاعات كامل(Perfect Information)حتي در بهترين شرايط هم به ندرت توليد مي شود، نياز به الزامات قانوني وجود دارد.
به اعتقاد ويش واناث و كافمن (1999) حداقل از سه راه مي توان به شفافيت رسيد: (الف) بهبود مكانيزم هاي (مقرراتي/ قانوني) مرتبط با افشاي بيشتر و بهبود رويه هاي حسابداري به نحوي كه كيفيت و قابليت اتكا اطلاعات را تقويت نمايد، (ب) طراحي ساز و كارهاي ايمني براي محدود كردن خطر اخلاقي از طريق افشا بيشتر و (ج) ايجاد نهادهاي قانونگذار و سياستگذار براي پرداختن به مشكلات اجتناب ناپذير اطلاعاتي در بازارهاي مالي.
3- نقش شفافيت در بازارهاي مالي
3-1 ثبات بازارهاي مالي
بازار همواره درگير مبادلات نامطمئن مالي و اطلاعاتي است و كمبود يا حتي فقدان اطلاعات از ويژگي هاي تغيير ناپذير بازار است. هر جا كه مسائل مالي به نوعي مطرح باشد مشكل اطلاعاتي هم بدون شك وجود دارد و علت انعقاد قرارداد بين انواع مختلف گروه هاي درگير در مبادلات نيز اميد به تخفيف مشكلات اطلاعاتي است. ترديدي نيست هيچ كس به اندازه خود شركت ها از وضعيت خود آگاهي كامل ندارند و عدم تقارن اطلاعاتي همواره وجود دارد. اين ناهمساني در دانسته هاي طرفين و احتمال وجود استفاده از اين اطلاعات براي كسب منافع شخصي باعث ايجاد پديده انتخاب معكوس(Adverse Selection) و مخاطره اخلاقي(Moral Hazard) مي شود. شفافيت در اطلاعات ارائه شده مانند عدم تحريف عمدي اطلاعات و پنهان نكردن اطلاعات مربوط و الزام به افشاي همه اطلاعات مربوط در فرآيند تصميم گيري مي تواند تا حدي عدم تقارن اطلاعاتي را تخفيف دهد. حاصل چنين وضعيتي مي تواند تصميم گيري صحيح تر و آگاهانه تر و با ريسك كمتر باشد. بنابراين تصميم به تخصيص منابع در جهت مولد ترين و كارآ ترين شركت ها خواهد بود و شركت هايي با عملكرد ضعيف نمي توانند با فريب بازار و ارائه اطلاعات غير شفاف منافع كسب كنند و شركت هايي كه عملكرد خوب دارند با بحران مالي و مشكلات در تامين منابع مالي مواجه نخواهند شد و امكان ادامه فعاليت سودآور خواهند داشت و در نتيجه بازار از نظر شفافيت اطلاعات ارائه شده و بهينه بودن تصميمات اتخاذ شده با ثبات خواهد بود و عدم اطمينان در باره رويدادهاي آتي با نوسانات كمتر همراه خواهد بود. پژوهش هاي تجربي در زمينه ارتباط بين عدم شفافيت و بحران در بازارهاي مالي حاكي از اين است كه آزاد سازي بازارهاي مالي در محيطي كه شفافيت وجود ندارد، باعث افزايش احتمال وقوع بحران هاي مالي مي شود (مهرز و كافمن؛1999). با وجود اين همانطوركه در بخش هاي قبلي اشاره شد، به علت وجود مشكلات در شناسايي متغيرهاي تجربي كه بتوانند شفافيت را اندازه گيري كنند، تعيين رابطه علت و معلولي بين عدم شفافيت و بحران در بازارهاي مالي بسيار مشكل است. پژوهش هاي تجربي هم كه در اين زمينه انجام شده اند اين فرضيه را كه فقدان شفافيت "علت" وقوع بحران است، تائيد نكرده اند ( مانند فرمن و استيگليتز؛ 1998، كاپريو و هم پژوهان؛ 1998) ولي بيانگر اين واقعيت هستند كه فقدان شفافيت مي تواند وقوع بحران را تشديد كند. اطلاعات بيشتر به شرط بموقع و قابل اتكا بودن نظم بازار را افزايش مي دهد.
3-2 كارآيي تخصيصي در بازارهاي مالي
هدف نهايي از تمامي بحث هاي پيش گفته دستيابي به كارآيي تخصيصي بيشتر در بازار است. از نتايج پذيرش فرضيه بازار كارا افشاي كامل اطلاعات است. در واقع در چنين بازاري محتواي اطلاعات افشا شده بر شكل افشاي آن ارجحيت كامل دارد. بنابراين شفافيت كه از ويژگي هاي محتوايي اطلاعات است در بهبود سطح كارآيي بازار تاثير بسياري دارد. سلسله مراتب رسيدن به كارآيي تخصيصي، كارآيي عملياتي و سپس اطلاعاتي است. در صورت رسيدن به اين دو نوع كارآيي مي توانيم به كارآيي تخصيصي نزديك شويم كه هدف نهايي بازارها و اساساً اقتصاد است. شفافيت در بهبود و افزايش كارآيي اطلاعاتي بازار نقش بسزايي دارد. پديده عدم تقارن اطلاعاتي، خطر انتخاب معكوس، نوسانات در ريسك مرتبط با تصميم گيري و اعتماد مشاركت كنندگان بازار به جريان اطلاعات مرتبط با شركت ها را مي توان با افزايش شفافيت اطلاعات ارائه شده به بازار بهبود بخشيد. حتي اگر همه مشاركت كنندگان بازار از ميزان شفافيت اطلاعات ارائه شده آگاهي نداشته باشند، ايجاد جو عمومي اعتماد در بازار مبني بر شفافيت اطلاعات ارائه شده و عبور آنها از فيلتر هاي رسمي كه در مورد شفافيت آنها اطمينان نسبي دهد در افزايش و بهبود كارآيي بازار سرمايه نقش بسزايي خواهد داشت. در صورتي كه با افزايش شفافيت اطلاعات بازار مالي از ثبات نسبي برخوردار شود و احتمال وقوع بحران كاهش يابد، اعتماد سرمايه گذاران افزايش مي يابد، افراد بيشتري وارد بازار مي شوند، نقدينگي بازار افزايش مي يابد و امكان تامين منابع مالي براي شركت ها افزايش مي يابد و سرمايه گذار با در دست داشتن اطلاعات شفاف منابع مالي خود را در اختيار شركت هايي قرار مي دهد كه توان استفاده كارا از آن را دارند و اين به معناي بهبود كارايي تخصيصي در بازار است و منجر به خروج شركت هايي با عملكرد ضعيف از بازار مي شود.
4- شفافيت در بازارهاي نوظهور: ايران
با توجه به اينكه ايران در شمار كشور هاي در حال توسعه است، نياز به قانونگذاري در بازار سرمايه آن اجتناب ناپذير است زيرا هنوز نيازمند فرهنگ سازي در جامعه براي مشاركت در بخش خصوصي است. طبق بررسي هاي سازمان هاي متخصص بين المللي، كشورهاي در حال توسعه از جمله ايران ، وضعيت شفافيت مناسبي ندارند كه بازار سرمايه هم جزيي از آن است و لازم است تا اقدامات لازم در جهت بهبود شفافيت اطلاعات صورت گيرد.
طرز تفكر ايده آل در بازار اين است كه نه عرضه كنندگان و نه تقاضاكنندگان منابع به خود اجازه اعمال خلافكارانه و گسترش فساد را ندهند. وجود قوانين و مقررات جامع و پياده سازي صحيح آن مي تواند بستري براي ترويج اين فرهنگ باشد. حاكميت قانون(Rule of Law) كه الهام بخش مفاهيمي همچون عدالت، مسووليت، پاسخگويي، كنترل قضايي و تفكيك قوا است از عناصر اساسي حكمراني خوب(Good Governance)به شمار مي رود واز مفاهيم مطرح در نهادهاي بين المللي فعال در عرصه سياسي و اقتصادي است(مركز مالميري؛1385). با گذر زمان الزام به رفتار بر اساس قوانين تبديل به فرهنگ مي شود؛و اين همان ويژگي است كه در بازار سرمايه به آن نيازمنديم. بنابراين اقدام به ايجاد محيط قانوني براي افزايش شفافيت اطلاعات در بازار حائز اهميت است. ماده 2 قانون بازار اوراق بهادار از دلايل ايجاد اركان مختلف در بازار را حفظ و توسعه بازار شفاف، منصفانه و كارا بيان مي كند. ترديدي نيست كه شفافيت ويژگي بسيار مهمي براي كارايي بازار و حذف رانت هاي اطلاعاتي به شمار مي رود ولي شفافيت در صورتيكه با مكانيزم هاي الزام آور براي پياده سازي آن همراه نباشد، كافي نخواهد بود.
تدوين و لازم الااجرا نمودن استانداردهاي حسابداري قدم مثبتي در جهت افزايش شفافيت بوده است. قدم بعدي شناسايي نقاط ضعف اين استانداردها و مشكلات پياده سازي آن در شركتها و اقدام در جهت رفع آنها است كه ميتواند در بلند مدت وضعيت گزارش دهي مالي شركتها را بهبود بخشد. افزايش كانالهاي اطلاع رساني و ايجاد موسسات تحليلگري مالي اقدام مثبت ديگري براي افزايش شفافيت است. به دليل اينكه تحليلگران مالي مي توانند با مديران شركتها، رقباي آنها، خريداران و فروشندگان عمده شركتها و ... مصاحبه كنند و اطلاعات بيشتري بدست آورند، در واقع منابع اطلاعاتي رقيب براي گزارشات حسابداري به شمار مي آيند و ميتوانند با تحليل هاي خود درستي گزارشات را تاييد و يا بازار را از نادرستي و عدم شفافيت آنها آگاه نمايند. آگاهي شركتها از وجود اين افراد و موسسات آنها را ملزم به افشاي اطلاعات مي نمايد كه در نهايت باعث افزايش شفافيت در بازار مي شود. در اين صورت حتي افرادي كه قدرت تحليل اطلاعات مالي را ندارند نيز مي توانند بر مبناي اين تحليل ها تصميمات بهتري اتخاذ نمايند. از سوي ديگر ايجاد مقررات سخت گيرانه براي افشاي اطلاعات مربوط توسط شركت ها و مقرر كردن مجازات براي عدم شفافيت اطلاعاتي شركت ها، آنها را مجبور به افشاي اطلاعات و افزايش شفافيت مي كند و براي اينكه بتوانند از بازار منابع مالي تامين كنند، بايد عملكرد خود را بهتر كنند و با اطلاعات نادرست نمي توانند بازار را فريب دهند. نتيجه تمامي اين اقدامات كه زنجير وار به يكديگر متصل هستند منجر به افزايش شفافيت در بازار مي شود كه در نهايت كليه افراد از آن منتفع مي شوند.
مقاله اي در خصوص كارايي و شفافيت بازار سرمايه1
اطلاعات شفاف را مي توان به عنوان يكي از ابزارهاي ايفاي مسئوليت پاسخگويي مديران دانست.
هر قدر تسهيم اطلاعات در جوامع بيشتر باشد، امكان اتخاذ تصميمات آگاهانه و پاسخگويي بخش خصوصي و دولتي در مورد چگونگي تحصيل و مصرف منابع بيشتر مي شود و امكان رشد فساد كاهش مي يابد. بنابراين يكي از الزامات رقابت سالم دسترسي همه مشاركت كنندگان بازار به اطلاعات شفاف است.از اين جهت مي توان شفافيت اطلاعات را پديده اي اجتماعي دانست كه بر روابط اجتماعي متقابل افراد در بازار به شدت اثر مي گذارد. از بازارهاي مهم فعال در بخش خصوصي بازار سرمايه مي باشد كه اطلاعات شفاف بر عملكرد آن به شدت موثر است. نقصان اطلاعات باعث افزايش هزينه مبادلات و ناتواني بازار در تخصيص بهينه منابع مي شود.وجود اطلاعات شفاف در بازار سرمايه نقشي موثر دركاهش هزينه اطلاعات و مبادلات دارد.
با تركيب نظريه هاي موجود در زمينه نقش بخش مالي ( مانند بازار سرمايه) در رشد اقتصادي چارچوبي ارائه داده است كه طبق آن بخش مالي كه به خوبي رشد يافته باشد، با پنج عمل زير تخصيص منابع را تسهيل مي كند:
به حركت در آوردن پس انداز،
تسهيل مديريت ريسك،
شناسايي بهتر فرصت هاي مناسب سرمايه گذاري،
نظارت بر مديران و منضبط كردن آنان، و
تسهيل مبادلات كالا و خدمات.
در اين مقاله كه خانم ال ناز تجويدي دانشجوي دوره دكتري حسابداري دانشگاه تربيت مدرس آن را ارائه كرده است، زواياي مختلف اين بحث مانند شفاف سازي شفافيت، قابليت دسترسي به اطلاعات، اندازه گيري شفافيت، مطلوبيت شفافيت، نقش شفافيت در بازارهاي مالي و شفافيت در بازارهاي نوظهور ايران بررسي شده است.
متن كامل اين مقاله براي استفاده علاقه مندان تقديم مي شود:
1- آغاز سخن: شفافيت در نگاه كلي
گذار از عصر صنعتي به عصر اطلاعات موجب برجسته تر شدن نقش اطلاعات در فرآيند تصميم گيري شده است. در چنين دوراني اطلاعات در حكم كالايي با ارزش، به جاي ماشين آلات و كالاهاي فيزيكي، تعيين كننده مزيت رقابتي مشاركت كنندگان در انواع مختلف بازارها است. علاوه بر اين اطلاعات در عملكرد بهتر بازارهاي مالي نقشي انكار ناپذير دارد. همچنين در ديدگاه گسترده ي حاكميت شركتي كه متمركز بر پاسخگويي مديران به همه ذي نفعان است، اطلاعات شفاف را مي توان به عنوان يكي از ابزارهاي ايفاي مسئوليت پاسخگويي مديران دانست. به اعتقاد ويش واناث و كافمن (1999) دو مورد اخير يعني بازارهاي مالي و حاكميت شركتي از جمله محرّك هاي وابسته به هم براي گسترش توسعه و افزايش رفاه جوامع هستند.
اهميت دسترسي به اطلاعات جهت اتخاذ تصميمات منطقي و صحيح به حدّي است كه درجوامع دموكراتيك شفافيت اطلاعات و امكان دسترسي به آن را در شمار حقوق بشر در نظر مي گيرند (بلور و كافمن؛ 2005). هر قدر تسهيم اطلاعات در جوامع بيشتر باشد، امكان اتخاذ تصميمات آگاهانه و پاسخگويي بخش خصوصي و دولتي در مورد چگونگي تحصيل و مصرف منابع بيشتر مي شود و امكان رشد فساد كاهش مي يابد (ويش واناث و كافمن؛ 1999) .
از دلايل ديگر برجسته شدن نقش اطلاعات در عصر حاضر افزايش اهميت نقش بخش خصوصي در بهبود كيفيت كالاها و خدمات است. هدف اصلي از گسترش فعاليت بخش خصوصي افزايش كارايي بنگاه هاي اقتصادي و بهينه سازي تخصيص منابع است؛ براي دستيابي به اين هدف تسلط مكانيزم بازار بر تصميمات فعالان اقتصادي اهميت بسياري دارد. مكانيزم بازار مستلزم وجود فضاي رقابتي سالم است و رقابت سالم نيز بدون وجود اطلاعات شفاف معنايي ندارد.
بنابراين يكي از الزامات رقابت سالم دسترسي همه مشاركت كنندگان بازار به اطلاعات شفاف است.از اين جهت مي توان شفافيت اطلاعات را پديده اي اجتماعي دانست كه بر روابط اجتماعي متقابل افراد در بازار به شدت اثر مي گذارد.
از بازارهاي مهم فعال در بخش خصوصي بازار سرمايه مي باشد كه اطلاعات شفاف بر عملكرد آن به شدت موثر است. نقصان اطلاعات(Imperfection of Information) باعث افزايش هزينه مبادلات و ناتواني بازار(Market Failure) در تخصيص بهينه منابع مي شود. اطلاعات كه جزء جدايي ناپذير فرآيند تصميم گيري است، هر چه شفاف تر و قابل دسترس تر باشد مي تواند منجر به اتخاذ تصميمات صحيح تري در زمينه تخصيص بهينه منابع شود كه در نهايت منجر به رسيدن به كارآيي تخصيصي مي شود كه هدف نهايي بازار سرمايه است.
پژوهش هاي بسياري در زمينه تاثير توسعه و بهبود بازار سرمايه بر رشد اقتصادي و كارايي انجام شده است. از نتايج مسلم توسعه ي بازار سرمايه به طوري كه بتواند ارتباطي مناسب بين سرمايه گذار و سرمايه پذير برقرار سازد، كاهش هزينه دسترسي به سرمايه است كه به باور بهكيش (1384) "باعث افزايش قدرت رقابت پذيري بنگاه هاي كشور و به تبع آن افزايش قدرت رقابت پذيري كل اقتصاد مي شود". وجود اطلاعات شفاف در بازار سرمايه نقشي موثر دركاهش هزينه اطلاعات و مبادلات دارد. لوين (1997) با تركيب نظريه هاي موجود در زمينه نقش بخش مالي ( مانند بازار سرمايه) در رشد اقتصادي چارچوبي ارائه داده است كه طبق آن بخش مالي كه به خوبي رشد يافته باشد، با پنج عمل زير تخصيص منابع را تسهيل مي كند:
به حركت در آوردن پس انداز،
تسهيل مديريت ريسك،
شناسايي بهتر فرصت هاي مناسب سرمايه گذاري،
نظارت بر مديران و منضبط كردن آنان، و
تسهيل مبادلات كالا و خدمات.
از نتايج مهم حاصل از بهبود بخش مالي، افزايش شفافيت اطلاعات قابل ارائه توسط شركت ها است. شفافيت همچنين براي رشد و توسعه جوامع ضروري است. علاوه بر موارد پيش گفته درمورد اهميت شفافيت، اين ويژگي اطمينان مي دهد كه منافع حاصل از ايجاد ثروت در سطح كل بازار و به صورت عادلانه توزيع مي شود و تنها در اختيار عده اندكي از مشاركت كنندگان قرار نمي گيرد.
2- شفاف سازي "شفافيت"
پيش از آنكه بتوان مفهومي را در عمل پياده كرد و با ارزيابي پيامدها و نتايج پياده سازي آن سعي در بهبود آن نمود، لازم است خود مفهوم بخوبي تعريف و تبيين شود. چون شفافيت بستگي زيادي به بيننده اطلاعات يا تهيه كننده آن دارد عملياتي كردن آن به نحوي كه مورد توافق همگان باشد مشكل است. از مشكلات ديگر در اندازه گيري شفافيت تعامل با شركت هايي است كه اطلاعات را پنهان مي كنند و همين امر تعيين معيارهاي شفافيت را كه به صورت تجربي آزمون پذير باشند، با چالش روبرو مي كند. هدف بخش حاضر توصيف و تبيين شفافيت و محدوديت هاي پيش رو براي پياده سازي آن است.
2-1 تعريف شفافيت
تعاريف بسياري از شفافيت ارائه شده است. در فرهنگ وبستر(1972) شفافيت بدين صورت تعريف شده است: "باز بودن يا گشودگي مؤسسات(Openness) (دسترسي آسان به عمليات داخل شركت)، آشكار بودن مؤسسات (وضوح)، صداقت و قابليت درك آسان." در اين تعريف منظور از باز بودن يا گشودگي مؤسسات، دسترسي آسان به عمليات داخل شركت، و منظور از آشكار بودن مؤسسات، وضوح اطلاعات است.
سه متغير فوق ارتباط تنگاتنگي با يكديگر دارند و نمي توان آنها را جدا از يكديگر دانست. همچنين تعاريف متعدد ديگري نيز ارائه شده است كه بسته به اينكه بر چه مفهومي استوار هستند، مي توان آنها را در سه طبقه به شرح زير از يكديگر متمايز نمود:
الف) تعاريف مبتني بر ذي نفعان اطلاعات: ويش واناث و كافمن (1999) و كافمن (2002) شفافيت را " افزايش جريان بموقع و قابل اتكا اطلاعات اقتصادي، اجتماعي و سياسي كه در دسترس همه ذينفعان مربوط باشد" تعريف كرده اند. همچنين ويش واناث و كافمن (1999) عدم شفافيت را به عنوان "ممانعت عمدي از دسترسي به اطلاعات، ارائه نادرست اطلاعات يا ناتواني بازار در كسب اطمينان از كفايت مربوط بودن و كيفيت اطلاعات ارائه شده" تعريف كرده اند. ديدگاه سازمان همكاري و توسعه اقتصادي(OECD: Organization for Economic Cooperation & Development) (2002) گسترده تر است و شفافيت را به عنوان "ارتباط متقابل بين شركت ها و ساير گروه هاي ذينفع" بيان مي كند.
ب) تعاريف مبتني بر پاسخگويي: گروه تخصصي شفافيت در دانشگاه بروكينگز شفافيت را به عنوان "درجه ي گشودگي و بازبودن موسسات بيان كرده است يعني ميزان نظارت و ارزيابي اعمال افراد داخل شركت (مانند مديران) توسط افراد خارج شركت (مانند سهامداران)". در تعريف فلوريني (1999) از شفافيت، پاسخگويي بر جسته تر شده است. وي شفافيت را به عنوان " افشاي اطلاعاتي توسط شركت ها كه براي ارزيابي آن ها مربوط باشد" تعريف كرده است. از ديدگاه وي شفافيت ابزاري براي تسهيل فرآيند ارزيابي عملكرد شركت ها است. تاكيد برحق دسترسي به اطلاعات (با در نظر داشتن حريم هر دو طرف تهيه كننده و استفاده كننده) و امكان ارزيابي عملكرد شركت ها با استفاده از اين اطلاعات در تعاريف مذكور برجسته تر شده است. در واقع شفافيت ارتباطي تنگاتنگ با پاسخگويي دارد وعلت تقاضا براي شفافيت اين است كه بازار شركت ها را بابت سياست هاي اتخاذ شده و عملكرد آنها مسئول مي داند ( بلور و كافمن: 2005).
پ) تعريف شفافيت با تاكيد بر اجراي قوانين و مقررات: سازمان تجارت جهاني اطمينان از دسترسي به شفافيت در قراردادهاي بين المللي تجاري را مستلزم سه پيش شرط اساسي مي داند: (1) اطلاعات درباره قوانين، مقررات و ساير رويه ها به طور عموم منتشر شده باشد، (2) مطلع كردن گروه هاي ذي نفع از قوانين و مقررات مربوط و تغييرات در آنها، و (3) اطمينان از اينكه قوانين و مقررات به صورت يكپارچه، بيطرفانه و معقول اجرا مي شود. (همانجا: 4)
وجه اشتراك همه تعاريف مذكور، " قابليت دسترسي به اطلاعات" و " توانايي برقراري ارتباط و وجود جريان ارسال و دريافت اطلاعات" است كه درباره هر يك توضيحاتي به اختصار ارايه مي شود:
2-1-1 قابليت دسترسي به اطلاعات
يكي از معيارهاي اصلي براي كارايي تصميمات در تخصيص منابع و رشد اقتصادي در دسترس بودن اطلاعات است. قوانين و مقررات به طور كلي اطمينان مي دهند كه اطلاعات در دسترس همگان قرار دارد، ولي" قابليت دسترسي" به اطلاعات از ابعاد مهم دستيابي به شفافيت است. شركت ها مي توانند جريان دسترسي به اطلاعات را تسهيل نمايند. طبق نظريه علامت دهي(Signaling Theory) در صورتي كه شركت ها از ارائه اطلاعات درباره عملكردشان خودداري نمايند بازار چنين عملي را به صورت اخبار "بد" تعبير مي كند و قيمت سهام آن شركت را كاهش مي دهد. بنابراين شركت ها از انگيزه كافي براي انتشار اطلاعات برخوردار هستند. از سوي ديگر اگر تاخير در ارائه اطلاعات يا محدود كردن دسترسي به اطلاعات مفيد داراي منافع مالي باشد شركت ها انگيزه اي براي پنهان كردن اطلاعات خواهند داشت و به گفته ي ويش واناث و كافمن (1999) "دسترسي" به اطلاعات به عنوان گروگاني براي كسب منافع مالي نگه داشته مي شود. در چنين شرايطي نياز به بموقع بودن و انتشار منصفانه اطلاعات به نحوي كه در دسترس همگان قرار گيرد بوجود مي آيد.
2-1-2 توانايي برقراري ارتباط و وجود جريان ارسال و دريافت اطلاعات
سيستم حسابداري از طريق انواع گزارشات مالي اطلاعاتي را به بازار ارائه مي دهد. اين سيستم را مي توان به مثابه رسانه اي دانست كه يك سوي آن فرستنده اطلاعات و سوي ديگر آن گيرنده اطلاعات است. هنگام انتقال اطلاعات از اين طريق نياز به شفافيت تشديد مي شود. آنچه در اين فرآيند ارتباطي مهم است ميزان سهيم شدن هر دو گروه در زباني مشابه براي رمز گذاري، تفسير و رمز گشايي پيام است (وينكلر؛2000). دو طرف فرستنده و گيرنده اطلاعات هر قدر وجوه اشتراك بيشتري در زبان ارسال و دريافت پيام داشته باشند، امكان برقراري ارتباط قابل درك بيشتر مي شود و اين مهم حاصل نمي شود مگر اينكه زبان تفسير و ارسال و دريافت اطلاعات از شفافيت كافي برخوردار باشد. "زبان" در اينجا همان اطلاعات حسابداري است كه از طريق گزارشدهي مالي به گيرنده ارسال مي شود. در صورتي كه اين اطلاعات از شفافيت لازم برخوردار نباشند احتمال اتخاذ تصميمات نادرست توسط گيرنده اطلاعات افزايش مي يابد. علاوه بر اين بسته به اينكه منابع اطلاعاتي رقيب در بازار وجود داشته باشد يا نه دو حالت مي تواند رخ دهد كه در ارتباط با اطلاعات غير شفاف هر دو حالت نامطلوب است.
حالت اول: با فرض وجود منابع اطلاعاتي رقيب، گيرنده اطلاعات از نادرستي يا عدم شفافيت اطلاعات ارسال شده آگاهي مي يابد و ارزش شركت مذكور را كاهش مي دهد كه پيامد آن افزايش هزينه تامين مالي براي شركت خواهد بود كه عملاً مي تواند فعاليت شركت را با مشكلات جدي مواجه سازد.
حالت دوم: با فرض عدم وجود منابع اطلاعاتي رقيب، گيرنده اطلاعات در تشخيص "خوب" از "بد" ناتوان خواهد بود و امكان تخصيص منابع به شركتهاي مولد كاهش مي يابد و كارآيي تخصيصي حاصل نمي شود. در واقع با خروج تدريجي شركت هايي با عملكرد خوب كه امكان تامين منابع مالي را به علت عدم شفافيت اطلاعات در بازار ندارند، تنها شركت هايي در بازار مي مانند كه عملكرد خوبي ندارند و همين امر انگيزه اي براي خروج سرمايه گذاران از بازار مي شود و در عمل كارايي بازار مختل مي گردد. حتي اگر منابع اطلاعاتي رقيب با هزينه اي گزاف قابل دستيابي باشد ضرر آن همچنان متوجه گيرنده اطلاعات مي شود و منافع اجتماعي در پي نخواهد داشت و مي تواند موجب خروج آنان از بازار شود.
حال پرسشي كه مطرح مي شود اين است كه كدام يك از اين تعاريف بهتر است و با در نظر گرفتن شرايط ايران كدام تعريف را بايد انتخاب كرد كه با استفاده از آن شفافيت را بتوان اندازه گيري و ارزيابي كرد. به نظر مي رسد در جوامعي كه دموكراسي به عنوان يك طرز تفكر غالب جاافتاده است و تبديل به بخشي از فرهنگ آن جامعه شده است، تعاريف مبتني بر پاسخگويي مي تواند سودمند باشد. ولي الزام شركت ها به پاسخگويي و ارائه اطلاعات درباره عملكرد خود پيش از هر چيز مستلزم وجود قوانين جامع و لازم الاجرا است كه با توجه به نوپا بودن بازارسرمايه ايران و قوانين ناظر بر آن، استفاده از اين تعريف براي شفافيت مناسب به نظر نمي رسد.
تعريفي كه مبتني بر اجراي قوانين و مقررات باشد نيز مشكلات خاص خود را دارد. جامعيت قوانين و مقررات و در نظر گرفتن منافع همه مشاركت كنندگان بازار و ممانعت از هر گونه سوگيري در نوشتن مفاد آن بسيار سخت مي نمايد. صِرف اجراي قوانين و مقررات، دستيابي به شفافيت را تضمين نمي كند، بلكه جامعيت اين قوانين از جهت در نظر گرفتن همه ي لايه هاي مشاركت كنندگان بازار بسيار مهم است و با توجه به نوپا بودن قانون بازار اوراق بهادار ايران (مصوب 1384) و احتمال تجديد نظر هاي آتي در آن، تعاريف مبتني بر قوانين نيز در حال حاضر مناسب به نظر نمي رسد.
به نظر نگارنده تعريف اول كه مبتني بر ذي نفعان است، مناسب تر از ساير تعاريف است. در اين تعريف تمركز بر افزايش جريان اطلاعات به ذي نفعان است و اين اطلاعات بايد حداقلي از ويژگي هاي كيفي اطلاعات را برآورده سازند (كه بخش زيادي از اين ويژگي ها از طريق گزارشات ماليِ مبتني بر استانداردهاي حسابداري قابل دستيابي است و امكان آزمون تجربيِ آنان نيز از طريق متغيرهاي مالي وجود دارد) . بنابراين شفافيت را مي توان افشاء اطلاعات مربوط و قابل اعتماد تجاري و مالي به ذي نفعان بيان كرد كه علاوه بر نتايج مالي، اطلاعات غير مالي مانند برنامه هاي عملياتي و استراتژيك را هم بايد در بر داشته باشد.
2-2 اندازه گيري شفافيت
پيچيدگي مفهوم شفافيت منجر شده است كه اندازه گيري آن بسيار مشكل باشد. از نظر مفهومي مقدار كمّي شفافيت را مي توان با دقت اطلاعات دريافت شده كه خود تابعي از مربوط بودن اطلاعات است و كيفيت اطلاعات سنجيد. تلاش هايي كه اخيراً براي اندازه گيري شفافيت انجام شده است از معيارهايي مانند فساد، بحران مالي يا هموار سازي سود استفاده كرده است. با وجود اين نمي توان اين عوامل را كاملاً به عدم شفافيت نسبت داد. بوش من، پيوتروسكي و اسميت (2003) چارچوبي براي مفهومي كردن و اندازه گيري شفافيت شركت ها تدوين كرده اند كه طبق آن شفافيت شركت ها سه عنصر اصلي دارد: (1) گزارشگري مالي (اختياري و اجباري) (2) انتشار اطلاعات از طريق رسانه ها و اينترنت (3) كسب اطلاعات محرمانه و ارسال آن از طريق تحليلگران مالي،سرمايه گذاران نهادي و افراد داخل شركت. همچنين در پژوهش هاي متعددي كه در زمينه اندازه گيري عناصر مختلف شفافيت انجام شده است، از معيارهاي زير استفاده شده است:
در ارتباط با مورد اول از معيارهايي مانند ميزان افشاي اطلاعات از طريق پانوشت در صورت هاي مالي، افشاي اطلاعات در مورد حاكميت شركتي، افشاي هويت سهامداران عمده و مديران، بموقع بودن گزارشات مالي (بوش من و هم پژوهان؛2003)، تعداد اقلام خاص حسابداري كه درگزارشات ميان دوره اي افشاء شده است، ميزان افشاء اهم رويه هاي حسابداري و تعداد گزارشات ميان دوره اي (مركز بين المللي تحليل مالي و پژوهش، 1995) استفاده شده است.
از دلايل گنجاندن "ابزارهاي انتشار اطلاعات" به عنوان يكي از عناصر شفافيت، توجه به ويژگي " در دسترس بودن اطلاعات" در تعريف شفافيت است. فقدان ابزارهاي مناسب براي انتقال اطلاعات جريان گزارشدهي مالي توسط شركت ها را با مشكل مواجه مي كند، بدين معنا كه اطلاعات در دسترس افراد ذي نفع و ذي علاقه قرار نمي گيرد و تصميمات آگاهانه وبهينه اتخاذ نخواهد شد. براي اندازه گيري "ابزارهاي انتشار اطلاعات" از ميزان نفوذ رسانه هاي مختلف مانند تعداد روزنامه هاي منتشره و شمار كانال هاي تلويزيوني به طور سرانه (شاخص هاي توسعه جهاني؛2000) و يا مالكيت رسانه ها (خصوصي يا دولتي) (دي جانكو و هم پژوهان؛2001) استفاده شده است. ارتباط بين افشاي اطلاعات براي عموم و پردازش اطلاعات محرمانه و فرآيند جمع آوري اطلاعات توسط سرمايه گذاران در حكم معيارهايي مهم براي تخصيص اطلاعات در اقتصاد هستند (ورچيا؛1982). شركت ها عمدتاً به سه طريق اطلاعات محرمانه را به بازار ارائه مي دهند.متداول ترين روش ارايه اطلاعات از طريق تحليلگران مالي است كه با بررسي گزارشات مالي شركت ها، مصاحبه با مديران يا تامين كنندگان عمده شركت ها و ... اطلاعات را تحليل و به بازار ارائه مي دهند. بنابراين براي مورد آخر از معيارهاي قابل استفاده جهت اندازه گيري شفافيت مي توان گزارشگري مستقيم اطلاعات محرمانه توسط شركت ها و تعداد تحليلگراني را نام برد كه فعاليت شركت خاصي را دنبال مي كنند (چانگ و هم پژوهان؛2000). از سوي ديگر سرمايه گذاران نهادي نيز اطلاعات را جمع آوري و پردازش كرده و بر مبناي آن مبادله مي كنند. اين عده اطلاعات خود را به صورت عمومي در اختيار بازار قرار نمي دهند ولي با تصميمات خود بازار را آگاه مي كنند. بنابراين نفوذ سرمايه گذاران نهادي (بك و هم پژوهان،1999) در بازار معيار ديگري براي اندازه گيري شفافيت است. از سوي ديگر وجود قوانين و الزامات مبادلات بر مبناي اطلاعات محرمانه (باتا چايا و دوك؛2001) (به عنوان معياري ديگر) مي تواند مانعي در برابر شركت ها يا افرادي باشد كه به اطلاعات محرمانه دسترسي دارند و هر ميزان اين قوانين سخت گيرانه تر باشند امكان سود جويي اين شركت ها يا افراد كمتر مي شود و با الزام به افشاي اين اطلاعات بازار از شفافيت بيشتري برخوردار مي گردد.
اكنون پرسش اين است كه براي اندازه گيري شفافيت در بازار ايران از كدام متغيرها استفاده كنيم؟ در صورتي كه از ميان تعاريف مختلف شفافيت تعريف مبتني بر ذي نفعان را بپذيريم، استفاده از متغيرهايي كه بتواند عناصر كليدي تعريف مذكور را اندازه بگيرد مناسب به نظر مي رسد. در اين تعاريف بر "جريان بموقع و قابل اتكا اطلاعات" و" در دسترس" بودن آن براي ذينفعان تاكيد شده است. در نتيجه متغيرهايي كه براي اندازه گيري عناصر اول و دوم شفافيت (كه توسط بوش من، پيوتروسكي و اسميت پيشنهاد شده اند) در اين بخش ارايه شد، براي اندازه گيري شفافيت مناسب هستند. از آنجا كه تحليل گران مالي در بازار ايران بسيار اندك هستند، امكان اندازه گيري قابل اتكا متغيرهاي مرتبط به سومين عنصر شفافيت در ايران با محدوديت مواجه است.
ادامه دارد
همه چیز راجع به بورس !!!
راهنمایی کامل در رابطه با سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار در ۹ قسمت
انواع معاملات(انفرادي- گروهي) و مراحل انجام آنها
انواع معاملات:
در بورس اوراق بهادار تهران معاملات به دو صورت گروهي و انفرادي توسط كارگزاران صورت مي گيرد.
افراد براي خريد سهام به كارگزاري مراجعه نموده و پس از انجام مراحل اداري در ليست خريداران سهام يك شركت قرار مي گيرند و كارگزار مي تواند خريد سهام براي افراد را به دو صورت انفرادي و گروهي انجام دهد.
توضيح: انجام يك معامله نياز به دو طرف معامله يعني خريدار و فروشنده سهام دارد و در سامانه رايانه اي بورس خريدار و فروشنده با يك كد معاملاتي و بر اساس مشخصات شناسنامه اي افراد تعريف و شناسايي مي گردند.
مراحل انجام معاملات انفرادي:
1ـ كارگزار خريدار مشخصات شناسنامه اي خريدار سهام (نام ـ نام خانوادگي ـ شماره شناسنامه ـ محل صدور و نام پدر) را جهت ايجاد كدمعاملاتي به واحد سپرده گذاري شركت خدمات بورس ارايه مي نمايد.
2ـ كارگزار فروشنده برگ سهام فروشنده را جهت سپرده نمودن سهام (تبديل نمودن برگ سهام عادي به برگ سهام قابل فروش ) به واحد سپرده گذاري اين شركت ارايه مي دهد.
3ـ كارگزار خريدار و فروشنده با توجه به درخواست هاي خريد و فروش براي سهام هر شركت، معامله سهام را در سامانه رايانهاي بورس به ترتيب اولويت در سا عات معامله (9 صبح الي30/12) و به صورت انفرادي انجام مي دهند.
معاملات گروهي: زمانيكه درخواست كنندگان خريد سهام يك شركت بيش از اندازه معمول باشند، كارگزار براي صرفه جويي در وقت، معامله را به صورت گروهي انجام ميدهد و در حال حاضر معاملات گروهي به دو نوع «ددد» و «ررر» تعريف شده است. در معاملات گروهي «ددد» خريداران و فروشندگان سهام افراد معمولي مي باشند، در حاليكه در معاملات گروهي «ررر» سازمان خصوصي سازي وكالتأ به عنوان فروشنده سهام شركت هاي دولتي و كارگران و كاركنان همان واحد به عنوان خريداران سهام مطرح ميگردند.
مراحل انجام معاملات گروهي «ددد»:
1- كارگزار مشخصات خريداران سهام را در يك ديسكت با فرمتي مناسب تعريف شده در بند پاياني اين بخش دريافت مينمايد و نسبت به ايجاد كدمعاملاتي براي نامبردگان اقدام مينمايد.
2- در صورت دارا بودن كدمعاملاتي براي خريداران و در صورت موجود بودن فروشندگاني براي سهام همان شركت، به شرطي كه تعداد خريداران كمتر از 6000 نفر باشند يك معامله گروهي( با يك شماره اعلاميه ) در ساعات معامله ( 9 صبح الي30/12 ظهر) صورت ميگيرد. يعنييك طرف معامله جمع سهام فرشنده يا فروشندگان و طرف ديگر معامله يك كد فرضي «ددد» به عنوان خريدار سهام در نظر گرفته مي شود. در صورتي كه تعداد خريداران بيش از 6000 نفر باشند دو معامله با دو شماره اعلاميه صورت ميگيرد و تفكيك افراد به دو فايل جداگانه را كاربران شركت خدمات بورس تعيين مينمايند.
3- كارگزار مربوطه تا ساعت 6 بعد از ظهر فرصت تخصيص سهام از كدفرضي «ددد» به نام خريداران واقعي را دارد.
4- در صورت عدم تخصيص سهام در زمان مقرر، كارگزار خريدار موظف است سهام خريداري شده را به نام خود نموده و در زمان معامله ديگري سهام مذكور را به فروش برساند. (كه انجام اين رويداد كارگزار را ملزم به پرداخت كارمزدي براي خريد و سهام مذكور مي نمايد).
5- در صورت عدم وجود كدمعاملاتي براي خريداران، كارگزار ديسكت حاوي اطلاعات خريدار را به همراه يك نامه رسمي به شركت خدمات بورس ارسال مينمايد و پس از ايجاد كد معاملاتي پرينتي از ليست افراد با كد معاملاتي ايجاد شده براي كارگزار ارسال مي گردد. (البته كارگزار قبل از انجام معامله گروهي صحت عمليات تخصيص كد معاملاتي را تلفني جويا مي شود).
6- گاهي اوقات كارگزار خريدار، درخواست تخصيص سهام را نيز به شركت خدمات بورس محول مي نمايد كه در اينصورت ديگر پرينتي تهيه نمي گردد و تخصيص سهام بصورت اتوماتيك از كد فرضي «ددد» به نام سهامداران واقعي صورت ميگيرد.
مراحل انجام معاملات گروهي « ررر»:
معاملات گروهي «ررر» به دو صورت نقدي و اعتباري صورت مي گيرد.
الف ـ واگذاري سهام گروهي « ررر» از نوع نقدي:
1- كارگزار مشخصات خريداران سهام را در يك ديسكت با فرمتي مناسب تعريف شده در بند پاياني اين بخش دريافت مينمايد و نسبت به ايجاد كدمعاملاتي براي نامبردگان اقدام مينمايد.
2- در صورت دارا نبودن كدمعاملاتي براي افراد، كارگزار ديسكت مذكور را طي يك نامه رسمي به شركت خدمات بورس ارسال مينمايد. در معاملات گروهي « ررر» اغلب خريداران داراي كدمعاملاتي نميباشند.
توضيح: در معاملات گروهي « ررر» شرط يك معامله با يك اعلاميه براي حداكثر 6000 خريدار و دو معامله براي بيش از 6000 خريدار صادق است.
3- در شركت خدمات بورس كدمعاملاتي براي نامبردگان ايجاد شده و پرينتي از ليست افراد با كدمعاملاتي ايجاد شده براي كارگزار ارسال مي گردد.
4- كارگزار ملزم است معاملات گروهي « ررر» را در ساعت 30/12 الي 30/13 يعني يك ساعت بعد از ساعت اصلي معامله و توسط سايت كامپيوتري شركت خدمات بورس انجام دهد. زيرا در اغلب موارد قيمت سهام واگذاري در معاملات گروهي « ررر» پايين تر از قيمت تابلو ارايه ميشود.
5- كارگزار پس از انجام معامله گروهي « ررر» فرصت سه روز براي تخصيص سهام از كد فرضي « ررر» به نام سهامداران واقعي را دارد (روز انجام معامله گروهي نيز محاسبه ميگردد ).
6- گاهي اوقات كارگزار خريدار، درخواست تخصيص سهام را نيز به شركت خدمات بورس محول مي نمايد كه در اينصورت ديگر پرينتي تهيه نمي گردد و تخصيص سهام بصورت اتوماتيك از كدفرضي « ررر» به نام سهامداران واقعي انجام مي شود.
ب ـ واگذاري سهام گروهي « ررر» از نوع اعتباري داراي شرايط خاصي به شرح ذيل است:
1ـ براي واگذاري سهام اعتباري، به دليل عدم پرداخت وجه نقد توسط افراد در سامانه معاملات رايانه اي سازمان بورس معامله اي صورت نمي گيرد.
2ـ پس از اعلام واگذاري، انتقال سهام از سهام اصالتي سازمان خصوصي سازي به سهام وكالتي آن سازمان در سامانه رايانهاي بورس، طي مراحلي اداري و ارسال يك درخواست رسمي از مديريت بازرسي سازمان بورس، توسط كاربران شركت خدمات بورس صورت مي گيرد.
3ـ پس از اتمام بدهي افراد، درخواست انتقال سهام مذكور از سهام وكالتي سازمان خصوصي سازي در آن شركت خاص به نام آن افراد در سامانه رايانهاي بورس طي مراحل زير صورت مي گيرد:
مراحل اداري جهت انجام نقل و انتقال سهام از سهام وكالتي سازمان خصوصي سازي به افراد:
1- سازمان خصوصي سازي طي نامهاي رسمي در يك ديسكت اسامي افراد را به همراه مشخصات شناسنامه اي آنان (نام- نام خوانوادگي- شماره شناسنامه- محل صدور- نام پدر) به اضافه تعداد سهام قابل تخصيص به فرد را به اداره بازرسي سازمان بورس اوراق بهادار تهران ارسال مينمايد.
2- مديريت بازرسي سازمان بورس در صورت موافقت، مجوز انتقال سهام مذكور را طي نامهاي رسمي به شركت خدمات بورس اعلام مي نمايد.
3- شركت خدمات بورس تهران پس از ثبت نامه در دبيرخانه و انجام مراحل اداري، اقدام زير را انجام ميدهد.
مراحل تخصيص سهام شركتها از سازمان خصوصي سازي به افراد در سامانه رايانه اي بورس:
1- ابتدا ديسكت ارسالي، از نظر داشتن فرمت مناسب، بررسي ميگردد.
2- در صورت صحت اطلاعات ارسالي در ديسكت، تخصيص كدمعاملاتي براي سهامداران صورت ميگيرد.
3- ليست كدهاي معاملاتي ايجاد شده به همراه يك نامه رسمي به اداره بازرسي سازمان بورس ارسال مي شود، اداره بازرسي ليست مذكور را براي سازمان خصوصي سازي ارسال مينمايد، در صورت تاييد، مراتب به اداره بازرسي سازمان بورس و سپس به شركت خدمات بورس اعلام ميگردد.
4- شركت خدمات بورس پس از ثبت نامه در دبيرخانه و مراحل اداري تخصيص سهام را انجام ميدهد، بدين ترتيب كه، به تعداد اعلام شده از سهام وكالتي سازمان خصوصي سازي «ساز00001» كسر و جمع همين تعداد را به كدهاي معاملاتي ايجاد شده ( به تعداد اشاره شده در ديسكت ) اضافه مينمايد.
5- در صورت درخواست انتقال سهام از سهام سپرده سازمان خصوصي سازي، چاپ گواهينامه نقل و انتقال سهام نيز توسط شركت خدمات بورس تهران صورت ميگيرد.
فرمت مناسب ديسكتهاي ارسالي، جهت تخصيص كدمعاملاتي به افراد:
الف- فايل ارسالي بايستي به دو صورت DBF. ? يا TXT . ? باشد.
ب- فيلدهاي مورد نياز در ديسكت ارسالي از چپ به راست شامل: نام خانوادگي، نام، شماره شناسنامه، محل صدور، تعداد سهام و نام پدر باشد و فيلدها با جداكننده & از هم ديگر جدا گردند. در صورت عدم اعلام مشخصات فوق عمليات تخصيص كدمعاملاتي صورت نميگيرد.
پ- نام مشخصات كليدي ركوردهاي فايل ارسالي، به صورت زير تعريف شده باشد:
SHR_FNAME =نام خانوادگي
SHR_NAME =نام
SHR_ISNO =شماره شناسنامه
SHR_ISPL = محل صدور
SHR_QTY =تعداد سهام
SHR_FATHER = نام پدر
ج- مجموع كاراكتر اطلاعات ارسالي براساس يكي از كاركترهاي ايران سيستم، پانيذ يا سايه باشد.
چ- اگر در مورد خاصي يكي از مشخصات كليدي فردي نامعلوم بود به جاي آن فيلد هيچگونه علامتي جايگزين نگردد و خالي ارسال شود.
ح- اعلام مشخصات سهامداران حقيقي و حقوقي در دو فايل جداگانه ارسال گردد.
خ- براي اعلام سهامداران حقوقي فيلد نام خالي ارسال گردد و نام سازمان يا شركت يا … بطور كامل در فيلد نام خانوادگي درج گردد و به جاي شماره شناسنامه و محل صدور، شماره ثبت و محل ثبت درج گردد.
10 نكته كه هر سهامداري بايد بداند
براي سرمايه گذاري در بورس توجه به برخي نكات مي تواند مفيد باشد و مارا در رسيدن به اهدافمان ياري دهد. موارد زير از جمله نكات مهمي هستند كه برخي از آنها از اصول مهم و پايه اي سرمايه گذاري در اين حيطه اند:
۱- انتخاب صنعت برتر : در ميان صنايع مختلف صنايعي هستند كه ميانگين بازده آنها از ميانگين بازده بازار بيشتر است. پس چرا آنها را انتخاب نكنيد؟!
۲- انتخاب شركت برتر : پس از گزينش صنعت برتر حالا به سراغ شركتهايي برويد كه بازده آنها از ميانگين بازده صنعت بالاتر است . (منظور از بازده، كليه سودهاي منتفع از شركت اعم از EPS، اختلاف قيمت، سهام جايزه و... در يك مدت معين مي باشد.
۳- ميزان نقد شوندگي:هيچگاه سهمي نخريد كه در فروش آن دچار مشكل شويد. نقد شوندگي عامل بسيار مهمي است كه هرگز نبايد مورد غفلت قرار گيرد. اين فاكتور متاثر از پارامترهايي مثل حجم معاملات شركت، تعداد سهام معامله شده، دفعات معامله، تعداد خريدار و... مي باشد. نقد شوندگي به صورت رتبه اي مطرح مي شود و رتبه 1 به معناي بالاترين ميزان نقد شوندگي است و رتبه هاي 2 و 3 و 4 و ..... به ترتيب نقد شوندگي كمتري دارند. برخي از افراد تا رتبه 100 را قابل قبول مي دانند. بعضي ها بيشتر از 50 نمي روند و عده اي هم به بيشتر از 20 رضايت نمي دهند. به هرحال بسته به استراتژي و هدف سرمايه گذاري تان، ملاكي را براي خودتان قرار دهيد. لازم به ذكر است كه رتبه نقد شوندگي در يك محدوده زماني قابل محاسبه است مثلا يكساله، شش ماهه، يكماهه و... اما در بيشتر موارد از نقد شوندگي 3 ماهه استفاده مي شود.
۴- ميزان سهام در دست سهامداران عمده: هر چه اين ميزان كمتر باشد و سهم يك شركت بيشتر در دست مردم و سهامداران جز باشد، بهتر است. چرا كه در اينجا عرضه و تقاضاي و اقعي است كه ميزان قيمت را تعيين مي كند. در صورتيكه قسمت اعظمي از سهام يك شركت در دست سهامداران عمده باشد به همان نسبت آنها مي توانند كنترل بيشتري را بر آن سهم اعمال كنند. و در اين بين سهامدار جز است كه ضرر مي كند.
۵- اخبار اقتصادي-سياسي: همواره به اخبار داخلي و خارجي توجه داشته باشيد. فكر نمي كنم روزانه 15 دقيقه گوش دادن به اخبار يا مطالعه روزنامه ها وقت زيادي بگيرد اما كمك بزرگي به شما خواهد كرد تا بتوانيد در برخي موارد روند بازار را پيش بيني كنيد و همينطور صنايع خاصي را مورد توجه قرار دهيد .
۶- P/E: اين شاخص مطالب بسيار زيادي به ما مي گويد. مثلا به ما مي گويد كه جو بازار از يك سهم بخصوص چه انتظاري دارد. ميزان بالاي اين شاخص مي تواند نشاندهنده اين واقعيت باشد كه سهامداران چشم اميد به آن سهم بسته اند و باور دارند كه پيشرفت قابل ملاحظه اي خواهد داشت. ميزان رشد P/E را نيز فراموش نكنيد سالهاي مختلف را باهم مقايسه كنيد شركتهاي يك صنعت را نيز با يكديگر مقايسه كنيد.
۷- اخبار طرح و توسعه شركت: به دنبال اخبار و اطلاعات شركت مورد نظرتان بر آييد. آيا شركت طرح تو سعه، افزايش سرمايه، پروژه هاي آتي دارد يا خير؟ مسلما انتخاب شركتي كه موارد مذكور را دارد به جاي شركتي كه مدتها است افزايش سرمايه نداده، پروژه جديدي اجرا نكرده و طرحي براي آينده ندارد عاقلانه تر است. مخصوصا سرمايه گذاري كه تصميم به استمرار و ادامه سرمايه گذاري دارد حتما بايد به اين مطلب توجه كند.
۸- ميزان رشدEPS: كدام شركتها رشد EPS بيشتري داشته اند؟ كدام شركتها معمولا در اول سال مالي EPS پايينتري اعلام كرده و در طول سال مرتبا آنرا تعديل مثبت مي كنند؟ آنها را از نظر دور نداريد.
۹- سبد سهام: هميشه سبد سهام درست كنيد. با اين كار ريسكتان را پايين مي آوريد. به قول يك مثل قديمي همه تخم مرغها را داخل يك سبد نگذاريد. در تشكيل سبد، تعدد و تنوع شركت و صنعت را فراموش نكنيد.
۱۰- استراتژي: همواره يك استراتژي داشته باشيد. و خود را مقيد به پيروي از آن بدانيد. متاسفانه اكثر ما دنباله رو ديگران هستيم بدون اينكه خودمان برنامه مشخصي داشته باشيم و فقط با تقليد از ديگران پي آنها مي رويم . البته تقصير هم نداريم چون اطلاعات كافي وجود ندارد و بطور تخصصي به سهامداري كه در خيلي از جاها يك شغل است و يك تخصص پيچيده ( و البته پر سود ) ، نپرداخته ايم. قبل از اينكه سرمايه و پول خود را به خطر بياندازيد، روي كاغذ (البته در دنياي تكنو لوژيكي امروز كامپيوتر ) روشها و استراتژيهاي مختلف را در طول زمان امتحان كنيد و آنها را با يكديگر مقايسه كرده و معايبشان را رفع كنيد و سيستم خاص خودتان را پرورش دهيد. حتي اگر مدت زيادي روي اين كار ( خريد و فروش فرضي ) وقت صرف كنيد يقينا با دستي پر تر وارد بازار واقعي بورس مي شويد. بهتر و مو فقتر ا ز كسي كه ساليان سال در بازار بورس است و بدون هيچ استراتژيي چشم به دهان ديگران دوخته تا ببيند آنها چه مي گويند و آن كاري را بكند كه ديگران مي كنند. خاطر نشان مي كنم كه هرگز از يك تكنيك به تنهايي استفاده نكنيد چون بازار به آن اندازه ساده نيست كه متاثر از يك يا چند عامل ساده باشد بلكه عوامل مختلف و متعدد و گاها پيچيده و غير قابل پيش بيني و جود دارند كه علاوه بر آن كه خودشان به تنهايي يك فاكتور تاثير گذارند، تعامل آنها با يكديگر نيز نتايج متفاوتي را باعث مي شود.
شاخص كل و بازده پرتفوي
مقدمه
يكي از مهمترين معيارهاي ارزيابي عملكرد سرمايهگذاري در بورس و حتي سرمايهگذاريهاي غير مالي، شاخصهاي بورس و به خصوص شاخص كل تلقي ميگردد. در حال حاضر غالب سرمايهگذاران نهادي و انفرادي در بورس اوراق بهادار تهران، حركت و جهت بازار را به صورت دورهاي با اين معيار اندازهگيري ميكنند. هر چند بورس اوراق بهادار تهران شاخصهاي متعددي را به صورت روزانه محاسبه و منتشر مينمايد اما توجه اصلي استفادهكنندگان به شاخص كل است.
با توجه به تجاربي كه از كجفهميهاي سرمايهگذاران غيرحرفهاي نسبت به شناخت و تحليل اين شاخص وجود دارد، مقاله حاضر به منظور درك آسان شاخص كل ابتدا به تعريف و تبيين شاخصهاي بازار سرمايه، بررسي توصيفي- تحليلي شاخص كل در سال 1382 و خصوصيات قابل توجه اين شاخص ميپردازد. در پايان نيز نتيجهگيري بحث ارائه گرديده است.
مفهوم شاخص سهام
شاخص، يك معيار آماري است كه تغيير حركت و جهت يك اقتصاد يا يك بازار سهام را نشان ميدهد. در بازارهاي مالي اساساً شاخص يك پرتفوي فرضي از اوراق بهادار است كه شامل كل بازار مربوطه يا بخشي از آن است. مثلاً شاخص كل بورس اوراق بهادار تهران پرتفويي فرضي از كليه سهام پذيرفته شده است در حالي كه شاخص مالي در برگيرنده پرتفويي فرضي از شركتهاي سرمايهگذاري و هولدينگ است.
هر شاخص داراي متدولوژي محاسباتي خاصي است كه معمولاً بر حسب تغيير از يك ارزش مبنا بيان ميشود. مثلاً شاخص كل بورس تهران بر مبناي فرمول لاسپيرز با كميتعديل و بر پايه ارزش يكصد محاسبه ميگردد. اما بايد توجه داشت كه ارزش عددي شاخص، بار اطلاعاتي چنداني ندارد. به عنوان مثال اگر بدانيم كه شاخص كل بورس تهران در پايان سال 1382 عدد 11379 است اطلاعات مهمياز آن به دست نميآيد اما در صورتي كه بدانيم شاخص بورس طي سال 1382 معادل 124 درصد رشد داشته است احتمالاً به عملكرد مناسبي در سال فوق پي خواهيم برد.
شاخص كل در سال 1382
شاخص كل بورس تهران كه به آن تپيكس ميگويند شامل پرتفوي فرضي از كل سهام پذيرفته شده در بورس است. اين شاخص همانند شاخصهاي مالي و صنعت تنها بيانگر تغييرات قيمت سهام طي يك دوره زماني ميباشد. البته بايد توجه كرد كه اين شاخصها بيانگر بازده واقعي سهام مندرج در پرتفوي آنها نيست . از اينرو شاخص كل، معيار اندازه گيري بازده نيست زيرا در محاسبه شاخص مذكور اثرات عوامل اثرگذار بر بازده همچون سود سهام پرداختي در نظر گرفته نشده است.
شاخص كل بورس تهران در ابتداي سال 1382 معادل 5071 بود كه در پايان سال 1382 به عدد 11379 رسيد. (توجه داشته باشيد كه عدد شاخص فاقد واحد است.) تغييرات سال گذشته اين شاخص بيانگر آنست كه شاخص مذكور رشدي معادل 124درصد داشته است. در اولين نظر ممكن است تصور كنيم كه اگر پرتفويي شامل كليه سهام بورس تهران داشتيم بازدهي معادل 124درصد بدست ميآوريم. اين نتيجهگيري نادرست است زيرا محاسبات بازده كل بورس در سال 1382 نشانگر حدود 142درصد بازدهي است. اين تفاوت از كجا ناشي ميشود؟ دليل اين تفاوت بصورت مفهوميناشي از عدم لحاظ نمودن اثر كليه پارامترهاي اثرگذار بر بازده در شاخص كل شامل ماليات خريد و فروش سهام، بسته بودن محدوده نوسان قيمتها، عدم توجه به اثر تورم بر ارزشهاي پولي شاخص و مهمتر از همه عدم درج سود سهام پرداختي است. از اينرو شاخص كل را نميتوان به عنوان ابزار سنجش عملكرد پرتفوي انفرادي يا شركتي بكارگرفت. به عبارت ساده تر نميتوان گفت بازده بورس طي سال 1382 معادل 124درصد بوده است بلكه اين معيار تنها نشانگر جهت مثبت بازار در سال 1382 است. از آنجا كه شاخص قيمت و بازده، سود سهام پرداختي شركتها را نيز در محاسبه شاخص درج مينمايد، رشد آن طي سال 1382 (معادل 138درصد) به نرخ بازدهي كل بسيار نزديكتر است.
لازم به ذكر است كه هرچند هدف اين مقاله بررسي ساير شاخصها نيست اما بررسي اجمالي تغييرات شاخصهاي مالي و صنعت نيز بيانگر فقدان توانايي آنها براي اندازهگيري عملكرد پرتفوي افراد و شركتها است. طي سال 82 شاخصهاي مالي و صنعت به ترتيب 285 درصد، 216 درصد رشد نشان دادهاند كه تفاوت فاحشي با بازدهي 142درصد بورس دارند.
نگاهي بر روند شاخص كل در سال 82 بيانگر آنست كه شاخص از ابتداي سال تا 06/05/82 معادل 189درصد رشد داشته است. اين رشد به جز فواصل تاريخي 13/03/82 تا 31/03/82 تقريباً بلاانقطاع ادامه داشته است.
شاخص كل بين تاريخهاي 06/05/82 لغايت 19/08/82 در مجموع تغييري نداشته و در اين فاصله در نقطه 28/07/82 معادل 21درصد نيز نسبت به 06/05/82 كاهش نشان داده است. پس شاخص كل از 19/08/82 با ارزش 9،568 بلاانقطاع تا تاريخ 17/10/82 افزايش مييابد تا به ارزش 11210 ميرسد. روند شاخص كل در اين تاريخ تا 25/12/82 افزايش نشان نميدهد اما مجدداً از تاريخ 25/12/82 رشد شاخص شروع و تا آخرين روزكاري سال 82 شاخص به عدد 11379 ميرسد.
يكي از نتايج مهميكه از بررسي فوق استخراج ميگردد آنست كه 77 درصد رشد شاخص سال 82 (189درصد) در 4 ماهه اول سال رخ داده است و تنها 23 درصد آن در 8 ماهه بعدي واقع گرديده است. جالب است كه بررسي تغييرات شاخص كل در سال 1381 نيز پشتيبان نتيجهگيري مذكور است. در سال 1381 رشد شاخص كل 34 درصد بوده است كه 28 درصد آن يعني 82 درصد رشد شاخص كل در 4 ماهه اول سال رخ داده است.
خصوصيات قابل توجه شاخص
به هر ترتيب، شاخصها ابزارهاي سودمندي براي رديابي روندهاي بازار هستند. شاخصهاي بورس معمولاٌ بعنوان يكي از معيارهاي مهم رونق يا ركود اقتصاد داخلي نيز به كار ميروند. تحليل گران مالي معتقدند كه درك شاخص و تغييرات آن ميتواند به سرمايهگذاران در تصميمات سرمايهگذاري مناسبتر ياري رساند. از اينرو كارايي شاخص، بخشي از كارايي بورس سهام تلقي ميشود.
بنابراين، استفاده كنندگان شاخصها به خصوص سرمايهگذاران سهام در تحليلهاي خود بايد به موارد زير توجه نمايند:
1. انحرافات محاسباتي: غالب شاخصها از جمله شاخصهاي كل، صنعت و مالي در بورس تهران بر مبناي سرمايه بازار موزون، محاسبه ميشوند يعني سهاميكه سرمايه بازار بالايي دارد وزن و اثر بيشتري بر تغييرات شاخص دارد. در عوض، تغييرات قيمت سهام شركتهاي كوچك چندان اثري بر شاخص ندارد.
به عنوان نمونه، اگر امروز سه شركت بزرگ (Big dogs) فارس و خوزستان، سايپا و ايران خودرو هر يك 5 درصد افزايش قيمت بيابند شاخص كل معادل 115 واحد افزايش خواهديافت كه به معناي رشدي بيش از 1 درصد در شاخص است. اين درحالي است كه تغييرات قيمت دهها شركت همچون دارويي حكيم، اشتادموتورز، نساجي ايران و امثالهم تا ميزان 10 درصد نيز تقريباٌ اثري بر شاخص ندارد.
به طور كلي، ميتوان گفت كه درج وزن بازار در شاخص يك راه منطقي براي دستيابي به تصوير بازار است اما اين متدولوژي موجب ناپايداري فزاينده شاخص ميگردد. برخي از تحليل گران مالي معتقدند كه شاخص با وزنهاي مساوي منصفانه تر است زيرا اثر تغييرات سهامهاي كوچكتر را بهتر نشان ميدهد.
2. انحراف تاريخي: به دليل تغيير در تعداد و جوانب شركتهاي مندرج در يك شاخص، روند يك شاخص نميتواند الگوي معاملاتي پرتفوي شاخص در ميان مدت و بلندمدت باشد. از اينرو خبرگان مالي برآنند كه شاخصها تنها حافظه كوتاه مدت بازارهستند.
نتيجهگيري
شاخصها ابزارهاي سودمند اندازهگيري جهت و حركت بازار بخصوص در كوتاه مدت هستند. اين ابزار هنگاميسودمندي خود را نشان ميدهد كه سرمايهگذاران بدانند شاخص چه چيزهايي را ارائه ميكند و همچنين چه چيزهايي را ارائه نميكند. آنچه را كه از طريق شاخصهاي كل، صنعت و مالي نميتوان دريافت شامل موارد زير است:
الف) شاخصها دلايل حركت قيمتها را نشان نميدهند.
ب) شاخص معيار سنجش عملكرد پرتفوي سرمايهگذاران نيست.
ج) شاخص فاقد قابليت مقايسه در بلند مدت است.
د) هر قدر شاخصها به صنايع و طبقات مربوطه خردتر شوند، سودمندي بيشتري در تصميمات سرمايهگذاري دارند.
بر اساس بررسيهاي انجام شده، روند تاريخي شاخص بورس اوراق بهادار تهران بيانگر رشد فزاينده در 4 ماهه ابتداي سال است.
مفهوم P/E چيست؟
P/E يا نسبت قيمت به سود يكي از افزارهاي قديمي و عموماً پر استفاده به منظور ارزش گذاري سهام است. هر چند محاسبه P/E بسيار ساده است اما تفسير آن عملاً دشوار مي نمايد. در شرايط معيني اين نسبت بسيار گويا و در زمان هاي ديگر كاملاً بي معنا جلوه مي كند. از اين رو، غالباً سرمايه گذاران اين اصطلاح را نادرست به كار مي گيرند و در تصميماتشان بيش از حد لازم به آن وزن مي دهند.
در بخش هاي بعدي اين مقاله ابتدا به تشريح و تبيين P/E مي پردازيم، سپس چگونگي استفاده از اين نسبت را در تجزيه و تحليل سهام بازگو مي كنيم، و سرانجام به شرايطي مي پردازيم كه نبايد از اين نسبت استفاده شود.
• P/E چيست
P/E كوتاه شده نسبت price) P يا قيمت سهم) به ESP) Earning Per Share) يا سود هر سهم است. همان گونه كه از نام آن پيدا است، براي محاسبه P/E آخرين قيمت روز سهام يك شركت به سود هر سهم (EPS) آن تقسيم مي شود.غالباً P/E در تاريخ هايي محاسبه مي شود كه شركت ها اطلاعات EPS (معمولاً سه ماهانه) را افشا مي كنند. اين P/E را كه بر مبناي آخرين EPS محاسبه مي شود بعضاً P/E دنباله دار نيز مي گويند. اما گاهي از EPS برآوردي براي محاسبه P/E استفاده مي شود، اين EPS معمولاً معرف سود برآوردي سال آينده است. در اين صورت به P/E محاسبه شده P/E برآوردي يا پيشتاز گفته مي شود.
محاسبه P/E گاهي روش سومي هم دارد كه مبتني بر ميانگين دو فصل گذشته و برآورد دو فصل باقيمانده سال است. تفاوت عمده اي بين اين سه نوع وجود ندارد اما بايد بدانيد كه از محاسبات داده هاي تاريخي واقعي در مقايسه با برآوردهاي تحليلگران مالي استفاده كنيد. مشكل بزرگ محاسبه P/E مربوط به شركت هايي است كه سود آور نيستند و از اين رو EPS منفي دارند. در خصوص چگونگي رفتار با اين پديده ديدگاه هاي متفاوتي وجود دارد. برخي قائل به وجود P/E منفي هستند، گروهي در اين حالت P/E را صفر مي دانند و بسياري ديگر هم معتقدند كه ديگر P/E محلي از اعراب ندارد.
به لحاظ تاريخي در بورس اوراق بهادار تهران عموماً ميانگينP/E در دامنه ۲/۳ تا ۲/۱۳تجربه شده است. نوسان P/E در اين دامنه عمدتاً بستگي به شرايط اقتصادي هر زمان دارد. در حال حاضر ميانگين P/E كل شركت هاي پذيرفته شده در بورس تهران حدود ۲/۸ است. همچنينP/E بين شركت ها و صنايع مي تواند كاملاً متفاوت باشد.
• كاربرد P/E
به لحاظ نظري، P/E يك سهم به ما مي گويد كه سرمايه گذاران چند ريال حاضرند به ازاي هر ريال سود يك شركت پرداخت نمايند. به همين جهت به آن ضريب سهام نيز مي گويند. به عبارت ديگر اگر P/E يك سهم ۲۰ باشد بدين معني است كه سرمايه گذاران حاضرند ۲۰ ريال براي هر ريال از سود اين سهم (كه شركت توليد مي كند) بپردازند.
الف- رشد سود
آنچه در بحث بالا به آن پرداختيم رشد شركت ها است. قيمت سهام بازتاب انتظارات سرمايه گذاران از ارزشو رشد آينده شركت است. اما توجه كنيد كه اندازه سود (EPS) معمولاً مبتني بر سود هاي (EPSهاي) گذشته است. اگر شركتي انتظار رشد دارد بنابراين انتظار داريم كه سودش نيز رشد كند. در نتيجه تفسيري بهتر از P/E آن است كه خوشبيني بازار از آينده رشد يك شركت را باز تاب مي دهد.
اگر P/E شركتي بالاتر از ميانگين بازار يا صنعت باشد بدين معني است كه بازار در ماه ها يا سال هاي آينده انتظارات بزرگي از سهم اين شركت دارد. شركتي با P/E بالا بايد سود هاي فزاينده ايجاد كند، در غير اين صورت قيمت سهمش سقوط خواهد كرد. مثالي از شركت ايران خودرو گوياي اين بحث است.
ب- ارزاني يا گراني
P/E در مقايسه با قيمت بازار شاخص بهتري براي ارزش گذاري سهم است. مثلاً به شرط پايداري ساير متغيرها، سهمي با قيمت ۲۰۰ ريال و P/E برابر ۱۰ بسيار گران تر از سهمي با قيمت ۲۰۰۰۰ و P/E برابر ۱۰ است. توجه كنيد كه محدوديت هايي در اين مثال وجود دارد. شما نمي توانيد P/E هاي دو شركت كاملاً متفاوت را براي ارزش گذاري بهتر آنها مقايسه كنيد. به عبارت ديگر تعيين بالا يا پايين بودن P/E بدون توجه به دو عامل اصلي بسيار دشوار است: ۱) نرخ رشد شركت و ۲) صنعت.
۱- نرخ رشد شركت
آيااندازه رشد گذشته شركت ها مي تواند معرف نرخ هاي انتظاري از رشد آينده باشد؟ هر چند پاسخ اين پرسش نمي تواند صريح باشد اما در عمل سرمايه گذاران براي پيش بيني سود (EPS ) و محاسبه P/E از نرخ هاي رشد گذشته استفاده مي كنند.
۲- صنعت
مقايسه شركت ها تنها در صورتي فايده مند است كه به يك صنعت تعلق داشته باشند، مثلاً شركت هاي صنعتي كه عمدتاً داراي ضرايب P/E پايين هستند. چون به رغم ثبات صنعت رشد پاييني دارند. از طرف ديگر شركت هاي صنعتي به دليل انتظار رشد از P/E هاي بالايي برخوردارند.
• دام هاي كاربرد P/E
تا بدين جا آموختيم كه در شرايط معيني P/E مي تواند ما را در تعيين بالا يا پايين بودن ارزش يك شركت كمك كند. همچنين پي برديم كه P/E تنها در شرايط معيني معتبر است. اما علاوه براين دام هاي ديگري نيز در تحليل P/E وجود دارد كه در ادامه درباره برخي از آنها بحث مي شود.
• حسابداري
سود يك اندازه حسابداري است كه در محاسبه اش از اقلام غيرنقدي نيز استفاده ميشود. معيارهاي اندازه گيري سود بر طبق اصول حسابداري همگاني (GAAP ) مقرر مي شوند. اين اصول در گذر زمان تغيير مي كند و در هر كشوري نيز متفاوت از ديگر كشورها است. از اين رو محاسبه سود ( EPS) بسته به چگونگي دفترداري و حسابداري مي تواند به صورت هاي متفاوت ارائه شود. در نتيجه مقايسه سودها (EPS ها) با يكديگر گاهي به مقايسه سيب و پرتقال مي ماند.
• تورم
در شرايطي كه اقتصاد كشور تورم بالايي را تجربه مي كند طبعاً كالاها و هزينه هاي استهلاك به دليل بالا رفتن هزينه هاي جايگزيني كالاها و تجهيزات در مقايسه با سطح عمومي قيمت ها كم نمايي مي شود. بنابراين در زمان هاي تورمي P/E ها عموماً پايين تر مي آيند زيرا بازار سودها را كه به صورت ساختگي به بالا گرايش دارد تخريب شده مي بيند. بررسي P/E همانند تمامي نسبت ها در گذر زمان براي پي بردن به روند آن ارزشمند است. تورم اين بررسي را دشوار مي كند زيرا اطلاعات گذشته در امروز از فايده مندي كمتري برخوردارند.
• تفسيري ديگر
P/E پايين لزوماً بدين معني نيست كه ارزش يك شركت كم نمايي شده است. بلكه به معناي آن است كه بازار معتقد است شركت در آينده نزديك با مشكل روبه رو خواهد شد. سهمي كه قيمتش پايين مي آيد معمولاً دليلي دارد.
عمده ترين دليلش اين است كه سود شركت كمتر از سود انتظاري اش خواهد بود. اين مسئله P/E دنباله دار بازتابي ندارد مگر آن كه سود در عمل نيز محقق گردد.
• تنها به اتكاي P/E سهام نخريد
يكي از پر بسامدترين اشتباهاتي كه سرمايه گذاران غير حرفه اي مرتكب مي شوند خريد سهام صرفاً به اتكاي P/E بالا يا پايين است. توجه كنيد كه ارزشيابي سهام تنها با تكيه بر شاخص هاي ساده اي مانند P/E ساده انگارانه و نادرست است. P/E بالا ممكن است به معني بيش نمايي ارزش سهم باشد و هيچ تضميني وجود ندارد كه بعداً به سرعت پايين نيايد. ضمناً توجه كنيد كه حتي اگر ارزش سهمي كم نمايي شده باشد ممكن است ماه ها يا حتي سال ها طول بكشد تا بازار ارزش آن را اصلاح نمايد.
در هر صورت تجزيه و تحليل سهام امري بسيار پيچيده تر از دانستن چند نسبت ساده است. به عبارت ديگر هر چند كليدي براي معماي ارزش گذاري سهام است اما تمام آن نيست. از اين رو توصيه مي شود كه سرمايه گذاران براي خريد سهام با خبرگان سرمايه گذاري رايزني نمايند. پاسارگاد نيك آماده است تا سرمايه گذاران علاقه مند را با قواعد سرمايه گذاري آشنا سازد.
• نتيجه گيري
P/E همه چيز يا به عبارتي حرف آخر را درباره ارزش سهم نمي گويد اما براي مقايسه شركت هاي يك صنعت، كل بازار يا روند تاريخي P/E يك شركت سودآور است.
به ياد بسپاريد كه :
الف - P/E يك نسبت است و از تقسيم P يا PRICE يا قيمت روز سهم به EPS يا E يا سود هر سهم به دست مي آيد.
ب- سه نوع EPS به نام هاي EPS دنباله دار، آينده و ميانگين وجود دارد.
ج- به لحاظ تاريخي، ميانگين P/E ها در بازه ۲/۳ _ ۲/۱۳ قرار مي گيرد.
د- به لحاظ نظري، P/E يك سهم به ما مي گويد كه سرمايه گذاران حاضرند چند ريال به ازاي هر ريال سود بپردازند.
هـ - تفسير بهتري از P/E اين است كه آن بازتاب خوشبيني بازار از آينده رشد يك شركت است.
و- P/E در مقايسه با قيمت بازار شاخص بهتري براي ارزش گذاري يك سهم است.
ز- بدون در نظر گرفتن نرخ هاي رشد صنعت، صحبت از بالا يا پايين بودن P/E يك شركت بي معناست.
ح- تغيير در اصول حسابداري شامل وجود چندين روش مجاز براي سود (EPS ) تجزيه و تحليل P/E را دشوار مي كند.
ط- P/E ها عموماً در زمان تورم حاد پايين تر مي آيند.
ي- تفاسير بسياري پيرامون دليل پايين بودن P/E يك شركت وجود دارد.
ك- تنها به اتكاي ضريب P/E اقدام به خريد و فروش سهام نكنيد.
فهرست مطالب
سهامداران چه حقوق وتعهداتي دارند؟
يكي از شرايط پذيرش سهام شركت ها در بورس آن است كه صورت سهامي عام باشند. هرفردي با خريد يك يا چند سهم از سهام يك شركت سهامي، داراي حقوقي ميشود كه امكان نقض آن وجود ندارد. حقوق ناشي از مالكيت سهم متعدد است و در موارد مختلف قانون تجارت به آنها اشاره شده است. به طور كلي اين حقوق به دو دسته: حقوق مالي و غير مالي تقسيم مي شود.
حقوق مالي ناشي از مالكيت سهام بر چند نوع است، حق سهيم شدن درسود، حق تقدم در خريد سهام جديد و حق سهيم شدن در دارايي شركت. البته برخي حقوق مالي متفرقه نيز وجود دارند كه از جمله آنها حق مخالفت با افزايش تعهدات بدون رضايت سهامدار است.
حق سهيم شدن در سود شركت
يكي از اهداف خريداران سهم يك شركت، آن است كه در سود آن شركت، سهيم شوند. ميزان سود هر سهامدار در مجمع عمومي عادي سالانه شركت تعيين مي شود. منظور از سود، سود قابل تقسيم است كه شامل اين موارد مي شود:
سود خالص سال مالي شركت منهاي زيان هاي سال هاي مالي قبل و اندوخته قانوني (نصف سود خالص هر سال) و ساير اندوخته هاي اختياري، به علاوه سودقابل تقسيم سالهاي قبل كه تقسيم نشده است. نحوه پرداخت سود قابل تقسيم را نيز، مجمع عمومي تعيين مي كند. اگرمجمع عمومي در اين خصوص، تصميمي نگرفته باشد، هيات مديره شركت نحوه پرداخت را تعيين خواهد كرد. ولي در هر حال پرداخت سود به صاحبان سهام بايد ظرف هشت ماه پس از تصميم مجمع عمومي را جع به تقسيم سود انجام شود.
حق تقدم در خريد سهام جديد شركت
ازآنجا كه سهامدران يك شركت خواهان حفظ حقوق وموقعيت خود در شركت هستند، انتظار دارند در هنگام افزايش سرمايه و انتشار سهام جديد از سوي شركت، نسبت به ساير خريدارن اولويت داشته باشند. به همين دليل، ابتدا شركت به سهامداران قبلي خود پيشنهاد فروش سهام مي كند. آنها نيز در استفاده و يا صرف نظر كردن از اين حق، مختارند. اما ازآنجا كه قيمت پيشنهادي فروش سهام شركت، با قيمت بازار سهام متفاوت است، سهامداران معمولا ازاين حق تقدم استفاده مي كنند.
حقوق غير مالي
حقوق غير مالي ناشي از مالكيت سهام بر چند نوع است: حق راي، حق انتقال سهام، حق اطلاع
حق راي
بديهي ترين حقي كه سهام دار درشركت دارد، حق راي است. سهام دار با استفاده ازحق راي خود درمجامع عمومي، در امور شركت، همچون انتخاب اعضاء هيات مديره و بازرسان شركت، تغييرات سرمايه، تقسيم سود، تغييرات اساسنامه، انحلال شركت وساير موارد، مشاركت مي كند. حق راي سهامداران نسبي است وهركس تعداد سهام بيشتري داشته باشد، حق راي بيشتر بيشتري نيز خواهد داشت. حق راي سهامدارمي تواند از طريق اعطاي وكالت نيز اعمال شود.
حق راي به دو صورت ساده وتجمعي اعمال مي شود. در راي گيري ساده هر سهم يك راي دارد. دراين نوع راي گيري، سهامداران اقليت نمي توانند حتي يك عضو هيات مديره را انتخاب كنند و كليه اعضاي هيات مديره را سهامداران اكثريت بر مي گزينند. براي حل اين معضل، ازروش راي گيري، تجمعي استفاده مي شود. دراين نوع راي گيري،تعداد آراي هر راي دهنده در تعداد مديراني كه بايدانتخاب شوند، ضرب شده وحق راي براي هر راي دهنده، برابر با حاصل ضرب مذكورخواهد بود، در نتيجه راي دهنده مي تواندآراي خود را به يك نفر بدهد يا آن رابين چند نفر تقسيم كند. بدين ترتيب سهامداران اقليت نيز مي توانند در چنين هيات مديره اي تاثير گذار باشند و نماينده اي در هيات مديره داشته باشند.
حق انتقال سهام
هر سهام داري، حق انتقال سهام خود را به ديگري دارد. انتقال سهام با نام از طريق امضاي دفتر ثبت سهام شركت از سوي سهامدار يا نماينده قانوني وي انجام مي شود. انتقال سهام از يك سهامدار به فرد ديگر در شركت هاي سهامي عامي عام ، نيازي به موافقت هيات مديره يا مجمع عمومي ندارد .
حق اطلاع
حق اطلاع سهامداران از وضعيت شركت ، وسيله اي براي اجراي درست حق راي است. هر سهامداري مي تواند از پانزده روز قبل از انعقاد مجمع عمومي در مركز شركت ، به صورتحساب ها مراجعه كند و از تراز نامه و حساب سود و زيان و گزارش عمليات مديران و گزارش عمليات مديران و گزارش بازرسان رونوشت بگيرد . همچنين ، باتوجه به آن كه اساسنامه ، از سهامداران نوعي قرار داد بين موسسين و سهامداران است ، هريك حق دارند نسخه اي از اساسنامه را دريافت كنند. در برخي موارد نيز شركتها از طريق پست يا انتشار اطلاعيه يا دوتنامه در روزنامه هاي كثيرالانتشار ، از سهامداران خود براي تشكيل مجامع عمومي عادي دعوت به عمل مي آورند .
تعهدات سهامدار
تنها تعهد يك سهامدار در شركت سهامي ، پرداخت مبلغ سهم است و اگر به اين تعهد خود عمل كند ، به عنوان صاحب سهم تعهد ديگري ندارد . سهامدار هيچگونه تعهد شخصي در قبال طلبكاران شركت ندارد و اگر شركت بنا به دلايلي قادر به پرداخت ديون خود نباشد ، نمي توان به سهامداران رجوع كرد . همچنين تعهدات سهامداران همان است كه قبول كرده اند و نمي توان با تغيير اساسنامه تعهد جديدي بر عهده آنان گذاشت يا تعهدات فعلي آنان را افزايش داد . در اين زمينه قانون نيز به صراحت عنوان كرده است كه هيچ مجمع عمومي نمي تواند تابعيت شركت را تغيير دهد و يا هيچ اكثريتي نمي تواند بر تعهدات صاحبان سهم بيفزايد .
تحليل شركتهاي سرمايهگذاري با استفاده از متغير ارزش پرتفوليو
ارزش بازار يا ارزش پرتفوليو يك شركت سرمايه گذاري از حاصل تقسيم ارزش جاري سهام موجود در پرتفوليو شركت سرمايه گذاري بر تعداد سهام آن شركت به دست ميآيد. به عبارت ساده، اين متغير نشان ميدهد كه چه مقدار سود از سرمايهگذاريها در صورت فروش آنها نصيب هر سهم شركت ميشود. اين متغير را ميتوان از اطلاعات منتشره توسط شركتها به دست آورد.
همانطور كه گفته شد اين عدد به نحوي نشاندهنده ارزش جاري سرمايهگذاريهاي شركت براي هر سهم ميباشد. با مقايسه قيمت روز سهم و ارزش پرتفوليو شركت ميتوان گمانهزنيهايي در مورد وضعيت و قيمت آتي سهم انجام داد. عموما ارزش پرتفوليوي يك شركت سرمايه گذاري در حدود قيمت سهم آن شركت ميباشد و اختلاف زيادي با قيمت سهم ندارد. اما همين اختلاف اندك در تحليلهاي عددي شركتهاي سرمايهگذاري اهميت بسزايي دارد. اين بررسيها را در سه حالت ميتوان در نظر گرفت:
در حالت اول ارزش پرتفوليو شركت بيش قيمت روز سهم است. در اين صورت در ابتداييترين سطح بررسيها دو نكته را ميتوان متصور بود. اول اينكه قيمت سهم حداقل قابليت دستيابي به قيمتهايي در حدود ارزش پرتفوليو را خواهد داشت. به عنوان مثال ارزش پرتفوليو يك شركت سرمايهگذاري به ازاي هر سهم 2100 ريال ميباشد در صورتي كه ارزش جاري سهم اين شركت 1700 ريال است. اما بايد توجه داشت كه به احتمال قوي عاملي باعث اين اختلاف قيمت گرديده و عموما تحليل صنايع موجود در پرتفوليو چنين شركتهايي بيانگر عدم اطمينان بازار در مورد ادامه سودآوري و رشد آنها ميباشد. در نتيجه بازار با چنين سهاميبا احتياط برخورد كرده و در بسياري از مواقع حاضر به خريد سهام چنين شركتهايي حتي با قيمتي برابر ارزش پرتفوي آنها نميباشد. اما با بروز تحولاتي هر چند ناچيز در اين صنايع بازار با اطمينان بيشتري نسبت به قبل با سهم شركت سرمايهگذاري برخورد كرده و ميتواند قيمت سهام شركت را به سرعت به محدوده ارزش پرتفوليو برساند.
در حالت دوم ارزش پرتفوليو شركت با قيمت روز سهم برابر بوده و از نظر قابليت رشد قيمت سهم نميتوان به راحتي امكاني را در نظر گرفت. اما باز هم در اين حالت شرايط ديگري از جمله تحليل صنايع موجود در سبد سهام شركت، بازار سازي سهم و غيره در تعيين قيمت سهم دخيل ميباشند.
در حالت سوم قيمت سهم بيش از ارزش پرتفوليو شركت ميباشد. يكي از ابتداييترين تحليلها در اين مورد را ميتوان به انتظار رشد آتي سهم شركت سرمايهگذاري به دلايلي از جمله انتظار رشد صنايع موجود در سبد آن مرتبط دانست. اما در صورتي كه چنين آيندهاي براي روند سهم متصور نباشد، ميتوان احتمال كاهش قيمت سهم را نيز در نظر داشت. اما در غير اين صورت ثبات روند فزوني قيمت سهم نسبت به ارزش پرتفوليو ميتواند ادامه دار باشد. در نهايت بايد توجه داشت كه مطالب ذكر شده در اين بخش تنها قسمتهايي از تحليلها را شامل ميشود و با اتكا صرف به آنها نميتوان نتيجهگيري كاملي در مورد گزينش سهام به دست آورد و خوانندگان بايد در مورد نحوه گزينشهاي خود تمام موارد را در نظر داشته باشند.
حمايت و مقاومت(بخش اول)
فرض كنيد كه قيمت سهام حاصل نبرد تن به تن بين خريداران و فروشندگان باشد. خريداران به دنبال بالا كشيدن قيمت و فروشندگان به دنبال پايين كشيدن قيمت هستند. سمت و سوي جابجايي قيمت نشان ميدهد كه كدام گروه برنده نبرد بوده است.
اين حال را ميتوانيد با نمودار قيمت شركت Philip Morris كه در شكل زير نشان داده شده مقايسه كنيد. مشاهده ميكنيد كه در طول دوره نشان داده شده قيمت چطور هر بار تا سطح 50/45 دلار پايين آمده است، خريداران كنترل را در دست ميگيرند و از سقوط بيشتر قيمت سهام جلوگيري ميكنند. اين نشان ميدهد كه در قيمت 50/45 دلار خريداران احساس ميكنند كه سرمايهگذاري در شركت Philip Morris سودآور است ( و فروشندگان نيز تمايل به فروش پايينتر از 50/45 دلار را ندارند). اين عملكرد قيمت به حمايت مشهور است چرا كه خريداران از قيمت 50/45 حمايت ميكنند.
مشابه حمايت، سطح مقاومت نقطهاي است كه در آن فروشندگان كنترل قيمت را در اختيار ميگيرند و از افزايش آن جلوگيري ميكنند.
با توجه به شكل زير مي بينيد كه چطور هر بار قيمت تا نزديك 50/51 ميآيد، و با بيشتر شدن تعداد فروشندگان نسبت به خريداران جلوي رشد قيمت گرفته ميشود.
قيمتي كه در آن دادوستد سهم اتفاق ميافتد قيمتي است كه در آن يك خريدار و يك فروشنده به توافق ميرسند كه با هم معامله كنند. اين نشان دهنده توافق در انتظارات و توقعات هر دو است. خريداران فكر ميكنند كه قيمت بالاتر ميرود و فروشندگان فكر ميكنند كه قيمت پايينتر ميرود.
سطوح حمايت نشان دهنده قيمتي است كه در آن بيشتر سرمايهگذاران اعتقاد دارند كه قيمت بالاتر ميرود، و سطوح مقاومت نشان دهنده قيمتي هستند كه در آن اكثر سرمايهگذاران احساس ميكنند كه قيمت پايين خواهد رفت.
اما انتظارات سرمايهگذاران به مرور زمان تغيير ميكند! براي مدتها سرمايهگذاران توقع نداشتند كه قيمت شركت صنايع Dow از 1000 دلار بيشتر شود (مقاومت شديد نمايش داده شده در شكل زير گواه اين مطلب است). ولي فقط چند سال بعد سرمايهگذاران تمايل داشتند كه سهام Dow را حوالي قيمت 2500 دلار معامله كنند.
وقتي انتظارات سرمايهگذار تغيير ميكند، عموماً همين قدر ناگهاني عمل ميكنند. در شكل زير توجه كنيد كه قيمت چگونه از محدوده مقاومت شركت Hasbro خارج ميشود. همچنين توجه كنيد كه گذر از سطح مقاومت با افزايش چشمگيري در حجم معاملات همراه است.{ نمودار حجم معاملات بصورت استاندارد زير نمودار قيمت و به شيوه ستوني رسم ميشود. مقياس زماني هر دو نمودار قيمت و حجم معاملات يكي ميباشد. حجم معاملات در هر روز تعداد سهم مبادله شده در روز مورد نظر است.}
وقتي كه سرمايهگذاران پذيرفتند كه Hasbro را بالاتر از 20 دلار هم ميتوان خريد و فروش كرد، طبعاً سرمايهگذاران بيشتري تمايل به خريد اين سهام پيدا ميكنند (در نتيجه هم قيمت و هم ميزان حجم مبادلات افزايش يافته است). همچنين فروشندگاني كه پيش از اين با نزديك شدن قيمت به 20 دلار سهمشان را ميفروختند{و باعث سقوط سهم ميشدند} توقع دارند كه قيمت رشد بيشتري داشته باشد و ديگر تمايلي به فروش ندارند.
بوجود آمدن سطوح حمايت و مقاومت شايد قابل توجهترين و تكرارپذيرترين وقايع در نمودارهاي قيمت است. شكسته شدن سطوح حمايت / مقاومت{توسط نمودار قيمت} ممكن است بخاطر تغييرات بنياديني كه بالاتر يا پايينتر از انتظارات سرمايهگذاران است(مثل تغيير در درآمد، مديريت، رقبا و ...) باشد يا بخاطر پديده تشديد رواني(سرمايهگذاران با ديدن افزايش قيمت خريد ميكنند) رخ بدهد.{همانطور كه به ياد داريد در تحليل تكنيكال} دلايل يك واقعه به اندازه نتايج و آثار آن(روي نمودار قيمت!) اهميت ندارند. انتظارات جديد منجر به ايجاد سطوح قيمتي جديد ميشود.
شكل زير نشان دهنده شكست سطح مقاومت است كه بخاطر تغييراتي در عوامل بنيادي بوجود آمدهاست(پارامترهاي فاندامنتال). گذر زماني رخ داد كه شركت Snapple گزارش درآمد جديدي، بيش از حد توقع سهامداران را منتشر كرد. اگر داريد از خود سوال ميكنيد كه ما از كجا فهميديم كه گزارش فوق بالاتر از حد انتظار سهامداران شركت بوده است؟ جواب اينجاست: به وسيله تغييرات قيمت بهوجود آمده پس از ارائه گزارش!
بعضي از سطوح حمايت / مقاومت بسيار احساسي هستند. به عنوان مثال در نمودار قيمت زير در نزديك قيمت 3000 دلار، توقعات سرمايهگذاران زمان زيادي ثابت باقي مانده است و شركت كار سختي را در تغيير انتظارات سهامداران پيش رو داشته و روند تغيير سطح قيمتي به كندي پيش ميرود.
حمايت و مقاومت(بخش دوم)
عرضه و تقاضا
هيچ چيز اسرار آميزي در مورد حمايت و مقاومت وجود ندارد اين همان قاعدة عرضه و تقاضاي قديمي است، اصول اقتصاد خرد را به ياد بياوريد: خطوط عرضه يا تقاضا نشان ميدهند كه عرضه يا تقاضا در يك قيمت مشخص چقدر خواهد بود.
خط عرضه نشان دهنده مقداري (تعداد سهام) است كه فروشندگان تمايل دارند در قيمت مشخصي عرضه كنند و بفروش برسانند. وقتي قيمت افزايش مييابد، تعداد فروشندگان هم بيشتر ميشود و دليل آن هم اينست كه سهامداران بيشتري تمايل به فروش در قيمت هاي بالاتر دارند.
خط تقاضا نشان دهنده تعداد سهامي است كه سهامداران در قيمت مشخصي، تمايل به خريد آن دارند. با افزايش قيمت همانطور كه تمايل خريداران براي خريد سهام كم ميشود از تعداد آنها نيز كاسته ميشود.
شكل زير(نمودار عرضه – تقاضا) نشان ميدهد كه در هر قيمتي، چه تعداد خريدار و فروشنده وجود دارند. به عنوان مثال نمودار زير نشان ميدهد كه در قيمت 5/42، 10 خريدار و 25 فروشنده وجود دارند.
حمايت در قيمتي رخ ميدهد كه در آن خط عرضه به محور عمودي ميرسد (به عنوان مثال 5/27 در نمودار بالا). قيمت پايينتر از اين مقدار نميآيد، چرا كه هيچ فروشندهاي حاضر به فروش در اين قيمت{يا قيمتهاي پايينتر} نيست. مقاومت در قيمتي رخ ميدهد كه در آن خط تقاضا به محور عمودي ميرسد (به عنوان مثال 5/47 در شكل بالا). قيمت از اين مقدار بالاتر نميرود، چرا كه هيچ خريداري حاضر به خريد در قيمتهاي بالاتر از اين مقدار نيست.
در يك بازار آزاد اين خطوط دائما در حال تغيير هستند. همانطور كه انتظارات سرمايهگذار تغيير ميكند، قيمتهاي مورد پذيرش خريدار و فروشنده نيز تغيير ميكند. شكست سطح مقاومت نشان دهنده جابجايي نمودار تقاضا به سمت بالا ميباشد يعني خريداران حاضرند كه سهام را در قيمتهاي بالاتر خريداري كنند. بطور مشابه شكست سطح حمايت نشان ميدهد كه نمودار عرضه به سمت پايين جابجا شده است.
اساس بسياري از ابزارهاي تحليل تكنيكي ريشه در مفهوم حمايت و مقاومت دارد. نمودار قيمت سهام ديد خوبي از عملكرد اين نيروها در تقابل با يكديگر به ما ميدهد.
پشيماني معاملهگران
پس از يك شكست در سطح حمايت / مقاومت، عموماً اين سئوال براي معاملهگران پيش ميآيد كه سطح قيمت جديد چيست. به عنوان مثال، بعد از يك گذر قيمتي از سطح مقاومت، هر دو گروه فروشندگان و خريداران ممكن است به سطح قيمتي جديد به ديده شك و ترديد نگاه كنند{و آن را معتبر ندانند} و تصميم به فروش بگيرند. اين مسئله باعث به وجود آمدن پديدهاي ميشود كه از آن به عنوان " پشيماني معاملهگران " ياد ميكنيم. پس از واقع شدن اين پديده و شكست سطح مقاومت(يا حمايت) سطح قيمتي جديد مورد توافق خريداران و فروشندگان قرار نميگيرد و قيمت به سطح مقاومت(يا حمايت) قبلي باز ميگردد.
گذر سهام شركت Phillip Morris را در شكل زير در نظر بگيريد. توجه كنيد كه چطور بعد از شكست سطح مقاومت، قيمت با يك تصحيح به سطح قيمتي پيشين باز ميگردد.
رفتار قيمت پس از دورههاي پشيماني معامله گران بسيار مهم و تعيين كننده است. يكي از اين دو حالت رخ ميدهد: يا همه به اين نتيجه ميرسند كه قيمت جديد قابل اتكا نيست، كه در اين حالت قيمت به سطح قيمت پيشين بر ميگردد، يا سرمايهگذاران قيمت جديد را ميپسندند، كه در اين حالت قيمت به حركت در همان جهتي كه سطح حمايت يا مقاومت را قطع كرده است، ادامه ميدهد.
پس از دوره پشيماني معاملهگران، در حالتي كه اجماع انتظارات بر اين است كه قيمت جديد(كه بالاتر است) غير قابل قبول است، تله سنتي صعود تقلبي(گذر نادرست) به وجود ميآيد. همانطور كه در شكل زير نشان داده شده است قيمت از سطح مقاومت 5/67 دلار خارج شده است (فريبخوردن گله خريداران مبني بر بالاتر رفتن قيمت)، و سپس با توافق بر قابل اتكا نبودن قيمت جديد، قيمت به زير سطح مقاومت برگشته و خريداراني را كه سهامهاي با قيمت بالا خريداري كردهاند را جا ميگذارد.
شرايط مشابهي تله نزول تقلبي را به وجود ميآورد. به شكل زير توجه كنيد. قيمت به قدري زير سطح حمايت باقي ميماند كه افراد با نگاه نزولي به سهم را وادار به فروش ميكند و سپس قيمت به بالاتر از سطح حمايت باز ميگردد و فروشندگاني كه سهام خود را در قيمت پايين فروختهاند از دور خارج ميكند.
حالت ديگري كه ممكن است در ادامه پشيماني معاملهگران رخ دهد اين است كه سرمايهگذاران قيمت جديد را قابل قبول دانسته و بپذيرند. در اين حالت قيمت به تغيير خود در راستاي گذر{شكستن سطح حمايت / مقاومت} ادامه ميدهد، يعني حركت قيمت به سمت بالا اگر گذر از سطح مقاومت رخ داده باشد و به سمت پايين اگر گذر از سطح حمايت رخ داده باشد. يك نمونه از اين نوع رفتار قيمتي را در نمودار زير مشاهده ميكنيد.
{قرارداد: از اين به بعد شكستن سطح حمايت يا مقاومت توسط نمودار قيمت را "گذر" ميناميم}
يك راه براي پيشبيني انتظارات پس از "گذر" توجه به مقادير خريد و فروش است. اگر قيمت از سطح حمايت / مقاومت با افزايش زيادي در حجم معاملات گذر كند و پشيماني معاملهگران معمولا در مقادير حجمي كم صورت بگيرد، نتيجتاً انتظارات جديد حكمفرما خواهد شد (يعني تعداد كمي از سرمايهگذاران پشيمان شدهاند). برعكس، اگر گذر با حجم معاملات متوسط رخ بدهد و عموماً پشيماني در مقادير زياد صورت بگيرد، نشان دهنده اين است كه انتظارات تعداد كمي از سرمايهگذاران تغيير ميكند و از نظر اغلب آنها قيمت اوليه قابل قبول است{در اين حالت شاهد پديده برگشت دوباره قيمت به زير خط روند- يا بالاي خط حمايت- خواهيم بود).
تبديل مقاومت به حمايت
وقتي گذر از محدوده مقاومت با موفقيت صورت بگيرد{يعني قيمت دوباره به زير خط مقاومت باز نگردد} اين سطح براي ادامه روند قيمت، يك سطح حمايت محسوب مي شود. همچنين وقتي گذر از سطح حمايت با موفقيت صورت بگيرد، اين سطح تبديل به سطح مقاومت ميشود.
نمونه تبديل شدن سطح مقاومت به سطح حمايت در شكل زير نشان داده شده است. وقتي قيمت سد مقاومت 45 دلاري را ميشكند 45 دلار تبديل به سطح حمايت ميشود.
اين بخاطر ايجاد نسل جديدي از خريداران است كه در قيمت زير 45 دلار خريد نكردهاند (چرا كه انتظار افزايش قيمت را نداشتهاند) و اكنون منتظرند كه قيمت به نزديكي 45 دلار برسد تا خريد كنند{يعني از قيمت 45دلار حمايت ميكنند}.
بطور مشابه، وقتي قيمت بطور قطع به زير سطح حمايت سقوط ميكند، اين سطح عموما تبديل به سطح مقاومت ميشود و گذر قيمت از اين سطح به سختي صورت ميگيرد. وقتي كه قيمت به نزديكي سطح حمايت قبلي (مقاومت فعلي) ميرسد، سرمايهگذاران سعي ميكنند با فروش سهام خود ضرر خود را كم كنند (به شكل زير توجه كنيد).
جمعبندي
ما تا آنجايي كه ممكن بود به تشريح عملكرد قيمت، انتظارات سرمايهگذار، و حمايت و مقاومت پرداختيم. از تجربه همكاري با سرمايهگذاران به اين نتيجه رسيدهايم كه اغلب سرمايهگذاران ميتوانند با توجه به عوامل اصلي ايجاد تغييرات در قيمت سهام يعني: انتظارات سرمايهگذاران و عرضه / تقاضا عملكرد خود را بهبود ببخشند.
1- آنچه در ادامه آمده است خلاصهاي كوتاه در مورد مفهوم حمايت / مقاومت است:
قيمت سهام نشان دهنده ارزش بازاري منصفانهاي است كه مورد موافقت خريداران (مثبت نگرها) و فروشندگان (منفي نگرها) است.
2- تغيير در قيمت سهام نتيجه تغيير در انتظارات سرمايهگذاران در مورد قيمت آتي سهم است.
3- سطح حمايت وقتي به وجود ميآيد كه اتفاق آرا بر اين است كه قيمت پايين تر نميرود. اين نقطهاي است كه در آن تعداد خريداران از فروشندگان بيشتر است.
4- سطح مقاومت وقتي به وجود ميآيد كه اتفاق آرا بر اين است كه قيمت بالاتر نميرود. اين نقطهاي است كه در آن تعداد فروشندگان از خريداران بيشتر است.
5- گذر از سطح حمايت يا مقاومت نشاندهنده تغيير در انتظارات سرمايهگذاران و جابجايي در نمودار عرضه و تقاضا است.
6- حجم معاملات براي تعيين قدرت واقعي تغيير انتظارات بكار ميآيد.
پشيماني معاملهگران معمولا در ادامه گذر از سطح حمايت يا مقاومت وقتي كه قيمت دوباره به سطح قبلي بر ميگردد رخ ميدهد.
صول سرمايه گذاري بلند مدت
در بورس اوراق بهادار معمولاً توصيه مي شود سرمايه گذاري بصورت بلند مدت برنامه ريزي شود. مطمئناً اولين سئوالي كه مطرح مي شود اين است كه در شرايط فعلي و در بورس ايران سرمايه گذاري كوتاه مدت سود بيشتري دارد و بالعكس سرمايه گذاري بلندمدت علاوه بر اينكه سود قابل قبولي ندارد در مقاطعي كاهش ارزش سرمايه را به همراه دارد. توجه داشته باشيد كه سرمايه گذاري بلند مدت اصولي دارد كه به آنها اشاره مي كنيم :
اصل يكم - مهمترين اصل اين است كه حتي در بهترين شرايط ممكن است به دليل عدم دسترسي به اطلاعات نهاني قيمت سهم خريداري شده افت كند و يا از ارزش آن كاسته شود بنابراين اگر فرد سرمايه گذار كوتاه مدت برنامه ريزي كرده باشد ممكن است در چنين شرايطي مجبور به خروج از بازار شود و اين يعني بدترين ضربه به بازار بورس و حتي خود شخص چه از نظر مسائل مالي و چه از نظر اثرات رواني، در اين شرايط فرد سرمايه گذار به دليل اثرات مخرب رواني تصميماتي عجولانه و نادرست خواهد گرفت و نهايتاً نتيجه مطلوبي به همراه نخواهد داشت، البته فراموش نكنيم وقتي براساس بررسي هاي نسبتاً دقيق اقدامي مي كنيم و با كاهش ارزش سرمايه مواجه مي شويم بهتر است به جاي غصه خوردن، رفتارمان را تحليل كنيم. بنابراين برنامه ريزي بلندمدت تنش هاي ناشي از كاهش ارزش سرمايه در كوتاه مدت را نخواهد داشت و فرد سرمايه گذار با آسودگي خاطر منتظر آينده خواهد ماند و در مقاطع كوتاه مدت ضرورتي براي نقد كردن سرمايه خود نمي بيند.
البته اين توضيحات با فرض انتخاب سهامي با ارزش ذاتي و گذشته مطلوب است كه در ادامه و توضيحات مربوط به نكاتي در خصوص انتخاب سهم به آن خواهيم پرداخت ضمناً لازم است در تمامي اصولي كه در اينجا مطرح مي شود به آنها توجه شود.
اصل دوم - همانطوري كه در اصل ۱ گفتيم معمولاً وقتي تصميم بلند مدت اتخاذ مي شود سهام با ارزش افزوده مناسبي كه در گذشته كسب كرده اند انتخاب مي شود و معمولاً تغييرات احتمالي و موقتي در بورس بر روي اينگونه شركت ها اثر مخربي نخواهد داشت و به راحتي آسيب پذير نيستند و در بلندمدت مجدداً شرايط بهبود را حتي اگر صدمه ديده باشند خواهيم ديد، البته دقت شود كه در برخي موارد نيز اينچنين نيست كه در توضيحات نكات انتخاب سهام به آنها اشاره شده است . فرض كنيد روي سهامي براي كوتاه مدت سرمايه گذاري كنيم و اين سرمايه گذاري فقط با توجه به بازدهي قابل توجه روزانه تصميم گيري شود و به واسطه اينكه اين داستان همچنان ادامه دارد تصميمي براي فروش به موقع نگيريم چون بر اساس ارزش ذاتي و يا واقعي انتخاب صورت نگرفته، بنابراين اگر اوضاع تغيير كند و روند كاهشي ارزش سهم آغاز شود تا جايي كه حتي امكان نقد كردن آن فراهم نشود، خوب ادامه داستان مشخص و اين يعني بدترين حالت براي سرمايه گذاري.
اصل سوم - وقتي شركت هايي با ديد بلند مدت انتخاب مي كنيد يعني قبول داريد كه تصميم ديگري براي پولتان نداريد حال شرايطي فراهم مي شود كه در ميان مدت و يا كوتاه مدت مي توانيد با سود مناسبي از بازار خارج شويد و با آرامش خاطر اقدام به فروش مي كنيد بنابراين مي توان برنامه ريزي درازمدت داشت و با اطمينان خاطر و ريسك كمتر حتي در كوتاه مدت از بازار خارج شد. پس هميشه با ديد درازمدت برنامه ريزي كنيد و در صورت لزوم در كوتاه مدت تصميم به فروش بگيريد .
اصل چهارم - فراموش نكنيد كه در هر خريد و فروشي مبلغي به عنوان ماليات، سازمان و كارگزار (در ايران و شرايط فعلي ۲ درصد ) كسر مي شود اگر فكر مي كنيد برنامه ريزي هاي كوتاه مدت سود بيشتري دارد مي توانيد تعداد معاملات و درصد هاي پرداختي را جمع بزنيد و با شرايط نگه داشتن سهمي در بلند مدت مقايسه كنيد، خوب در كوتاه مدت درگيري هاي روزانه بيشتر است ريسك هاي خاص خود را دارد و آرامش در اين شرايط كمتر است بنابراين براي حصول نتيجه كنترل روند اتفاقات و تصميمات مي تواند مسائل زيادي را براي سرمايه گذار روشن كند.
اصل پنجم - جهت گيري بازار به سمت سرمايه هاي كوتاه مدت سبب مي شود تا توجه به شركت هاي معتبر كه پشتوانه مالي قابل قبولي دارند كمتر شود و شركت هايي كه حرفي براي گفتن ندارند به صورت مقطعي سودي حاصل كنند و بزرگ جلوه داده شوند و از طرفي شركت هاي معتبر علاوه بر اينكه مجبور مي شوند وقت و سرمايه بيشتري براي حمايت در اين بازار قرار دهند و از هدف اصلي خود يعني تامين نيازهاي مردم در بازار كالا و خدمات دور شوند و در نتيجه به صورت ناخواسته سهام شان ارزش واقعي خود را از دست دهد و نهايتاً به دليل جذب نقدينگي در بازار بورس، بازارهاي ديگر نيز تحت تاثير قرار گرفته و اينگونه شركت ها دو بازار خود را از دست مي دهند لازم به توضيح است كه مديريت دو بازار اصولاً كاري است بسيار مشكل و جهت هاي بازار در هر يك از اين دو بر ديگري تاثير گذار است . لازم به توضيح است كه در بين شركت هايي كه در كوتاه مدت بازدهي خوبي دارند قطعاً شركت هاي با ارزشي نيز وجود دارد كه در هر صورت انتخاب آنها براي بلند مدت نيز سودآور است. در مبحث انتخاب سهم نكاتي درخصوص مديريت و جهت گيري بازار ارائه خواهد شد.
اصل ششم - زماني كه اوضاع سياسي اثرات منفي بر روي بازار بورس مي گذارد معمولاً بيشترين تاثير را بر سهام هايي كه ارزش ذاتي كمتري دارند مي گذارد بنابراين باز هم ديد دراز مدت باعث مي شود كه سهام هاي با ارزش ذاتي بيشتر را انتخاب كنيم و افت و خيزهاي مقطعي آنها نگراني كمتري به همراه داشته باشد.
اصل هفتم - اصولاً سهامدار مي شويم تا شركت ها با پشتوانه مالي سرمايه هاي كوچك به بقا و رشد خود ادامه دهند و تلاش مي كنند تا سهامداران بيشتري از دو طريق جذب كنند: اول سود حاصل از سرمايه گذاري و دوم ارائه كالا و خدمات مورد پسند مشتري. بنابراين شركتي را براي سرمايه گذاري انتخاب كنيم كه از خود مايه اي دارد و در جهت جلب رضايت مشتري تلاش هاي مضاعفي مي كند اگر ديدگاه اين باشد قطعاً سرمايه گذاري بلند مدت معني واقعي خود را پيدا مي كند. شايد اين سئوال طرح شود كه اگر همه بلند مدت سرمايه گذاري كنند پس چگونه معامله شكل مي گيرد ؟ همان گونه كه مي دانيد انجام معامله ناشي از اختلاف سليقه است و خاتمه يك سرمايه گذاري شروعي براي سرمايه گذاري ديگري است كه ممكن است هر دو در مقطع زماني خود تصميم به سرمايه گذاري بلندمدت داشته اند.
فهرست مطالب
تفاوت افزايش سرمايه از محل آورده نقدي و اندوخته در چيست؟
در افزايش سرمايههايي كه از محل اندوخته ميباشند، شركت با تاييد سهامداران تمام يا قسمتي از سود حاصله به واسطه فعاليت يك يا چند دوره مالي را به جاي تقسيم نقدي در بين سهامداران به افزايش سرمايه شركت اختصاص ميدهد. در اين حالت سهامداران وجهي را بابت افزايش سرمايه به شركت پرداخت نمينمايد و سهام جايزه را از شركت دريافت مينمايند.
در افزايش سرمايههايي كه از محل آورده نقدي صورت ميگيرد، شركت يا اندوخته اي براي صرف به منظور افزايش سرمايه ندارد و يا سهامداران راي به اندوختن منابع به منظور افزايش سرمايه نداده اند. در اين صورت روال معمول بدين گونه ميباشد كه سهامداران شركت در زمان افزايش سرمايه به ازاي هر سهم جديد 1000 ريال به شركت پرداخت مينمايند و سهام جديد يا حق تقدم به آنها تعلق ميگيرد.
فهرست مطالب
تحليل شركتهاي سرمايهگذاري با استفاده از متغير ارزش پرتفوليو
ارزش بازار يا ارزش پرتفوليو يك شركت سرمايه گذاري از حاصل تقسيم ارزش جاري سهام موجود در پرتفوليو شركت سرمايه گذاري بر تعداد سهام آن شركت به دست ميآيد. به عبارت ساده، اين متغير نشان ميدهد كه چه مقدار سود از سرمايهگذاريها در صورت فروش آنها نصيب هر سهم شركت ميشود. اين متغير را ميتوان از اطلاعات منتشره توسط شركتها به دست آورد.
همانطور كه گفته شد اين عدد به نحوي نشاندهنده ارزش جاري سرمايهگذاريهاي شركت براي هر سهم ميباشد. با مقايسه قيمت روز سهم و ارزش پرتفوليو شركت ميتوان گمانهزنيهايي در مورد وضعيت و قيمت آتي سهم انجام داد. عموما ارزش پرتفوليوي يك شركت سرمايه گذاري در حدود قيمت سهم آن شركت ميباشد و اختلاف زيادي با قيمت سهم ندارد. اما همين اختلاف اندك در تحليلهاي عددي شركتهاي سرمايهگذاري اهميت بسزايي دارد. اين بررسيها را در سه حالت ميتوان در نظر گرفت:
در حالت اول ارزش پرتفوليو شركت بيش قيمت روز سهم است. در اين صورت در ابتداييترين سطح بررسيها دو نكته را ميتوان متصور بود. اول اينكه قيمت سهم حداقل قابليت دستيابي به قيمتهايي در حدود ارزش پرتفوليو را خواهد داشت. به عنوان مثال ارزش پرتفوليو يك شركت سرمايهگذاري به ازاي هر سهم 2100 ريال ميباشد در صورتي كه ارزش جاري سهم اين شركت 1700 ريال است. اما بايد توجه داشت كه به احتمال قوي عاملي باعث اين اختلاف قيمت گرديده و عموما تحليل صنايع موجود در پرتفوليو چنين شركتهايي بيانگر عدم اطمينان بازار در مورد ادامه سودآوري و رشد آنها ميباشد. در نتيجه بازار با چنين سهاميبا احتياط برخورد كرده و در بسياري از مواقع حاضر به خريد سهام چنين شركتهايي حتي با قيمتي برابر ارزش پرتفوي آنها نميباشد. اما با بروز تحولاتي هر چند ناچيز در اين صنايع بازار با اطمينان بيشتري نسبت به قبل با سهم شركت سرمايهگذاري برخورد كرده و ميتواند قيمت سهام شركت را به سرعت به محدوده ارزش پرتفوليو برساند.
در حالت دوم ارزش پرتفوليو شركت با قيمت روز سهم برابر بوده و از نظر قابليت رشد قيمت سهم نميتوان به راحتي امكاني را در نظر گرفت. اما باز هم در اين حالت شرايط ديگري از جمله تحليل صنايع موجود در سبد سهام شركت، بازار سازي سهم و غيره در تعيين قيمت سهم دخيل ميباشند.
در حالت سوم قيمت سهم بيش از ارزش پرتفوليو شركت ميباشد. يكي از ابتداييترين تحليلها در اين مورد را ميتوان به انتظار رشد آتي سهم شركت سرمايهگذاري به دلايلي از جمله انتظار رشد صنايع موجود در سبد آن مرتبط دانست. اما در صورتي كه چنين آيندهاي براي روند سهم متصور نباشد، ميتوان احتمال كاهش قيمت سهم را نيز در نظر داشت. اما در غير اين صورت ثبات روند فزوني قيمت سهم نسبت به ارزش پرتفوليو ميتواند ادامه دار باشد. در نهايت بايد توجه داشت كه مطالب ذكر شده در اين بخش تنها قسمتهايي از تحليلها را شامل ميشود و با اتكا صرف به آنها نميتوان نتيجهگيري كاملي در مورد گزينش سهام به دست آورد و خوانندگان بايد در مورد نحوه گزينشهاي خود تمام موارد را در نظر داشته
باشد
تحليل تكنيكي چيست؟
تحليل تكنيكي بررسي تغييرات قيمتهاي پيشين به منظور پيشبيني تغييرات آتي قيمت است. اغلب از تحليلگران تكنيكي به عنوان چارتيست ياد ميشود چرا كه براي تحليلهايشان اتكاي زيادي به نمودارها دارند.
تحليل تكنيكي در زمينه سهام، شاخصها، كالاها، پيمان هاي آتي(Commodity Future)، و يا هر ابزار قابل داد و ستدي كه متاثر از نيروهاي عرضه و تقاضا باشد قابل كاربرد است. قيمت به تركيبي از نرخ هاي باز شدن، حداكثر، حداقل و نرخ بسته شدن يك ورقه بهادار مشخص در بازه زماني معين اشاره دارد. واحد بازه زماني ممكن است كمتر از روز (تغييرات قيمت از يك معامله تا معامله بعدي، 5 دقيقه، ربع ساعت، يا ساعتي)، روزانه، هفتگي، يا ماهانه باشد و ممكن است از چند ساعت تا چندين سال ادامه داشته باشد. همچنين بعضي از تحليلگران تكنيكي علاوه بر نمودار قيمت، مقادير حجم( تقاضاي اوليه موقع باز شدن نماد ) را نيز براي مطالعه عملكرد قيمت بكار ميبرند. { در نمودارها بصورت ميله اي زير نمودار روند قيمت قرار ميگيرد }
اساس تحليل تكنيكي
در ابتداي قرن بيستم، تئوري داو چيزي را بنيانگذاري كرد كه بعدها به عنوان تحليل تكنيكي نوين شناخته شد. تئوري داو(Dow) از ابتدا تركيب كاملي نبود بلكه به مرور با كنار هم قرار دادن اجزايي از ميان نوشتههاي چارلز داو در طي چندين سال تكميل شد. از ميان قضيههاي نقل شده از داو سه تا از آنها برجسته مي باشند:
• قيمت معرف همه اطلاعات مي باشد.
• تغييرات قيمت كاملاً تصادفي نيست.
• اينكه چه اتفاقي افتاده { پيشينه قيمت } بسيار مهمتر است از چرايي آن { چرا اتقاق افتاده }
قيمت معرف همه اطلاعات مي باشد: اين قضيه شبيه به اشكال قوي و نيمه قوي بازار كارا است. تحليلگران تكنيكي اعتقاد دارند كه قيمت فعلي منعكس كننده تمام اطلاعات است. با توجه به اينكه اطلاعات قبلا اثر خود را بر روي قيمت گذاشته است، لذا قيمت نشان دهنده ارزش منصفانه ميباشد و بايد پايه اصلي تحليل را تشكيل دهد. در مجموع قيمت بازار نشان دهنده كليه اطلاعات مشاركت كنندگان در بازار شامل: معامله گران، سرمايهگذاران، مديران پرتفوي، تحليلگران خريد سهام، تحليلگران فروش سهام، جهت دهندگان به بازار، تحليلگران تكنيكي، تحليلگران بنيادي(Fundamental Analysts) و ديگران ميباشد. مخالفت با قيمتهايي كه توسط چنين تركيبي از افراد با چنين تخصصها و اعتبارهايي تعيين شده بسيار نابخردانه است. تحليل تكنيكي از اطلاعات بدست آمده از قيمت براي تفسير اينكه بازار چه ميگويد با هدف پيشبيني آينده استفاده ميكند.
تغييرات قيمت كاملاً تصادفي نيست: بسياري از تكنيكيها معتقد به روند قيمت هستند. ليكن بيشتر تكنيكيها اين مطلب را نيز تاييد مي كنند كه در برخي از دوره هاي زماني، قيمت ها از روند خاصي تبعيت نمي كنند. اگر قيمت هميشه تصادفي بود، تحصيل درآمد از طريق تحليل تكنيكي بسيار سخت ميشد. جك شوايگر (Jack Schwager) در كتابش بنام Schwager on Futures: Technical Analysis چنين ميگويد:
در دوره هاي زماني طولاني ممكن است بازار داراي تغييرات قيمت تصادفي باشد، ليكن در داخل اين دوره هاي زماني، دوره هاي زماني كوتاه تري وجود دارند كه رفتار قيمت در آنها بصورت غير تصادفي است. هدف چارتيست ها شناسايي اين دوره هاي زماني (يعني پيدا كردن روند هاي كلي قيمت) است.
اعتقاد تكنيكيها بر اين است كه تشخيص روند امكان پذير بوده و ميتوان بر مبناي روند قيمت اقدام به سرمايهگذاري كرد و همراه با مشخص شدن تدريجي روند قيمت و با اقدام به خريد و فروش در زمان مناسب ، سود كسب كرد. با توجه به اين امر كه روش تحليل تكنيكي را مي توان براي دوره هاي زماني مختلف بكار برد، امكان دنبال كردن روند هاي بلند مدت و كوتاه مدت قيمت بطور همزمان وجود دارد. در نمودار بالا ( روند قيمت سهام IBM ) نشان دهنده رويكرد شوايگر نسبت به ماهيت روند قيمت ها است. روند كلي به سمت بالاست، ليكن محدودههاي مناسب براي دادوستد (Trading) درون آن پراكنده است. مابين محدودههاي دادوستد { برنگ قرمز- Trading Range } روندهاي رشدي { رنگ آبي- Trending Range } وجود دارند كه متاثر از روند رشد اصلي قيمت سهم در بلند مدت هستند. وقتي كه سهام بالاتر از محدوده داد و ستد قرار مي گيرد، روند رشد آن دوباره شروع ميشود. از طرف ديگر زماني كه سهام پايينتر از مرز پاييني محدوده داد و ستد قرار مي گيرد، روند نزولي قيمت سهم آغاز مي شود.
اينكه چه اتفاقي افتاده از علت آن مهمتر است: Tony Plummer در كتابش با عنوان The Psychology of Technical Analysis به نقل از اسكار وايلد ميگويد «يك تحليلگر تكنيكي قيمت همه چيز را ميداند ولي ارزش { واقعي } هيچ چيز را نميداند. چارتيست ها كه به عنوان تحليلگران تكنيكي شناخته ميشوند فقط با دو چيز سروكار دارند:
1- قيمت فعلي چيست؟
2- سابقه تغييرات قيمت چيست؟
قيمت نتيجه تقابل نهايي نيروهاي عرضه و تقاضا براي سهام شركت است. هدف تحليلگر پيشبيني جهت تغييرات قيمت آتي است. تحليل تكنيكي با تمركز بر روي قيمت و فقط قيمت، نمايانگر يك ديدگاه مستقيم است. بنيادگراها به دنبال چرايي قيمت مي گردند. حال آنكه تكنيكيها به دلايل بنيادگراها در مورد چرايي قيمت با ديد ترديد نگاه ميكنند. تكنيكيها اعتقاد دارند كه بهترين كار اين است كه بدنبال چيستي قيمت باشيم و به چرايي آن اهميت ندهيم. چرا قيمت بالا ميرود؟ بخاطر بيشتر بودن خريداران (تقاضا) از فروشندگان (عرضه). سرانجام، ارزش هر چيز برابر با پولي است كه يك فرد حاضر است براي آن بپردازد. چه لزومي دارد بدانيم چرا؟
قدمهاي كلي براي ارزيابي تكنيكي:
بسياري از تكنيكيها از يك ديدگاه بالا به پايين ( كل به جزء ) استفاده ميكنند: كار تحليل گر با يك تحليل كلان و وسيع آغاز ميشود، سپس بخشهاي كلي جدا ميشوند تا پايه اي براي تقسيم بندي خرد و متمركز شكل دهند. چنين تحليلي ميتواند شامل سه قدم باشد:
1- تحليل وسيع بازار از طريق شاخصهاي اصلي بازار مانند S&P 500، Dow Industrials، Nasdaq و NYSE Composite.
2- تحليل صنايع براي شناسايي گروههاي قوي و ضعيف در داخل بازار. { صنعت برتر }
3- تحليل منفرد سهام براي شناسايي سهامهاي قوي و ضعيف در داخل گروه هاي انتخابي.{ سهم برتر }
زيبايي تحليل تكنيكي در تنوع و تطبيق پذيري آن براي بازارها و شرايط مختلف است. چرا كه اصول تحليل تكنيكي كاربرد عمومي دارند، هر كدام از قدمهايي كه در بالا بدان اشاره شد با زمينه تئوريك مشابه قابل اجراست. شما براي تحليل جدول شاخصهاي بازار نياز به تحصيلات اقتصادي نداريد. براي تحليل نمودار سهام لازم نيست شما يك حسابدار خبره باشيد. نمودارها نمودار هستند. اهميتي ندارد كه محدوده زماني 2 روز يا 2 سال باشد. اهميتي ندارد كه نمودار، نمودار سهام، شاخص، و يا محصول باشد. اصول تكنيكي حمايت، مقاومت، روند، محدوده دادوستد، و ديگر ابعاد ميتواند براي هر نموداري بكار رود. در حالي كه اين امر آسان به نظر ميرسد، تحليل تكنيكي به هيچ وجه آسان نيست. موفقيت نيازمند مطالعه جدي، ثبات قدم و ذهن باز است.
تحليل نمودار:
تحليل تكنيكي ميتواند همانقدر كه شما ميخواهيد ساده و يا پيچيده باشد. مثال زير نشان دهنده يك نسخه ساده شده است. وقتي ما علاقهمند به خريد سهام هستيم، تمركز بر روي نقاط پرش قيمت خواهد بود.
روند كلي: اولين گام، تشخيص روند كلي است. اين كار توسط خط روند، ميانگين متحرك و يا تحليل نقاط فراز و فرود انجام مي شود. مادامي كه قيمت بالاتر از خط روند مربوطه باشد، روند قيمت سهم افزايشي و رو به بالا محسوب مي شود.
حمايت: عبارتست از دوره هاي زماني كه سهم با قيمتي پايين تر از قيمت هاي حداقل قبلي معامله مي شود. كاهش قيمت يك سهم به سطحي پايين تر از محدوده حمايت معرف روند نزولي براي آن سهم مي باشد.
مقاومت: عبارتست از دوره هاي زماني كه سهم با قيمتي بالاتر از قيمت هاي حداكثر قبلي معامله مي شود. افزايش قيمت يك سهم به سطحي بالاتر از محدوده مقاومت معرف روند صعودي براي آن سهم مي باشد.
نرخ نوسان قيمت: نرخ نوسان قيمت معمولا توسط شاخص هايي از قبيل "ميانگين متحرك همگرايي – واگرايي" محاسبه مي شود. چنانچه ميانگين متحرك همگرايي- واگرايي از "ميانگين متحرك نمايي" 9 روزه بيشتر و يا مثبت باشد، آنگاه نرخ نوسان قيمت بصورت صعودي و يا لااقل در حال بهبود تلقي مي شود.
فشار خريد/فروش: در مواردي كه شاخص بازار سهام و حجم معاملات موجود باشد، مي توان از اين ارقام به عنوان علامتي براي تعيين فشار خريد و فروش (عرضه و تقاضا) استفاده كرد.
قدرت نسبي: قيمت نسبي خطي است كه از تقسيم قيمت ورقه بهادار بر شاخص بازار سهام بدست ميآيد. در مورد سهام معمولاً قيمت سهم بر عدد شاخص500 S&P تقسيم مي شود. نمودار اين خط در طول يك دوره زماني به ما ميگويد كه آيا عملكرد سهام مورد نظر در مقايسه با شاخص بازار سهام بهتر يا ضعيف تر بوده است.
قدم نهايي، آميختن تحليلهاي بالا به منظور معلوم كردن موارد زير است:
• قدرت روند قيمت فعلي.
• بلوغ و يا مرحله روند فعلي.
• نسبت بازده به ريسك مربوط به يك خريد جديد
• زمان مناسب براي خريد يك سهم جديد
تحليل تكنيكي بالا به پايين
يك سرمايهگذار، براي رسيدن به معيار هاي معين، نمودارهاي بلند مدت و كوتاه مدت را در مورد هر بخش (بازار، صنايع و سهام هاي منفرد) تحليل مي كند. تحليل، ابتدا كل بازار مثلا شاخص500 S&P را مورد توجه قرار مي دهد. اگر كل بازار روند صعودي و مثبت داشته باشد، تحليلگر به سراغ انتخاب نمودارهاي صنايع ميرود. آن دسته از صنايعي كه نويد شرايط بهتري بدهند براي تحليل سهامهاي منفرد انتخاب ميشوند. وقتي كه صنايع محدود به 3 الي 4 گروه صنعتي شد، انتخاب سهام هاي منفرد آغاز ميشود. با بررسي10 الي 20 نمودار مي توان دامنه انتخاب را به 3 تا 4 سهام از بهترين هاي هر صنعت محدود كرد. تعداد سهامها و گروههاي صنعتي براي تصميم گيري نهايي بستگي به دقت معيارهاي مورد استفاده تحليلگر دارد. با اين سناريو ما سرانجام به 9 تا 12 سهام براي انتخاب ميرسيم. در اين مرحله نيز ميتوانيم از بين آنها 4-3 سهام قويتر را انتخاب نماييم.
روش تكنيكال و مزايا و معايب آن
توانايي هاي روش تحليل تكنيكال
تمركز روي قيمت :
اگر هدف پيش بيني قيمت آينده است ، متمركز شدن روي تغييرات قيمت منطقي است. تغييرات قيمت معمولا بر روش فاندامنتال پيشي ميگيرند. با تمركز بر قيمت تحليلگران بطور اتوماتيك به آينده توجه ميكنند. بازاربعنوان يك شاخص رهبر در نظر گرفته ميشود و ميتوان گفت كه اقتصاد 6 تا 9 ماه آينده را تعيين ميكند. براي همراهي با بازار لازم است كه تغييرات قيمت را بطور دقيق زير نظر داشت. معمولا تغيير قيمت يك موجود زيرك و حيله گر پنداشته ميشود. با وجود اينكه بازار مستعد يك تغيير ناگهاني است ،راهنمايي ها و نشانه ها معمولا قبل از تغييرات مهم ظاهر ميشوند. يك تحليل گر معمولا به دوره هاي خريد در كف (accumulation) بعنوان گواهي بر ترقي قريب الوقوع سهم نگاه كرده و همچنين دوره هاي فروش در سقف (distribution) را بعنوان شاهدي براي يك دوره ركود در شرف وقوع در نظر ميگيرد.
عرضه ، تقاضا و تغييرات قيمت :
خيلي از تحليل گران قيمت باز شدن ، بسته شدن ، حداكثر و حداقل يك سهم را مورد بررسي قرار مي دهند . در هر جزء از اين داده ها، اطلاعات ذيقيمتي نهفته است . آنها بطور جداگانه گوياي مطلبي نيستند ولي وقتي با هم در نظر گرفته ميشوند تاثيرات عرضه و تقاضا بر قيمت سهم را نشان ميدهند.
مثال بالا سهمي را كه با يك جهش مثبت باز شده است را نشان ميدهد يعني قبل از باز شدن سهم تعداد دستورات خريد بيشتر از دستورات فروش بوده و قيمت بالا رفته تا فروشندگان بيشتري را جذب كند. تقاضا از همان ابتدا بالا بوده است. قيمت حداكثر (high) در طول روز نشاندهنده شدت تقاضا مي باشد. قيمت حداقل (low)در طول روز نيز گوياي ميزان عرضه ( فروشنده) موجود براي اين سهم است.قيمت بسته شدن (close) قيمت نهايي مورد توافق فروشندگان و خريداران است. در مورد مثال فوق قيمت بسته شدن نسبت به قيمت حداكثر اختلاف زيادي داشته و بيشتر به قيمت حد اقل نزديك است . اين موضوع گوياي اينست كه علي رغم اينكه تقاضا (خريداران) در طول روز قوي بوده است ، عرضه (فروشندگان) دست آخر غالب شده و باعث كاهش قيمت نهايي (پايان روز) شده اند . در عين حال با وجود فشار فروشندگان، قيمت بسته شدن بالاتر از باز شدن باقي مانده است . با نگاه كردن به نمودار تغييرات قيمت در طول يك دوره زماني طولاني ميتوان بوضوح شاهد تقابل و روياروئي عرضه و تقاضا بود . به ساده ترين زبان ميتوان گفت : قيمت هاي بالا بيانگر تقاضاي بيشتر و قيمت هاي پايين معرف فزوني عرضه است .
حمايت / مقاومت:
آناليز اوليه و ساده چارت هاي قيمت ميتواند در تشخيص درجه حمايت يا مقاومت مفيد باشد . اين پارامترها معمولا توسط دوره هاي تراكم ( محدوده داد و ستد ) كه قيمت ها در يك محدوده مشخص تغيير ميكند مشخص ميشوند . اين مطلب گوياي اين است كه قواي متقابل عرضه و تقاضا به تعادل رسيده اند و داد و ستد به بن بست رسيده است.وقتي قيمت از اين محدوده خارج ميشود نشان دهنده اين است كه عرضه يا تقاضا شروع به رشد كرده و بر ديگري فائق آمده است . اگر قيمت بالاتراز حد بالايي محدوده قيمت برود نشاندهنده آن است كه تقاضا برنده شده و اگر از حد پاييني خارج شود عرضه افزايش يافته است .
پيشينه قيمت بصورت تصويري :
حتي براي تحليل گران فانديمنتال با تجربه و كارآزموده نيز يك نمودار قيمت ، حاوي اطلاعات مفيدي است . نمودار قيمت يك شركت ، نشاندهنده يك نمودار تصويري و گويا ازروند قيمت سهام آن شركت در طول يك بازه زماني است . نمودار بسيار گوياتر و خواناتر از يك جدول اعداد است . در اكثر نمودارهاي قيمت ستونهاي حجم معاملات در پايين نمودار آورده ميشوند . با استفاده از اين نمودار ميتوان براحتي موارد زير را تشخيص داد :
- واكنشهاي قبل و بعد از اتفاقات مهم
- نوسانات گذشته و حال
- حجم و مبلغ معاملات گذشته
- وضعيت نسبي يك سهم نسبت به كل بازار
تسهيل در تشخيص زمان خريد :
آناليز تكنيكال كمك زيادي در تشخيص زمان خريد ميكند . برخي تحليل گران ، روش فانديمنتال را براي شناسايي سهام مناسب جهت خريد و روش تكنيكال را براي تشخيص زمان خريد بكار مي برند . اين نكته كاملا واضح است كه زمان مناسب خريد ، نقش مهمي در عملكرد دارد . روش تكنيكال ميتواند در تشخيص تقاضا (حمايت) يا عرضه (مقاومت) و همچنين زمان خروج از بازار مفيد واقع شود .مشخصا انتظار براي خروج از بازار در نرخ هايي بالاتر از نرخ هاي عرضه گسترده و يا خريد در نرخ هايي در نزديكي نرخ هاي حمايتي ميتواند بازده را بهبود بخشد .
دانستن سابقه تاريخي قيمت يك سهم مهم است . اگر شما سهمي را در دو سال گذشته به عنوان يك سهم عالي ارزيابي مي كرده ايد ولي روند سهم در اين مدت ثابت بوده است معلوم مي شود وال استريت نظر ديگري دارد . اگر سهمي به اندازه زيادي رشد داشته بايد گوش به زنگ برگشت رو به عقب آن سهم بود . يا اگر سهمي از حد مورد انتظار بيشتر افت نموده شايد اين ارزش را داشته باشد كه آن را در اين قيمت بخريد و منتظر روند رو به رشد آن بمانيد .
روندها (Trends)
در بخشهاي قبل ديديم كه چگونه با تغيير در رفتار و انتظارات سهامداران، حمايت(support) و مقاومت(resistance) بوجود مي آيد كه نتيجه اين حمايت يا مقاومت در صفهاي خريد يا فروش قابل مشاهده است. اينگونه تغييرات معمولا بر پايه اخبار {و يا شايعات} استوار بوده و عموما ناگهاني بوجود مي آيد.
در اين بخش، به روند تغييرات قيمت ميپردازيم. روند، گوياي يك تغيير مداوم {مثبت يا منفي} در يك دوره زماني است (مثلا تغيير در انتظارات و توقعات سهامداران يك شركت). روند قيمت بر اساس درجه حمايت يا مقاومت يك سهم متغير است. چون حمايت و مقاومت سدي در برابر تغييرات هستند و در مقابل تغييرات روند قيمت مقاومت ميكنند.
همچنان كه در نمودار زير پيداست، يك روند قيمت صعودي توسط روز به روز بالاتر رفتن قيمت يك سهم بوجود مي آيد( يعني قيمت حداقل (Minimum) سهم روند صعودي داشته باشد). يك ديد ديگر نسبت به يك روند قيمت صعودي بالاتر رفتن درجه حمايت سهم است، باين صورت كه مثبت نگرها كنترل كننده بوده و قيمت را بسمت بالاتر رفتن هل ميدهد.
نمودار زير نشاندهنده يك روند نزولي قيمت است. اين روند از پايين تر رفتن قيمت حداكثر روزانه در طي يك دوره زماني تشكيل ميشود. ميتوان يك روند نزولي را بصورت افت درجه مقاومت يك سهم نيز در نظر گرفت. كاهش دهنده هاي قيمت فعال ترند و قيمت را بسمت پايين ميكشند.
وقتي قيمت به مرزهاي حمايت يا مقاومت ميرسد، انتظارات از سهم تغيير ميكند. قيمت ميتواند خط روند (trendline) را چه در حالت صعودي و چه در حالت نزولي قطع كند. نمودار زير نشاندهنده مقاومت سهم شركت merick دربرابر روند نزولي قيمت است. يعني قيمت چند بار خط روند را قطع كرده و حكايت از عدم رضايت سهامداران از روند منفي شدن سهم و انتظار آنها براي مثبت شدن قيمت دارد.
به حجم معاملات(نمودار ستوني زير نمودار قيمت) توجه كنيد. دقت كنيد كه چطور پس از تقاطع خط روند و نمودار قيمت، حجم معاملات بالا ميرود. اين شاهدي مهم بر اين مدعاست كه روند قبلي(نزول قيمت سهم) در حال تغيير است. {همانطور كه ديده ميشود در ماه نوامبر در محلي كه علامت breakout بمعني «شكست روند» گذاشته شده اين موضوع ثابت ميشود و روند نزولي برعكس شده و از اين پس صعود قيمت را شاهد هستيم}.
شبيه به موضوع حمايت و مقاومت، بعضي مواقع نيز شاهد پشيماني سهامداران يك سهم و رويگرداني از آن هستيم{ يادتان هست كه؟ دليلش خيلي مهم نيست! چون ما چارتيست هستيم}
يعني پس از يك تقاطع خط روند با نمودار قيمت، شاهد كاهش قيمت بخاطر عرضه سهم و دست برداشتن سهامداران از آن سهم هستيم.
بازهم نمودار حجم معاملات گوياي قدرت(ميزان نفوذ) يك روند بر روند قبلي ميباشد. در مثال بالا حجم معاملات پس از قطع شدن خط روند بالا رفته است ولي اين ميزان معاملات ضعيف بوده و قدرت كافي براي راندن قيمت به حدود روند قبلي ندارد.
نگاهي دقيق تر به روندها و خطوط روند
تحليل تكنيكال بر اين فرض كه قيمتها روند دارند شكل گرفته است. خطوط روند در روش تكنيكال ابزار مهمي براي شناسايي(identification) و اثبات(confirmation) يك روند هستند. يك خط روند خط راستي است كه دوياچند نقطه روي نمودار قيمت را به هم وصل ميكند و سپس بسوي روزهاي آينده نيز امتداد داده ميشود تا يك خط حمايت يا مقاومت را تشكيل دهد. خيلي از اصولي كه درباره حمايت و مقاومت وجود دارد درباره خطوط روند نيز قابل كاربرد است.
روندهاي رو به بالا (صعودي)
يك روند رو به رشد يك خط با شيب مثبت است كه از وصل كردن دو يا چند نقطه مينيمم{نسبي} بدست مي آيد. نقطه مينيمم دوم بايد بالاتر از مينيمم اول باشد تا شيب خط مثبت شود.روندهاي رو به بالا بصورت حمايت عمل ميكنند و نشاندهنده اينست كه تقاضاي خالص(= تقاضا – عرضه) با بالا رفتن قيمت افزايش مي يابد.وقتي با بالا رفتن قيمت سهم تقاضا نيز افزايش پيدا كند سهم رشد زيادي خواهد داشت و نشان از عزم جزم خريداران سهم دارد. تا زماني كه قيمت سهم بالاي خط روند باقي بماند روند مثبت، محكم و بدون تغيير باقي ميماند. يك شكست قيمت بزير خط روند مثبت، نشاندهنده ضعيف شدن تقاضاي خالص بوده و احتمال تغيير در روند را بايد در نظر گرفت.
روندهاي رو به پايين( نزولي)
يك روند نزولي خطي با شيب منفي است كه از وصل كردن دو يا چند نقطه ماكزيمم{نسبي} بدست مي آيد. نقطه حداكثر دوم بايد پايين تر از نقطه اول باشد تا خطي با شيب منفي را تشكيل دهد. روند منفي بصورت مقاومت عمل كرده و نشاندهنده افزايش در عرضه خالص(=عرضه – تقاضا) علي رغم افت قيمت سهم است. وقتي افت قيمت همزمان با افزايش عرضه اتفاق مي افتد شاهد افت در سهم بوده واين موضوع حكايت از تصميم راسخ سهامداران بر فروش سهم دارد. تا زماني كه قيمت ها زير خط روند قرار دارند روند بدون تغيير و ثابت در نظر گرفته ميشود. يك شكست ناگهاني در قيمت و بالاتر رفتن قيمت ازخط روند نشاندهنده كم شدن عرضه خالص بوده و بايد احتمال تغيير در روند قيمت سهم را در نظر داشت.
تنظيمات مقياس نمودار
بنظر ميرسد رسم خطوط روند از نقاط حداقل يا حداكثر نمودار قيمت، در مقياس لگاريتمي بهتر نتيجه ميدهد. اين موضوع مخصوصا وقتي خطوط روند بلند مدت رسم ميشوند يا زمانيكه تغيير بزرگي در روند قيمت سهم بوجود آمده بيشتر خودنمايي ميكند.اكثر نرم افزارهاي رسم نمودار،اجازه رسم نمودار با دو نوع مقياس را به كاربر ميدهند : مقياس حسابي و مقياس لگاريتمي. درمقياس حسابي فواصل ارقام روي محور قائم(y) با هم يكسان است.يعني يك رشد 10 دلاري در قيمت يك سهم، چه قيمت سهم از 10 دلار به 20 دلار رشد داشته و چه از 100 دلار به 110 دلار رسيده باشد،يكسان نمايش داده ميشود.در حاليكه در يك نمودار نيمه لگاريتمي مقادير روي محورy بصورت درصدي نمايش داده ميشوند،به عنوان مثال رشد قيمت سهم از 10 دلار به 20 دلار يك بازده 100% محسوب ميشود درحاليكه رشد قيمت از 100 دلار به 110 دلار نشاندهنده يك بازده 10% است.
درنمودار بالا(شركتEMC) يك رشد قيمتي زياد در طول اين بازه زماني طولاني{2سال} اتفاق افتاده است.همانطور كه مشخص است در مقياس حسابي افت قيمت به زير خط روند وجود ندارد ولي خط روند در مقياس لگاريتمي بدون شكستگي و تغيير شيب است و نسبت به مقياس حسابي شيب هموارتري دارد. قيمت اين سهم درمدت زماني كمتراز2 سال،3 بار دوبرابرشده است.در مقياس نيمه لگاريتمي خط روند كاملا صعودي و با شيب ثابت است. در مقياس حسابي،سه خط روند جداگانه براي مشخص كردن روند صعود قيمت سهم لازم است كه رسم شوند.
در مثال دوم(شركت BD) دو بار به صورت غلط اندازي بسمت بالا شكسته است و اين در حاليست كه در طول سالهاي 1999 و 2000 قيمت سهم افت داشته است.اين شكستها ميتواند باعث گول خوردن و خريد پيش از هنگام درست شود ولي مشخصا بعد از هر دو قيمت سهم باز هم سقوط كرده است. سهم اين شركت،در طول اين دوره 2 ساله سه بار به نصف قيمت قبلي سقوط كرده است. مقياس نيمه لگاريتمي باز هم درصد سقوط قيمت سهم را بصورت هموار و بدون شكستگي در خط روند نشان ميدهد.
تشخيص اعتبار خطوط روند
براي رسم خط روند نياز به دو يا چند نقطه داريم. هر چقدر تعداد نقاط رسم خط روند بيشتر باشد اعتبار و درستي درجه حمايت(يا مقاومت) مربوط به خط روند بيشتر اثبات ميشود. بعضي مواقع ممكن است يافتن بيش از 2 نقطه براي رسم خط روند دشوار باشد. علي رغم كاربردي و كليدي بودن خطوط روند در تحليل تكنيكال،هميشه امكان رسم خط روند روي هر نمودار قيمتي وجود ندارد. گاهي اوقات مينيمم ها يا ماكزيمم ها با همديگر جور نيستند و اينطور مواقع بهتر است خط روند رسم نگردد،بجاي اينكه به اجبار خط روند اشتباهي رسم كنيم. قاعده اصلي در رسم خط روند اين است كه با دو نقطه خط رسم ميشود و نقطه سوم براي تائيذ اعتبار خط روند بكار مي آيد.
در نمودار بالا مربوط به شركت MSFTيك خط روند صعودي رسم شده كه 4 بار توسط نمودار قيمت لمس شده و سپس رشد كرده است. بعد از چهارمين لمس در نوامبر99،خط روند يك خط حمايت معتبر در نظر گرفته ميشود.حالا كه قيمت براي چهارمين بار به سوي بالاي خط روند جهش ميكند،اطمينان نسبت به خط حمايت بيش از پيش قابل اتكاست. تا زماني كه قيمت بالاي خط روند(اينجا بمساوي با خط حمايت است) باقي ميماند،روند تحت كنترل خريداران قرار دارد.يك شكست قيمت بزير خط روند گوياي علامت هشداريست كه حكايت از عرضه خالص در حال افزايش است و تغيير در روند قيمت ممكن است بزودي اتفاق بيافتد.
فواصل نقاط رسم خطوط روند
همانطور كه گفته شد نقاط حداكثر(ماكزيمم)،خطوط روند نزولي را تشكيل ميدهند و نقاط حداقل(مينيمم) خط روند صعودي را رسم ميكنند. اين نقاط حداكثر يا حد اقل نبايد خيلي از هم دور يا نسبت به هم نزديك باشند.فاصله مناسب بين اين نقاط،توسط عواملي از اين قبيل تشخيص داده ميشوند: مقياس زماني رسم نمودار،محدوده تغييرات قيمت و نظرات شخصي تحليل گر. اگر دو نقطه مينيمم به هم خيلي نزديك باشند،اعتبار عكس العمل مينيمم(يعني ماكزيمم بعدي) بزير سوال ميرود {يعني نميتوان مطمئن بود اين مينيمم باعث بوجود آمدن ماكزيمم قابل توجهي در آينده بشود،در حاليكه اگر خط روند معتبر و قابل اتكا باشد،اتفاق افتادن اين موضوع تقريبا اجتناب ناپذير است}.اگر دو نقطه مينيمم از هم بسيار دور باشند ارتباط مابين اين دو نقطه حداقل مشكوك و غير قابل اتكاست. يك خط روند ايده آل و قابل اعتماد از تعدادي نقطه حداقل(يا حداكثر) با فواصل منطقي كه بصورت هموار و پي در پي خط روندي را تشكيل ميدهند. خط روند رسم شده در نمودار بالا براي شركت MSFT يك نمونه از فاصله خوب و مناسب بين نقاط حداقل براي رسم خط روند ميباشد.
در نمودار بالا(شركت WMT) نقطه ماكزيمم دوم بنظر خيلي نزديك به نقطه حداكثر اولي ميرسد و خط روند بدست آمده خيلي قابل اتكا و معتبر نيست. بهر حال خط روند بهتري نيز قابل رسم است به اين صورت كه نقطه دوم ِ حداكثر(شماره 2) را به عكسالعمل(ماكزيمم) بوجود آمده بخاطر مينيمم ماه فوريه، وصل كنيم.
زوايا و شيبها در خطوط روند
هر چقدر شيب خطوط روند بيشتر شود(قيمت با روند تندتري تغيير كند) از اعتبار درجه حمايت يا مقاومت كاسته ميشود. يك خط روند تند حاصل از يك جهش(يا افت) ناگهاني دريك بازه كوتاه زماني است. خط روند بوجود آمده بدليل اينگونه تغييرات ناگهاني، بعيد است كه يك خط حمايت يا مقاومت معني دار و قابل اعتماد را مشخص كند. حتي اگر سه نقطه معتبر وجود داشته باشند كه خطي با شيب به اين تندي را بعنوان يك خط حمايت يا مقاومت معرفي كند باز هم بسختي ميتوان به آن اطمينان كرد.
خط روند سهم شركت ياهو(با نمادYHOO) در طول 5 ماه، چهار بار توسط نمودار قيمت تماس يافته است. فاصله بين نقاط مناسب است ولي شيب خط روند زياد بوده و قابل قبول نيست. بنظر ميرسد سقوط سهم به زير خط روند محتمل تر از بالاي خط روند ماندن قيمت باشد. در هر حال تشخيص زمان اين سقوط و تصميم براي بازي كردن با سهم پس از قطع خط روند، كاري دشوار بنظر ميرسد. ميزان اطلاعات در حال نمايش در نمودارو اندازه چارت در زاويه خط روند تاثير گذارند. نمودارهاي كوتاه و عريض كمتر حاوي خطوط روند با شيب تند بنظر مي آيند، در حاليكه در نمودارهاي بلند و كم عرض، اكثر خطوط روند با شيب تند به چشم مي آيند. سعي كنيد اين موضوع را هميشه موقع تخمين و ارزيابي ميزان اعتبار يك خط روند در ذهن داشته باشيد.
خطوط روند قطع كننده
بعضي مواقع امكان رسم يك خط روند وجود دارد، ولي نقاط، دقيقا يك خط روند را مشخص نميكنند. مثلا نقاط حداكثر يا حداقل در محل مناسب براي تماس با خط روند قرار ندارند. ممكن است شيب خط زياد باشد يا نقاط حداقل و حداكثر به هم نزديك باشند. اما اگر يك يا چند نقطه را در نظر نگيريم، يك خط روند مناسب و منطبق روي نمودار قيمت ميتوان رسم كرد. گاهي اوقات زمان وجود تغييرات زياد و عدم تعادل در بازار، ممكن است سهم رفتار غيرعادي داشته و بيش از حد معمول نوسان كند كه اين موضوع باعث بوجود آمدن نقاط حداكثر و حداقل نامنعارف ميشود. يك روش برخورد با اينگونه تغييرات شديد اين است كه خطوط روند قطع كننده رسم كنيم. البته در صورتي كه يك خط روند قطع كننده پرش قيمتي را در نظر نگيرد، اين موضوع بايد هدفمند و با دلايل منطقي باشد.
در نمودار بالاخط روند بلند مدت(شاخص S&P500) از اواخر سال 94 صعودي بوده و در ماههاي زير نقاط حداقل را در نمودار قيمت قطع كرده است : جولاي 96، سپتامبر 98 و اكتبر 98. اين نقاط حداقل در اثر اوج فروشهاي بوجود آمده در دوره هاي فوق الذكر بوجود آمده اند و نشاندهنده تغييرات شديد و دفعتي قيمت هستند كه حتي باعث نفوذ قيمت به زير خط روند ميشوند. با رسم خط روند از داخل اين نقاط حداقل بنظر ميرسد شيب خط روند منطقي و خوب بوده و مابقي نقاط مينيمم خيلي خوب و منطبق بر خط روند قرار دارند.
گاهي اوقات در نقاط حداقل يا حد اكثر يك " گروه قيمتي " بوجود مي آيد و چند مدتي نيز باقي ميماند. گروه قيمتي يك بازه زماني است كه در آن قيمت ها در يك ناحيه محدود نوسان ميكند. ميتوان اين نوع نوسانات محدود را در نظر نگرفت و كل يك گروه قيمتي را بعنوان يك نقطه(حداقل يا حداكثر) در نظر گرفت و خط روند را از ميان گروه قيمتي رسم كرد. نمودار شركت كوكا كولا(با نماد KO) كه در بالا آورده شده نشاندهنده يك خط روند قطع كننده است كه بعوض در نظر گرفتن پرش هاي قيمت در رسم خط روند، با استفاده از گروه قيمتي خط روند مناسبتري رسم شده است. در اكتبر و نوامبر سال 98 شركت كوكا كولا دو ماكزيمم قيمت ايجاد كرده كه ماكزيمم نوامبر كمي بالاتر از ماه قبل است(نقطه 1 روي نمودار). اگر نقطه ماكزيمم ماه نوامبر{ماكزيمم اولي} را براي رسم خط روند در نظر بگيريم، شيب خط روند بيشتر منفي ميشود(خط خاكستري) و در ماه دسامبر شاهد تشكيل يك دره(سقوط ناگهاني) در قيمت هستيم. در هر حال خط روند خاكستري يك خط روند دو نقطه اي است و دو نقطه ماكزيمم ماههاي ژوئن(June) و ژولاي(July) سال 99 خيلي به هم نزديكند(فلشهاي سياه را ببينيد). زماني كه ماكزيمم ماه دسامبر99 شكل گرفت(فلش سبز رنگ) يك امكان جديد بوجود مي آيد تا خط روندي قطع كننده از نقاط ماكزيمم اكتبر/ نوامبر98 و دسامبر99 رسم نمود(خط روند آبي رنگ). اين خط روند دوم بر سه نقطه معتبر بنا شده {بصورت انطباق كامل و نه قطع كننده} و اعتبار آن در پيش بيني خط روند مقاومتي بودن آن ثابت ميشود (در ماكزيمم ژانويه 2000 – محل فلش آبي رنگ).
نتيجه گيري
روندها ديد خوبي به تحليل گر ميبخشند، ولي اگر درست و بموقع بكار برده نشوند ميتواند نتيجه عكس داده و اخطارهاي خريد و فروش غلط اعلام كند! عوامل تحليلي ديگري همچون درجات حمايت/ مقاومت يا تحليل فراز/ نشيب(رونق و ركود) نيز بايد بكارگرفته شوند تا بتوان به شكستگي و تغيير شيب خطوط روند اعتماد كرد. با وجود اينكه خطوط روند، مشخصه عمومي و اصلي تحليل تكنيكي هستند ولي بندرت بعنوان ابزار تكي براي تحليل و بررسي روند قيمت سهم و اعتبار سنجي روندها بكار ميروند. خطوط روند نبايد بعنوان ابزار قضاوت نهايي بكار روند، بلكه بعنوان اخطارهايي درباره احتمال تغيير روند قيمت بكار گرفته ميشوند. تحليل گر با استفاده از خطوط روند بعنوان ابزار تشخيص شكستگي و تغيير روند قيمت، ميتواند بصورت دقيق تر، ديگر علائم و نشانه هاي تغيير بالقوه در قيمت سهم را بررسي كند.
خط روند صعودي شركت VRSN(نمودار فوق) چهار بار با نمودار قيمت تماس داشته است{نقاط1تا4} و يك خط حمايت معتبر بنظر مي آيد. علي رغم اينكه در ژانويه 2000 خط روند قطع شده و ميتواند نشانه اي بر برگشتن روند باشد، عكس العمل قبلي{مينيمم واقع در نقطه 4 كه عكس العمل ماكزيمم قبلي محسوب ميشود} شكست خط روند را تائيد نميكند ودر عوض ماكزيممي بالاتر از ماكزيمم قبلي را باعث ميشود.{اين موضوع نشاندهنده شكسته نشدن روند و ادامه داشتن روند صعودي است).
فهرست مطالب
حق تقدم سهام به چه كساني تعلق گرفته و تا چه زماني اجازه معامله بر روي حق تقدم شركتها وجود دارد؟
پس از اعمال افزايش سرمايه در يك شركت ( فارغ از محل افزايش سرمايه ) سهامداراني كه در زمان افزايش سرمايه سهام شركت را در اختيار داشته اند به نسبت افزايشي كه در سرمايه شركت داده شده است داراي حق تقدم مي شوند و يا به عبارتي سهام جايزه به آنها تعلق مي گيرد. به عنوان مثال اگر شركتي 50 درصد افزايش سرمايه داشته باشد و سهامداري در زمان اعمال افزايش سرمايه تعداد 100 سهم از سهام اين شركت را داشته باشد، تعداد 50 سهم جايزه يا همان حق تقدم را در اختيار خواهد داشت.
پس از اعمال افزايش سرمايه در يك شركت فرصتي به منظور انجام معاملات حق تقدمها در نظر گرفته مي شود. در اين دوره سهامداراني كه تمايلي به استفاده از حق تقدمهاي تعلق گرفته به خود را ندارند مي توانند در بازار اقدام به فروش حق تقدم سهام خود نمايند. از طرفي كساني كه در زمان افزايش سرمايه اين شركت سهام آن را در اختيار نداشته اند و يا تمايل به افزايش حجم دارايي خود در سهام اين شركت دارند مبادرت به خريد حق تقدم هاي عرضه شده توسط ديگر سهامداران مينمايند. در اين معاملات قيمت حق تقدم توسط بازار تعيين ميگردد. اين قيمت ميتواند كوچكتر، مساوي و يا بزرگتر از قيمت خود سهم شركت باشد. در نهايت در مدت زماني كه براي حق تقدم سهام شركت مشخص ميگردد، تمام دارندگان حق تقدمها ميبايد مبلغ ارزش اسمي هر سهم را به حساب شركت واريز نمايند. البته پرداخت ارزش اسمي سهم براي سهامداراني كه بواسطه افزايش سرمايه از محل اندوخته مالك سهام جديد گشتهاند منتفي ميباشد.
معايب آناليز تكنيكال :
تمايل تحليل گر : همانند تحليل فانديمنتال ، تحليل تكنيكال ذهني بوده و علايق و سلايق شخصي تحليل گر در آناليز تاثير گذار است . در نظر داشتن اين مطلب در هنگام آناليز يك چارت ( نمودار ) مهم است . اگر تحليل گر روي سهمي خاص تعصب داشته باشد كل تحليل وي تحت تاثير اين اعمال سليقه قرار خواهد گرفت و بايد اين نكته را در نظر داشت همچنين چنانچه تحليل گر نسبت به يك سهم بدبين باشد نتيجه تحليل احتمالا انتظار روند نزولي براي آن سهم خواهد بود .
امكان تفاسير مختلف : علاوه بر موضوع تمايلات شخصي تحليلگر، بايد اين واقعيت را پذيرفت كه تحليل تكنيكال را مي توان به روش هاي مختلف تفسير نمود . علي رغم اينكه استانداردهايي وجود دارد ولي خيلي وقتها دو تحليل گر با نگاه به يك نموداربه دو ديدگاه متفاوت و جهت گيري مخالفي ميرسند ! هر دو نيز ميتوانند دلايل منطقي بياورند و بر سر تحليلشان اصرار كنند و دلايلي مبني بر درست بودن تحليلشان ارايه دهند . در حاليكه اين موضوع ميتواند نا اميدكننده باشد ، بنظر ميرسد تحليل تكنيكال تا اندازه اي مثل علم اقتصاد بيشتر شبيه هنر است تا علم. اينكه نيمه پر يا خالي ليوان را ببينيم بستگي به نظر بيننده دارد .
عملكرد دير هنگام : روش تكنيكال بخاطر عكس العمل ديرهنگامش معمولا مورد انتقاد قرار ميگيرد . وقتي كه روند ( صعودي يا نزولي ) قيمت شناسايي ميشود ميزان زيادي از تغييرات قيمت اتفاق افتاده است ! بعد از اين ميزان تغييرات زياد ميزان سود به نسبت ريسك خيلي بالا نيست . عملكرد دير هنگام يكي از انتقاداتي است كه به تئوري Dowوارد شده است.
معمولا در هر زمان روندهاي خوب ديگري هم هستند : حتي پس از آنكه يك روند قيمت جديد (صعودي يا نزولي ) شناسايي شد هميشه يك روند قيمت مهم ديگر هم براحتي در دسترس وجود دارد . كارشناسان معمولا متهم ميشوند به اينكه روي خط ميانه حركت مي كنند و يك موضع گيري مشخص ندارند . حتي اگر تحليل گر بر سهمي بسيار مصر باشد ، باز هم سهم ديگري كه نظرشان را جلب و ارضا كند ، وجود دارد .
پشيماني بازار و سرمايه گذاران : تمامي الگوها و علايم خريد و فروش با روش تكنيكال هميشه درست از آب در نمي آيد .زماني كه به مطالعه روش تكنيكال مي پردازيد دست آخر به يك مجموعه شاخصها و الگوهاي چارتي ميرسيد كه بايد با يكسري قوانين هماهنگ شوند به عنوان مثال چنانچه الگوي نوسانات قيمت يك سهم از نوع "سر و شانه" (head and shoulders pattern ) باشد. در اين الگو مطابق شكل زير نوسانات گذشته قيمت سهم به گونه اي است كه پس از يك روند افزايشي و رسيدن به نقطه اوج نخست يا اصطلاحا شانه چپ (Left Shoulder ) ، سپس قيمت سهم با روند نزولي مواجه شده و تا نقطه قعر نخست سقوط مي نمايد. پس از آن قيمت سهم براي بار دوم روند صعودي به خود گرفته و تا نقطه اوج دوم يا اصطلاحا سر (Head ) رشد مي نمايد. اين نقطه از نقطه اوج اول بالاتر بوده ليكن پس از آن دوباره سهم با روند نزولي مواجه شده و تا نقطه قعر دوم كاهش مي يابد. مجددا سهم براي سومين بار تا نقطه اوج جديدي موسوم به شانه راست ( Right Shoulder ) كه تا اندازه زيادي به شانه چپ شبيه است رشد نموده و دوباره روند نزولي آن آغاز مي شود. از به هم وصل كردن نقاط قعر اول و دوم خطي موسوم به "خط گردن" (Neckline ) بدست مي آيد كه مي تواند در تشخيص زمان مناسب براي فروش راهگشا باشد .
نمودار ذيل متعلق به متن اصلي ترجمه شده نيست و فقط براي تقريب به ذهن و بعنوان مثالي براي پاراگراف بالاآورده شده است .
علي رغم اينكه مورد اخير يك قانون است ولي هميشه صدق نمي كند و ميتواند تحت تاثير پارامترهاي ديگر مثل حجم و ارزش معاملات قرار بگيرد . ممكن است اين قانون براي يك سهم كار كند و براي ديگري موثر نباشد. يك نمودار ميانگين 50 روزه ممكن است براي تشخيص نقاط حمايت / مقاومت شركت IBM بسيار خوب كار كند ولي نمودار ميانگين 70 روزه براي سهم Yahooممكن است بهتر كار كند . درست است كه خيلي از مباني تحليل تكنيكال كليت دارند، سهام هر شركت بخصوص مشخصات و خصوصيات خاص خود را داراست .
نتيجه گيري :
روش تكنيكال 80 % رفتار بازار را مبتني بر حالات رواني افراد و 20 % را بر پايه منطق ميداند. در حاليكه تحليل فانديمنتال بازار را 20 % روان شناختي و 80 % منطقي در نظر مي گيرد. در هر صورت ميتوان بر سر موضوع منطقي يا روانشناختي بودن بازار بحث كرد، اما، هيچ شكي در مورد قيمت فعلي يك سهم نميتوان داشت. به هر حال، منطقي يا روانشناختي ، كسي نميتواند منكر قيمت فعلي يك سهم شود. قيمتي كه توسط بازار تعيين ميشود نشاندهنده مجموع اطلاعات كليه مشاركت كنندگان در بازار در مورد آن سهم ميباشد . اينافراد تمامي اطلاعات منتشر شده در مورد سهم را در نظر گرفته اند و بر روي قيمت مشخصي در مورد خريد يا فروش آن به توافق رسيده اند. اينها نيرو هاي عرضه و تقاضا هستند روش تكنيكال تلاش دارد با بررسي رفتار قيمت يك سهم تعيين كند كداميك از نيرو هاي عرضه و تقاضا پيروز ميدان خواهد بود؟ قيمت سهم در گذشته چقدر بوده است و در آينده به كجا خواهد رفت؟
هر چند با استفاده از روش تكنيكال مي توان برخي قواعد و قوانين كلي براي خريد و فروش سهام در نظر گرفت ليكن اين نكته را نبايد فراموش كرد كه اين روش بيش از آنكه يك علم باشد هنر است. لذا مانند ديگر كارهاي هنري در معرض تفسير قرار دارد. ليكن در عين حال اين روش به لحاظ نوع رويكرد انعطاف پذيد بوده و هر يك از سرمايه گذاران بايد طبق روش خاص خود از آن استفاده نمايند. توسعه اين روش ها نيازمند صرف وقت و تلاش بسيار بوده اما فوايد آن مي تواند در خور توجه باشد.
فهرست مطالب
يك راهنمايي مهم
تعداد زيادي ابزار براي تحليل تكنيكال وجود دارند، اما شايد مشكلترين بخش تحليل تكنيكال تصميم گيري در انتخاب نوع ابزار مناسب براي استـفاده است. در اينـجا قدمهاي كلي براي تحليل اصولي تكنيكال بيان ميگردد:
1- شرايط كلي بازار را تعيين كنيد.
اگر شما اوراقي بهادار(مثل سهام شركتها) را داد و ستد مي كنيد، سعي كنيد اطلاعات زير را جمع آوري كنيد: اطلاعات تغـييرات ميزان سـود(بهره) پول، روند شاخص هاي عمده بازار، جو بازار(تشخيص حس سرمايه گذارها مثلا از طـريق مطالعه روزنامه). منظور نهايي از اين اطلاعات، تشخيص دادن روند كلي بازار است.
2- سهمهاي مورد نظر را انتخاب كنيد.
توصـيه اين است كه صنعت يا شركتي را انتخاب كنيد كه روي آن شناخت داشته باشيد، ويا مطابق نظر و با مشورت يك تحليلگر مورد اعتماد(فاندامنتال يا تكنيكال) عمل كنيد.
3- روند كلي تغييرات قيمت سهم انتخابي را مشخص كنيد .
ميانگين متحرك سهم 200 روزه(39 هفته اي) را ترسـيم كنيد. بهترين فرصت خريد، زماني است كه ارزش سـهم بتازگي به بالاي ميانگين متحرك- كه نشاندهنده عملكرد بلند مدت سهم است- منتقل شده باشد{يعني قيمت بسته شدن سهم خط ميانگين بلند مدت را بصورت صعودي قطع كرده باشد).
4- نقاط ورود(خريد) را انتخاب كنيد.
با اسـتفاده از شاخصهاي مورد نظر خود خـريد و فروش كنيد. درهرحال، سعي كنيد موضع گيري تان سازگار با وضعيت كلي بازار باشد.
اكثر موفقيتهاي شـما در تحليل تكنيكال از طـريق تجربه بدست خـواهد آمد. هـدف، بدست آوردن فرمول جادويي تحليل تكنيكال نيست! بلكه هدف كاهش ريسكهاي خريد و فروش هاي شماست (يعني با داد و ستد مطـابق روند كلي بازار و بكـارگيري شــاخصهـاي مـورد نظر براي تعـيين زمــانهاي داد و ستد).
همچنـان كه شـما تجربه كسب مي كنيد، سرمايه گذاري هاي بهتر، آگاهانه تر و سودمندتري انجام خواهيد داد.
"يك نادان يك درخت را مشابه نگرش يك مرد خردمند نمي بيند."
ويليام بليك1790
ميانگين متحرك(Moving Average)
ميانگين متحرك يكي از قديميترين و محبوب ترين ابزارهاي تكنيكال محسوب ميشود. در اين بخش به محاسبات و توضيح اين روش ميپردازيم. ميانگين متحرك ميانگين قيمت يك سهم در يك زمان مشخص است. وقتي ميخواهيم ميانگين متحرك را محاسبه كنيم بايد بازه زماني مورد نظر را مشخص كنيم(مثلا ميانگين 25 روزه). « ميانگين متحرك ساده »، براحتي با جمع كردن قيمت روزانه سهم در طول n روز و تقسيم اين مجموع بر عدد n بدست مي آيد. براي مثال، قيمت بسته شدن يك سهم را در طول 25 روز با هم جمع كرده و دست آخر بر 25 تقسيم كنيد. نتيجه بدست آمده ميانگين قيمت سهم در طول 25 روز گذشته است. در نمودار قيمت سهم، عينا همين محاسبات براي هر دوره زماني ديگر نيز قابل انجام است. توجه كنيد كه ميانگين متحرك تا زماني كه شما سابقه قيمت سهم را در طول بازه زماني مورد نظر (n روز گذشته) در دست نداشته باشيد، قابل محاسبه نيست. بعنوان مثال توجه كنيد كه تا فرا رسيدن روز 25ام معامله شدن يك سهم نميتوان ميانگين متحرك 25 روزه براي آن سهم محاسبه كرد. نمودار زير نشاندهنده ميانگين 25 روزه قيمت سهم شركت كاترپيلار براي قيمت بسته شدن روزانه (close) ميباشد.
از آنجا كه ميانگين متحرك در اين نمودار نشاندهنده ميانگين قيمت سهم شركت در طول 25 روز گذشته است، اين شاخص نشاندهنده اجماع نظرات و انتظارات سهامدارن شركت در طول 25 روز گذشته ميباشد. اگر قيمت سهم بالاي ميانگين متحرك باشد، به اين معني است كه انتظارات فعلي سهامدارن(و در نتيجه قيمت فعلي سهم) بالاتر از متوسط انتظارات سهامداران در 25 روز گذشته ميباشد. معني ديگر آن هم اينست كه سهامداران شركت سرسخت بوده و دست از سهم بر نميدارند و علاقمند به بالا بردن قيمت سهم هستند. بالعكس اگر قيمت روز كمتر از ميانگين 25 روز گذشته باشد، نشاندهنده افت توقعات سهامداران از سهم بوده نسبت به 25 روز گذشته بوده و تا حدي گوياي نااميدي سهامداران از آن سهم ميباشد. تعريف كلاسيك ميانگين متحرك اينست كه اين شاخص ابزار خوبي براي ديدن و بررسي تغييرات قيمت است. سرمايه گذاران معمولا وقتي قيمت سهم بالاي ميانگين متحرك ميرود سهم را ميخرند و وقتي قيمت به پايين ميانگين متحرك رسيد آن سهم را ميفروشند. بازههاي زماني در ميانگين متحرك علامت هاي "خريد" (buy) در نمودار زير (روند تغييرات قيمت سهم شركت Aflac) زماني كه نمودار قيمت ميانگين 200 روزه را قطع ميكند ترسيم شده اند. همچنين علامتهاي "فروش" (sell) زماني كه روند تغييرات قيمت بزير ميانگين 200 روزه رفته است، رسم شده اند. (براي شلوغ نشدن نمودار، از گذاشتن علامت خريد و فروش در محلي كه قيمت فقط براي چند روز از ميانگين متحرك عبور كرده است، خودداري كرديم)
روندهاي بلند مدت معمولا توسط ميانگين متحرك 200 روزه تشخيص داده ميشوند . ميتوان از نرم افزارهاي كامپيوتري براي تشخيص بهترين دوره زماني استفاده نمود. صرفنظر از كسورات قانوني خريد و فروش ، ميتوان گفت سود بيشتر با استفاده از ميانگين هاي متحرك كوتاه مدت تر بدست مي آيد. ارزيابي روش ميانگين متحرك: يكي از مزاياي اين روش (خريد و فروش در زمانهايي كه قيمت ميانگين متحرك را قطع ميكند) اينست كه معمولا در جهت درست بازار قرار داريم: به اين معني كه قيمت ها نميتوانند رشد زيادي داشته باشند بدون اينكه نمودار قيمت ميانگين متحرك را قطع كند. عيب اين روش نيز اينست كه شما معمولا دير ميخريد و دير هم مي فروشيد. اگر روند براي يك مدت معني دار ادامه پيدا نكند (حداقل 2 برابر دوره زماني ميانگين متحرك) شما ضرر خواهيد كرد. اين موضوع در نمودار زير كاملا مشخص است:
پشيماني سهامداران معمولا پشيماني بازار را از روي ميانگين متحرك تشخيص ميدهند. همانطور كه در نمودار زير مشخص است اين موضوع بسيار متعارفي است كه يك سهم از ميانگين متحرك بلند مدت خود رد شده و سپس به ميانگين قبلي خود (كه از آنجا شروع به رشد كرده بود) باز گردد.
همچنين از روش ميانگين متغير براي يكنواخت كردن داده هاي بي قاعده نيز استفاده ميگردد. نمودار زير پيشينه قيمتي 13 ساله سهمي را نشان ميدهد. نمودار زيرين {آبي رنگ} ميانگين 10 هفته اي همان سهم در طول همان دوره زماني است. دقت كنيد كه چطور ميانگين متحرك ديدن روند واقعي تغييرات را تسهيل ميكند.
ميانگين متحرك(Moving Average)
ميانگين متحرك يكي از قديميترين و محبوب ترين ابزارهاي تكنيكال محسوب ميشود. در اين بخش به محاسبات و توضيح اين روش ميپردازيم. ميانگين متحرك ميانگين قيمت يك سهم در يك زمان مشخص است. وقتي ميخواهيم ميانگين متحرك را محاسبه كنيم بايد بازه زماني مورد نظر را مشخص كنيم(مثلا ميانگين 25 روزه). « ميانگين متحرك ساده »، براحتي با جمع كردن قيمت روزانه سهم در طول n روز و تقسيم اين مجموع بر عدد n بدست مي آيد. براي مثال، قيمت بسته شدن يك سهم را در طول 25 روز با هم جمع كرده و دست آخر بر 25 تقسيم كنيد. نتيجه بدست آمده ميانگين قيمت سهم در طول 25 روز گذشته است. در نمودار قيمت سهم، عينا همين محاسبات براي هر دوره زماني ديگر نيز قابل انجام است. توجه كنيد كه ميانگين متحرك تا زماني كه شما سابقه قيمت سهم را در طول بازه زماني مورد نظر (n روز گذشته) در دست نداشته باشيد، قابل محاسبه نيست. بعنوان مثال توجه كنيد كه تا فرا رسيدن روز 25ام معامله شدن يك سهم نميتوان ميانگين متحرك 25 روزه براي آن سهم محاسبه كرد. نمودار زير نشاندهنده ميانگين 25 روزه قيمت سهم شركت كاترپيلار براي قيمت بسته شدن روزانه (close) ميباشد.
از آنجا كه ميانگين متحرك در اين نمودار نشاندهنده ميانگين قيمت سهم شركت در طول 25 روز گذشته است، اين شاخص نشاندهنده اجماع نظرات و انتظارات سهامدارن شركت در طول 25 روز گذشته ميباشد. اگر قيمت سهم بالاي ميانگين متحرك باشد، به اين معني است كه انتظارات فعلي سهامدارن(و در نتيجه قيمت فعلي سهم) بالاتر از متوسط انتظارات سهامداران در 25 روز گذشته ميباشد. معني ديگر آن هم اينست كه سهامداران شركت سرسخت بوده و دست از سهم بر نميدارند و علاقمند به بالا بردن قيمت سهم هستند. بالعكس اگر قيمت روز كمتر از ميانگين 25 روز گذشته باشد، نشاندهنده افت توقعات سهامداران از سهم بوده نسبت به 25 روز گذشته بوده و تا حدي گوياي نااميدي سهامداران از آن سهم ميباشد. تعريف كلاسيك ميانگين متحرك اينست كه اين شاخص ابزار خوبي براي ديدن و بررسي تغييرات قيمت است. سرمايه گذاران معمولا وقتي قيمت سهم بالاي ميانگين متحرك ميرود سهم را ميخرند و وقتي قيمت به پايين ميانگين متحرك رسيد آن سهم را ميفروشند. بازههاي زماني در ميانگين متحرك علامت هاي "خريد" (buy) در نمودار زير (روند تغييرات قيمت سهم شركت Aflac) زماني كه نمودار قيمت ميانگين 200 روزه را قطع ميكند ترسيم شده اند. همچنين علامتهاي "فروش" (sell) زماني كه روند تغييرات قيمت بزير ميانگين 200 روزه رفته است، رسم شده اند. (براي شلوغ نشدن نمودار، از گذاشتن علامت خريد و فروش در محلي كه قيمت فقط براي چند روز از ميانگين متحرك عبور كرده است، خودداري كرديم)
روندهاي بلند مدت معمولا توسط ميانگين متحرك 200 روزه تشخيص داده ميشوند . ميتوان از نرم افزارهاي كامپيوتري براي تشخيص بهترين دوره زماني استفاده نمود. صرفنظر از كسورات قانوني خريد و فروش ، ميتوان گفت سود بيشتر با استفاده از ميانگين هاي متحرك كوتاه مدت تر بدست مي آيد. ارزيابي روش ميانگين متحرك: يكي از مزاياي اين روش (خريد و فروش در زمانهايي كه قيمت ميانگين متحرك را قطع ميكند) اينست كه معمولا در جهت درست بازار قرار داريم: به اين معني كه قيمت ها نميتوانند رشد زيادي داشته باشند بدون اينكه نمودار قيمت ميانگين متحرك را قطع كند. عيب اين روش نيز اينست كه شما معمولا دير ميخريد و دير هم مي فروشيد. اگر روند براي يك مدت معني دار ادامه پيدا نكند (حداقل 2 برابر دوره زماني ميانگين متحرك) شما ضرر خواهيد كرد. اين موضوع در نمودار زير كاملا مشخص است:
پشيماني سهامداران معمولا پشيماني بازار را از روي ميانگين متحرك تشخيص ميدهند. همانطور كه در نمودار زير مشخص است اين موضوع بسيار متعارفي است كه يك سهم از ميانگين متحرك بلند مدت خود رد شده و سپس به ميانگين قبلي خود (كه از آنجا شروع به رشد كرده بود) باز گردد.
همچنين از روش ميانگين متغير براي يكنواخت كردن داده هاي بي قاعده نيز استفاده ميگردد. نمودار زير پيشينه قيمتي 13 ساله سهمي را نشان ميدهد. نمودار زيرين {آبي رنگ} ميانگين 10 هفته اي همان سهم در طول همان دوره زماني است. دقت كنيد كه چطور ميانگين متحرك ديدن روند واقعي تغييرات را تسهيل ميكند.
سفارش خريد و فروش و انواع آن
سفارش : تقاضاي خريد يا فروش اوراق بهادار بوده كه توسط مشتريان به كارگزاران ابراز ميگردد و داراي قيمت و نوع سفارش است.
قيمت سفارش : قيمتي است كه توسط مشتري به كارگزار ابراز و به يكي از اشكال قيمت باز يا قيمت محدود ميباشد.
قيمت سفارش باز : در مواقعي كه خريدار يا فروشنده تعيين قيمت را به كارگزار واگذار مينمايد كارگزار داراي سفارش معامله با قيمت باز ميباشد.
قيمت سفارش محدود : در مواقعي كه خريدار يا فروشنده حداكثر يا حداقل قيمت را براي سفارشات خود تعيين مينمايد كارگزار داراي سفارش معامله با قيمت محدود ميباشد.
نوع سفارش : نوع اوراق بهاداري است كه توسط مشتري به كارگزار ابراز و به يكي از اشكال سفارش باز يا محدود يا مشروط ميباشد.
نوع سفارش باز : در مواقعي كه خريدار يا فروشنده تعيين اوراق بهادار را به كارگزار واگذار مينمايد كارگزار داراي سفارش باز ميباشد. در اين نوع سفارش مبلغ كل سفارش بايد مشخص گردد.
نوع سفارش محدود : در مواقعي كه خريدار يا فروشنده نوع اوراق بهادار را مشخص نمايد كارگزار داري سفاش محدود ميباشد. در اين نوع سفارش نيز مبلغ كل سفارش بايد مشخص گردد.
نوع سفارش مشروط : در مواقعي كه خريدار يا فروشنده سفارش خود را تحت شرايط خاصي به كارگزار ابراز نمايد كارگزار داراي سفارش مشروط ميباشد. شرط در اين نوع سفارش بايد مصرحاًً قيد گرديده و امكان اجراي آن فراهم باشد.
فهرست مطالب
مدارك لازم براي امور مربوطه به معامله سهام
اصل شناسنامه(عكسدار).
يك برگ كپي از صفحه اول شناسنامه و در صورت وجود توضيحات يك برگ كپي از صفحه توضيحات. در صورت وكالت از ديگران، ابتدا وكالتنامه بايد به تأئيد اداره حقوقي سازمان بورس اوراق بهاردار رسيده و اين تأئيديه به همراه اصل وكالتنامه و يك نسخه كپي از وكالتنامه به كارگزار مربوطه ارائه گردد.
براي فروش سهام شركتها اصل برگه سهام ( سپرده ) را همراه داشته باشيد.
براي دريافت وجه حاصل از فروش اوراق بهادار نيز همراه داشتن اصل شناسنامه الزامي ميباشد.
فهرست مطالب
نحوه سرمايه گذاري در سبدهاي سهام چگونه ميباشد؟
به طور خلاصه در اين گونه سبدهاي سهام شركت ارائه كننده سبد سرمايه اوليه اي را صرف خريد تعدادي از سهام بازار مينمايد. پس از آن ميتواند با خريد و فروشهاي متعدد سبد را اداره نمايد. ارزش اين سبد معمولا به صورت روزانه محاسبه گرديده و مشخص ميگردد. سرمايههايي كه توسط سرمايهگذاران در زمانهاي مختلف وارد اين سيستم گشته و يا از آن خارج گردد در ارزش سبد محاسبه گرديده و منظور ميگردد. در واقع با ورود منابع مالي سرمايهگذاران در اين سبدها مشاركت كنندگان به نوعي در كل سبد سهيم گشته و سود يا زيان سبد به طور مستقيم و به نسبت سرمايه شخص در مقايسه با كل سبد محاسبه ميگردد. از مزيتهاي سرمايه گذاري در سبدهاي سهام ميتوان به دو مورد بسيار مهم اشاره نمود.
اولا انتخاب سهام موجود در سبد توسط كارشناسان انجام گرفته و سرمايه گذار نيازي به رويارويي مستقيم با اطلاعات و تحليلهاي بازار را ندارد.
دوم اينكه به دليل ماهيت اين فعاليت، اينگونه سبدها به گونه اي طراحي ميشوند كه از ريسك قابل قبولي برخوردار باشند و سرمايهگذاران آماتور با اطمينان بيشتري ميتوانند اقدام به سرمايه گذاري نمايند.
فهرست مطالب
كارمزد معاملات و ساير كسورات
خريد سهام
0.5 درصد كارمزد
0.25 درصد تسهيلات
فروش سهام
0.5 درصد كارمزد
0.5 درصد ماليات
0.25 درصد تسهيلات
فهرست مطالب
8 توصيه براي موفقيت بلند مدت در بازار سهام
با وجود اينكه هيچ قاعده مشخصي براي خريد و فروش بازار سهام وجود ندارد، ولي قواعد خاصي وجود دارد كه قابل رد كردن نيست.
در اين مقاله، چند قاعده عمومي كه ميتواند به سرمايهگذاران درك بهتري از شرايط بازار با ديد بلند مدت بدهد مرور ميشود.
توجه داشته باشيد كه اين توصيهها بسيار عمومي هستند و هر كدام نسبت به شرايط ممكن است كاربردهاي متفاوتي داشته باشند ولي هر كدام از توصيهها داراي مفاهيم پايهاي هستند كه ميتوانند شما را به يك سرمايهگذار آگاه تبديل كند.
1- فروش سهام زيانده و نگهداري سهام سودده:
معمولا سرمايهگذاران سهامي كه افزايش قيمت پيدا ميكنند ميفروشند ولي سهامي كه با كاهش قيمت مواجه شدهاند را به اميد بالا رفتن قيمت نگهداري ميكنند.
اگر سرمايهگذار زمان صحيح براي فروش سهامي كه با كاهش قيمت مواجه شدهاند را تشخيص ندهد ممكن است كه سهام پس از مدتي كاملا بيارزش شود. البته نگهداري سهام ارزشمند و فروش سهام كمارزش از نظر تئوريك ايده جالبي است ولي در عمل مشكل است.
اگر سياست شما براي سبد سهام فروش سهام پس از يك ميزان افزايش مشخص (به عنوان مثال 2 برابر) باشد ممكن است هرگز در بازار سهام موفق نباشيد. توصيه ميشود سهامي كه آينده خوبي دارند را به واسطه سياستهاي غلط شخصي دست كم نگيريد.
اگر شما درك خوبي از پتانسيل سرمايهگذاري خود داريد ممكن است سياستهاي غلط شما باعث محدودكردن سود شما شود.
در مورد سهامي كه با كاهش قيمت مواجه ميشوند واقعبين باشيد و در عين حال پتانسيلهاي سهم را نيز در نظر بگيريد.
مهم اين است كه اگر در تشخيص سهامي كه انتظار آينده خوب براي آن را داشتهايد، دچار اشتباه شدهايد واقعبين باشيد.
از فروش سهام زيانده نترسيد زيرا ممكن است براي جبران ضرر زمان را از دست بدهيد.
در هر صورت مهم اين است كه شركتها را با توجه به امكانات و توانمنديهايشان ارزيابي كنيد.
فقط به خاطر داشته باشيد كه اجازه ندهيد ترس بازده شما را محدود كند يا باعث زيان بيشتر شود.
2- شايعات بازار را جدي نگيريد:
شايعات موجود در بازار را جدي نگيريد حتي اگر از طرف دوست شما و يا شخص مطلع در بازار باشد زيرا هيچكس نميتواند پيشبيني درستي از آينده يك سهم داشته باشد.
زماني كه شما سهمي را براي خريد انتخاب ميكنيد مهم اين است كه دليل انجام اين كار را بدانيد. تحقيق كنيد و شركت مورد نظر را ارزيابي كنيد. تكيه بر شايعات ديگران به نوعي شبيه قمار است پيش از تصميم به خريد ممكن است در برخي موارد تكيه بر صحبتهاي ديگران سودده باشد ولي اين عمل شما را از تبديل شدن به يك سرمايهگذار مطلع باز ميدارد و اين آگاهي تنها رمز موفقيت درازمدت است.
3- با نوسانات جزئي دلسرد نشويد:
در بند 1 اهميت تشخيص به موقع سودآوري سهام بيان شد. به عنوان يك سرمايهگذار با ديد بلندمدت، نگران تغييرات قيمت در كوتاه مدت نباشيد.
به خاطر داشته باشيد كه به جاي نگراني نسبت به نوسانات اجتنابناپذير در كوتاه مدت به سرمايهگذاري خود مطمئن باشيد.
يك سري از سرمايهگذاران از نوسانات روزانه سهم به دنبال سود هستند ولي سود بلندمدت وابسته به تغييرات ديگري در بازار است كه ممكن است چند ماه به طول بينجامد. پس ديد خود را برروي نظرات و تحقيقات خود متمركز كنيد.
4- روي نسبت P/E تاكيد نكنيد:
سرمايه گذاران معمولاً اهميت زيادي براي نسبت P/E قايل هستند. با وجود اينكه اين نسبت ابزار مهمي در بازار است ولي اتكاي تنها بر روي اين متغير براي خريد يا فروش خطرناك است. اين نسبت بايد در تركيب با شاخصهاي ديگر مورد ارزيابي قرار گيرد. بنابراين نسبت پايين P/E نشانگر ارزش بيشتر سهم نيست همان طور كه نسبت بالا نشانگر پايينتر بودن ارزش واقعي سهام نميباشد.
5- به دام سهام ارزان قيمت نيافتيد:
ممكن است برخي تصور كنند كه سهم ارزان قيمت زيان كمتري دارند. در حقيقت سهام ارزان قيمت بسيار ريسكي تر از سهام با قيمت بالا هستند.
6- انتخاب يك استراتژي مشخص و تمركز روي آن:
افراد مختلف روشهاي مختلفي براي خريد يا فروش سهام در بازار
بر ميگزينند. روشهاي مختلفي براي موفقيت در بازار وجود دارد و روش هيچ كس بر بر ديگران ارجحيت ندارد سرمايهگذاري كه روش مشخصي براي خريد سهام نداشته باشد ممكن است در بلندمدت با زيان مواجه شود.
7- آيندهنگر باشيد:
سختترين بخش سرمايهگذاري در بازار سهام اين است كه سرمايهگذار تصميماتي را اتخاذ ميكند كه نتايج آن در آينده مشخص مي شود نكته اي كه بايد مدنظر داشت اين است كه با وجود استفاده از اطلاعات گذشته براي تصميمگيري، آينده همه چيز را مشخص ميكند. اگر پس از اينكه سهام يك شركت با رشد قيمت مواجه شد اين سوال را از خود بپرسيد كه آيا اين سهم ميتواند بالاتر رود اين سوال شما را گمراه ميكند. درحاليكه سرمايهگذار بايد با بررسي وضعيت شركت نسبت به خريد آن اقدام كند.
8- ديد بلند مدت داشته باشيد:
سودهاي كوتاه مدت اغلب باعث گمراهي سرمايهگذاران جديد مي شود و داشتن ديد بلندمدت براي يك سرمايهگذار ضروري است.
اين بدان معني نيست كه خريد و فروش سهام منجر به كسب سود نميشود ولي همانطور كه قبلا اشاره شد سرمايهگذاري در بازار سهام و مبادله در بازار سهام روشهاي متفاوتي براي كسب سود هستند. مبادله نياز به ريسك پذيري بالا دارد. در نظر داشته باشيد كه اين مبادلات نياز به منابع مالي، دانش و ريسكپذيري بالا دارد.
راهنمای سرمایهگذاران غیرحرفهای برای سرمایهگذاری در بورس
|
پنج اصطلاح معروف و کاربردی که در بورس معروف ومورد استفاده زیاد سهامداران قرارمی گیرند به قرارزیراست
| |||||||
|
شاخص ها -- P/E -- حق تقدم -- EPS -- افزایش سرمایه
| |||||||
|
البته توجه داشته باشید که در بورس ، اصطلاحات بسیار زیادی هستند که هر کدام دارای وزنه تاثیر گذاری مخصوص | |||||||
|
به خود را دارند.اما پنج اصطلاح فوق دارای کاربرد های متفاوت در شرایط زمانی متفاوت و دارای پتانسیل تاثیرگذاری | |||||||
|
فراوان برای سهامداران می باشد . هر کدام از این عبارات برای خود نیاز به یک نوشتار و یا کتاب جداگانه ای است | |||||||
|
اما در این بخش شما را با شمه ای کلی از آنها آشنا می کنیم | |||||||
|
شاخص ها
| |||||||
|
شاخص معیاری است که کارایی یک یا چند متغییر را طی یک مدت مشخص نشان می دهد. بطور کل شاخص ها نشان | |||||||
|
دهنده خوب و یا بد بودن بازار هستند | |||||||
|
برای خرید وفروش سهام باید به شرایط بازارتوجه نمایید که این کار مستلزم شناخت شاخص ها می باشد.شاخص دارای | |||||||
|
انواع مختلفی است از جمله
| |||||||
|
شاخص کل | |||||||
|
شاخص مالی | |||||||
| شاخص صنعت | |||||||
| شاخص بازده نقدی | |||||||
| شاخص بازده نقدی و قیمت | |||||||
| شاخص پنجاه شرکت برتر | |||||||
| |||||||
|
| |||||||
|
با گذشته مقایسه کنید وصنایعی را که در سال گذشته و یا هر سالی که مورد نظر شما است را سود ده و یا زیان ده بوده اند | |||||||
|
را مشخص نمایید و در آن صورت تصمیم بگیرید که در چه صنایعی سرمایه گذاری کنید تا اینکه سود خوبی کسب کنید. | |||||||
|
شما می توانید میزان رشد شاخص کل بورس را طی یک سال مالی محاسبه نمایید . فرض کنید در سال مالی منتهی به | |||||||
|
اسفند 1383 شاخص کل بورس به عدد14000 برسد در صورتی که شاخص کل بازار بورس در ابتدای سال 1383 | |||||||
|
عدد11000 واحد بوده باشد در آن صورت بازدهی بازار بورس در این یک سال چقدر بوده است؟ میزان بازدهی | |||||||
|
حدود 27% بوده است | |||||||
|
P/E (پي به اي )
| |||||||
|
یکی از مهمترین پارامترهای موثر در بورس که مورد توجه عمیق سهامداران قرار می گیرد .ازاین اصطلاح در شرایط | |||||||
|
مختلف، برداشت ها و تحلیل های متفاوتی می شود | |||||||
|
پی به ای : ضریب تبدیل عایدات آینده است که نشان دهنده تمایل بازار نسبت به سهم مورد نظر سهامدار می باشد | |||||||
|
ضمنا سال های باقیمانده برای بازگشت اصل و سود سرمایه را نیز نمایان می کند . مقدار " پی به ای " با تقسیم کردن | |||||||
|
قیمت سهام به سود هر سهم و یا همان " ای پی اس " بدست می آید | |||||||
|
| |||||||
|
عدد مناسب " پی به ای " را می توان از 2 الی 5 معرفی نمود اما به این راحتی نیست و سهامداران به نسبت شرایط | |||||||
|
مختلف نیازمند تحلیل های متفاوت می باشند . چنانچه این نسبت بالاتر از5 باشد ، نشان دهنده این است که سهامداران | |||||||
|
به روند سوددهی شرکت اعتماد بیشتری دارند و بر این باور هستند که سود شرکت در سال جاری یا سال های آینده | |||||||
|
رشد عالی را خواهد داشت . البته دیدگاه دیگری نیز وجود دارد که " پی به ای " پایین نشان می دهد سهامداران به سال | |||||||
|
های آتی شرکت به دیده تردید نگاه می کنند و بر این اعتقاد هستند که از لحاظ سود دهی ، روند رشد خوبی را نخواهد | |||||||
|
و حتی بدون رشد خواهد بود و یا اینکه شرکت سود خود را به دور از واقعیت اعلام نموده است و نمی تواند آن رقم | |||||||
|
را پوشش دهد
| |||||||
|
اما نظر شما در مورد " پی به ای " بالا جیست؟
| |||||||
|
سهامدارانی که سهام شرکتی با " پی به ای " بالا مثلا برابر با 30 را می خرند بر این اعتقاد هستند که این شرکت زمینه | |||||||
|
و پتانسیل رشد خوبی را دارد و در طی سال های نزدیک آینده سود بسیار عالی به آنها می رساند و شرکت | |||||||
|
مورد نظر " پی به ای " خود را به زیر عدد 5 می رساند . این دودیدگاهی است که در بازار مورد استفاده زیاد قرار | |||||||
|
می گیرد . لازم به ذکر است که به هیچ عنوان نباید تنها " پی به ای " شرکت را برای انتخاب سهام آن شرکت در نظر | |||||||
|
گرفت بلکه عوامل بسیار زیاد دیگری نیز وجود دارد. در نظر داشته باشید که " ای پی اس " شرکت رابطه بسیار زیادی | |||||||
|
با " پی به ای " آن شرکت دارد . چون " ای پی اس " در طول سال تعدیل می گردد بنابراین نسبت" پی به ای" هم بطور | |||||||
|
مداوم تغییر می کند . البته این نسبت برای شرکت هایی که سودآوری ندارند، کاربرد ندارند. بعضی اوقات، پایین بودن و | |||||||
|
یا بالا بودن " پی به ای " ، بعضی اوقات به خاطر شرایط خاص شرکت است. بطور مثال شرکت تصمیم دارد که خط | |||||||
|
تولید جدیدی را ایجاد نماید به همین دلیل سود خود راتعدیل منفی می کند یعنی کاهش می دهد و در این صورت به امکان | |||||||
|
زیاد " پی به ای " بالا می رود اما در آینده ای معین بازدهی و سودآوری خود را نشان می دهد | |||||||
|
EPS (اي پي اس)
| |||||||
|
میزان سود هر سهم شرکت در یک سال مالی می باشد که در ابتدای سال مالی توسط مدیران شرکت مذبورتعیین می شود | |||||||
|
این معیار ، یکی از فاکتورهای مهم چهت انتخاب شرکت و سهم وهمچنین ارزشیابی آن سهام می باشد و بطور خلاصه | |||||||
|
یکی از عوامل اساسی در انتخاب سهام و شرکت از طرف سهامداران به حساب می آید | |||||||
|
تمامی شرکت های بورسی در ابتدای سال مالی، " ای پی اس " خود را بصورت تخمینی بر اساس نظرات مدیران خود | |||||||
|
تعیین و به سهامداران اعلام می کنند اما تا پایان سال مالی، این نسبت، بارها از طرف شرکت امکان دارد تعدیل شود | |||||||
|
تعدیل یعنی تغییرات " ای پی اس " طی دوره را می نامند . این تعدیل ممکن است به دلایلی مثبت و یا منفی باشد که هر | |||||||
|
تاثیرات مخصوص خود را بر ارزش شرکت و نوع تصمیمات آتی سهامداران بالقوه و بالفعل می گذارد | |||||||
|
شما باید به عنوان یک سهامدار و سرمایه گذار ، " ای پی اس " چند سال گذشته شرکت را برای نتیجه گیری بهتر | |||||||
|
مورد بررسی قرار دهید . شرکت هایی که سودشان در چند سال گذشته همواره سیر صعودی داشته است، باید مورد | |||||||
|
توجه شما باشد و شرکت هایی که نتوانسته اند " ای پی اس " خود را افزایش دهند را با دقت بیشتری مطالعه نمایید | |||||||
|
حق تقدم
| |||||||
|
زمانی که شرکت تصمیم می گیرد سهام جدید روانه بازار نماید ، سهامداران قبلی دارای حق اولویت جهت خرید این | |||||||
|
سهام هستند . برای شرکت تفاوتی نمی کند که سهام جدید را به سهامدار قبلی بفروشد و یا به سهامدار جدید زیرا در هر | |||||||
|
صورت مبلغ اسمی سهام را دریافت می کند که در بورس برای هر سهم 100 تومان است. چنانچه سهامدار قبلی نخواهد | |||||||
|
از حق تقدم خود استفاده نماید ، شرکت ، آن سهم را به سهامدار جدید می فروشد و چون مبلغ فروش به سهامدار جدید | |||||||
|
بیشتر است ، شرکت مابالتفاوت قیمت سهم را به سهامدار قبلی پرداخت می کند | |||||||
|
علت اینکه شرکت پول سهام فروخته شده را به سهامدار قبلی پرداخت می کند ( در صورتی که از حق تقدم خود | |||||||
|
استفاده نکند) این است که وقتی سهام جدید به بازار عرضه شد ، قیمت سهم کاهش پیدا می کند و شرکت به دلیل | |||||||
|
اینکه سهامدار قبلی ضرر و زیان نکند ، مقدار افت قیمت را به او پرداخت می کند . همانطور که قبلا هم توضیح | |||||||
|
داده شد ، افزایش سرمایه که منجر به صدور سهام جدید به بازار می شود هر چند به سرمایه سهامدار قبلی | |||||||
|
چیزی اضافه نمی شود ، ولی در قدرت و سودآوری شرکت در آینده مفید است که در کل منفعت آن به سهامدار باز | |||||||
|
می گردد البته اگر دیدگاه سهامدار ، بلندمدت باشد . در کل چنانچه قصد خرید سهام را دارید ، منطقی تر است که | |||||||
|
سهامی را خریداری نمایید که با حق تقدم عرضه شده است . زیرا با قیمت بسیار پایین تری می توانید تهیه نمایید | |||||||
|
| |||||||
|
افزایش سرمایه
| |||||||
|
افزایش سرمایه شرکت شاید بطور ظاهری و در کوتاه مدت سودی عاید شما نداشته باشد و حتی بعد از افزایش سرمایه | |||||||
|
شرکت ، قیمت سهام آن شرکت به حدود نصف تنزل پیدا نماید( هر چند، سهامدار از طریق اضافه شدن تعداد سهام خود | |||||||
|
به نسبت افت قیمت ، هیچ ضرری را از لحاظ ارزش کل سهام خود متحمل نمی شود) اما بازدهی بلندمدت برای او از | |||||||
|
طریق افزایش قیمت سهم و افزایش سود سالیانه در پی خواهد داشت | |||||||
| |||||||
|
راه اندازی خط تولید جدید، خرید ماشین آلات جدید، اجرای طرح های توسعه، سرمایه گذاری در سهام شرکت های دیگر | |||||||
|
و بسیاری از طرح ها واستراتژی ها و اهداف دیگر،دلیل افزایش سرمایه یک شرکت ازطریق صدورسهام جدید می باشد تا | |||||||
|
سرمایه و پول مورد نیازرا تهیه نمایند. هیئت مدیره برای توجیه لزوم افزایش سرمایه، باید دلایل و پیشنهادهای متضمنی | |||||||
|
را ارایه دهد تا نظر اکثریت سهامداران را جلب نماید وبه تصویب سهامداران برسد و بعد از آن، مراحل افزایش سرمایه | |||||||
|
را از طریق روزنامه رسمی شرکت به اطلاع صاحبان سرمایه برساند .فرض نمایید میزان افزایش سرمایه تصویب . | |||||||
|
شده 100% باشد ، در این صورت به هر یک از سهامداران به ازای هر سهمی که از شرکت داشته است،یک سهم دیگر | |||||||
|
نیز به قیمت اسمی که 100 تومان می باشد ، واگذار می شود و اگر مثلا افزایش سرمایه 50% باشد، به ازای هر دو | |||||||
|
سهم ، یک سهم به شما واگذار می شود و از این طریق پول و سرمایه ای جدید به شرکت انتقال داده می شود که مدیران | |||||||
|
شرکت جهت پیشبرد اهداف تعیین شده و به تصویب رسیده توسط سهامداران ، اقدام می کنند . اما در آینده، بعد از اتمام | |||||||
|
و تکمیل شدن طرح ها و اهداف ، هم " ای پی اس " شرکت و هم قیمت سهام شرکت رشد می کند و موجب سودآوری | |||||||
|
و درآمدزایی بیشتر سهامداران خواهد شد | |||||||
|
یک شرکت بورسی، افزایش سرمایه خود رااز سه طریق می تواندبه اجراء درآورد
| |||||||
|
الف - افزایش سرمایه از محل آورده نقدی سهامداران | |||||||
|
ب - افزایش سرمایه از محل مطالبات سهامداران | |||||||
|
پ - افزایش سرمایه از محل سود انباشته |
ابزارهای تامین مالی :
یکی از تصمیماتی که مدیران واحد اقتصادی به منظور حداکثر ساختن ثروت سهامدارن اتخاذ می نمایند، تصمیمات مربوط به تامین مالی می باشد این نوع تصمیم گیری ها مربوط به ساختار سرمایه و همچنین تعیین و انتخاب بهترین شیوه تامین مالی و ترکیب آن می باشد. در نتیجه یک مدیر مالی می تواند از طریق ایجاد تغییردرمواردی مانند سود هر سهم، خط مشی تقسیم سود، زمان بندی مدت و ریسک سود آوری و انتخاب شیوه تامین مالی بر ثروت سهامداران اثر بگذارد. منابع مالی هر واحد اقتصادی از منابع داخلی و خارجی تشکیل شده، منابع داخلی شامل جریان های نقدی حاصل از عملیات، وجوه حاصل از فروش دارایی ها و منابع خارجی شامل استقراض از بازارهای مالی و انتشار سهام می باشد.
معمولا " روشهای تامین مالی در دو گروه تامین مالی کوتاه مدت و بلند مدت مورد مطاله قرارمیگیرد.
تامین مالی کوتاه مدت برای پشتیبانی سرمایه گذاری موقت در دارایی های جاری مورد استفاده قرار میگیرد معمولا " مدیر مالی پس از برنامه ریزی سرمایه گذاری در دارایی های جاری و پیش بینی منابع مورد نیاز واحد اقتصادی در سال آینده باید به فکر تامین مالی برنامه خود باشد و در مورد شیوه تامین مالی تصمیم گیری کند. معمولا" برای سرمایه گذاری موقت در داراییهای جاری از وام کوتاه مدت استفاده می شود.
روشهای تامین منابع مالی کوتاه مدت:
|
ردیف |
نام روش |
تعریف |
مزایا |
معایب |
استفاده کنندگان | |||
|
1 |
اعتبار تجاری ( خرید نسیه کالا یا خدمت ) |
دریافت کالا و پرداخت وجه آن با فاصله زمان |
-سهولت دسترسی
-نداشتن هزینه
-عدم نیازبه وثیقه
-عدم سخت گیری طلبکاران |
-متورم شدن حسابهای یرداختی
-از دست رفتن تخفیف نقدی
- کاهش درجه اعتباری واحد اقتصادی |
کلیه واحدهای اقتصادی | |||
|
2 |
وام های بانکی |
دریافت وجوه مورد نیاز از بانک ها |
- استفاده از خدمات بانکها
- استفاده از منبع مالی در موعد مقرر
- استفاده از تمام یا قسمتی از اعتبار
- امکان باز پرداخت قبل از سررسید |
- سود تضمیین شده وام بیش از بسیاری روشهای دیگر است
- لزوم داشتن سرمایه کافی و نقد ینگی
- مانده ها ی جبرانی |
کلیه واحدهای اقتصادی | |||
|
3 |
اوراق تجاری کوتاه مدت ( اوراق قرضه ) |
بدهی بدون تضمین واحد اقتصادی انشار دهنده |
- نداشتن وثیقه
- امکان تنظیم سررسید اوراق ( بازخرید )
- تامین مالی از طریق اوراق قرضه جدید ( منبع مالی مستمر) |
صرفا توسط واحدهای اقتصادی معتبر قابل اجراست |
-شرکتها ی بیمه
-صندوق مشترک سرمایه گذاری
- صندوق باز نشستگی | |||
|
4 |
وام های موسسات مالی تجاری |
دریافت وجوه مورد نیاز از موسسات مالی |
- در صورت عدم امکان استفاده از وام بانک ها از این روش استفاده می توان کرد |
- سود تضمین شده بیشتر از وام
- نیاز به وثیقه برای وام |
- کلیه واحدهای اقتصادی |
| ||
|
5 |
صدور اسناد تجاری |
اوراق بهادار قابل مبادله که توسط واحدهای اقتصادی به سایر واحدها، بانک ها یا موسسات مالی فروخته میشود |
- سود تضمین شده کمتراز وام بانکی
- بدون وثیقه |
- صرفا توسط واحدهای اقتصادی معتبر قابل استفاده است
- تشریفات بیشتری دارد |
- واحدهای اقتصادی بزرگ در کشورهای صنعتی |
| ||
|
6
1-6
2-6
3-6 |
تامین مالی از طریق وثیقه گذاری
وثیقه گذاری حسابها ی دریافتی
وثیقه گذاری موجودی کالا
وثیقه گذاری سایرداراییها
( زمین ، ساختمان ، ماشین الات ) |
دریافت وجوه مورد نیاز و گذاشتن وثیقه نزد اعتبار دهنده- وثیقه حسابهای دریافتی است -وثیقه موجودی کالاست |
- دسترسی به وجه نقد
- دسترسی سریع به وجه نقد
- دسترسی به وجه نقد به طور فصلی |
-وثیقه گذاری مستلزم تحمل هزینه های اضافی است
- مانده حسابها ی دریافتی درحد قابل قبولی باشد
- موجودی کالای کافی موجود باشد
- سود تضمین شده بانکی بیش از حداقل نر خ بهره بانکی است
|
- واحدها ی اقتصادی جدید التاسیس
- واحدهای اقتصادی که به سرعت رشد می کنند
- واحدهای اقتصادی که موقتا کمبود سرمایه در گردش دارند
- بنگاههای معاملات اتومبیل
- واحدهای اقتصادی صنعت غذایی
- واحدها ی اقتصادی که وضعیت آن ضعیف است |
| ||
|
7 |
پیش دریافت فروش محصولات ازمشتری |
|
- دسترسی سریع به وجه نقد |
- لزوم داشتن متقاضی |
- واحدهایی که محصولات پر متقاضی و کیفیت بهتر و قیمت پایین تردارند |
| ||
تامین مالی میان مدت و بلند مدت در عرصه مدیریت مالی دوره کوتاه مدت معمولا به بدهی های مربوط می شود که سر رسید آن ها در فاصله ای کمتر از یکسال است. اما اصطلاح تامین مالی بلند مدت به طور دقیق تعریف نشده. برخی واحدهای اقتصادی دور ه میان مدت رابرای تاریخ های سر رسید بیش از یکسال و کمتر از 10 سال به کار می برند. برای برخی اشخاص وام 8 ساله کوتاه مدت و برای برخی دیگر بلند مدت محسوب میشود. ولی به طور کلی وام های دارای سر رسید بیش از یک تا دو سال بلند مدت نامیده خواهد شد.
روش های تامین مالی میان مدت و بلند مدت :
|
ردیف |
نام روش |
تعریف |
مزایا |
معایب |
استفاده کنندگان |
|
1 |
وامهای بانکی بلندمدت |
وامهای بانکی دارای سررسید بیش از یکسال |
- بهرو وام های میان مدت وبلند مدت تقریبا ثابت است –درموقع انعقاد قرارداد میتوان درباره شریط قرارداد مذاکره کرد
- مشتریان خوش حساب ازتسهیلات بهرمند میشوند |
- مندرجات قراردادهای این وام ها محدودیت هایی برای واحدهای اقتصادی ایجادمینمایند
- نرخ بهره وام معمولا بیش از نرخ بهره پایه است
- وثیقه گذاری واحد اقتصادی محدود میشود
- پرداخت اقساط سالانه فشارزیادی به نقدینگی می آورد |
- واحدها ی اقتصادی که می خواهند دارایی های ثابت یا سرمایه گذاری بلند مدت ایجاد کنند |
|
2 |
اجاره های بلندمدت ( اجاره به شرط تملیک و اجاره عملیاتی ) |
قرار دادی است که به موجب آن مالک دارایی ، دارایی رابه طرف دیگر قرار داداجاره میدهد تا درازای پرداخت مبالغ مشخص ازآن دارایی استفاده کند |
- استفاده ازدارایی و پرداخت به صورت اقساط و دربلندمدت |
|
- واحدهای اقتصادی جدید التاسیس درکشورهای صنعتی
- واحدهای اقتصادی صنعت حمل ونقل
|
|
3 |
سهام عادی |
شرکت ها سهام عام خود رابه مردم عرضه مینمایند دارندگان سهام عادی مالکان نهایی شرکتند |
- فاقد سررسید هستند وتامین مالی دائمی هستنند—واحداقتصادی الزام قانونی برای پرداخت سود سهام ندارند – باانتشار سهام وضعیت کنترل و مالکیت واحداقتصادی تغییرنمیکند
|
- هزینه این روش ازروشهای دیگر تامین مالی بیشتر است –پرداخت سود سهام باعث صرفه جویی نمیشود –انتشار سهام عادی باعث میشود موقتاسود سهم کاهش یابد واین موضوع برقیمت سهام اثار منفی دارد |
- کلیه شرکت های سهامی |
|
4 |
اوراق قرضه ( بانام و بی نام ) ( با وثیقه و بدون وثیقه ) |
اسنادی که انتشار دهنده آن تعهد میکند مبالغ معینی را در زمانهای مشخص به دارنده آن ها پرداخت کند و درموعد مقرر اصل مبلغ رابازپرداخت کند |
- هزینه بهره اوراق قرضه قابل قبول مالیاتی است یعنی هزینه موثر اوراق قرضه کم است .- این روش بروامهای بانکی کوتاه مدت ارجحیت دارد- برخی اوراق قرضه قابل تبدیل و برخی قابل بازخرید هستند – اگرنرخ بازده واحد اقتصادی بیش از نرخ بهره اوراق باشد روش مناسبی است |
- اگر نرخ بازده واحداقتصادی کمتر از نرخ بهره اوراق باشد سود هرسهم به شدت کاهش مییابد – ناتوانی درپرداخت اصل و فرع بهره میتواند موجب ورشکستی شود – قید و بندهای قرارداداوراق قرضه محدودیت های را برای واحد اقتصادی ایجاد میکند |
- واحدهای اقتصادی دارای اعتبار تجاری |
|
5 |
اختیارخرید سهام عادی |
نوعی اوراق بهادار که دارنده آن ، حق خرید تعهدمعینی ازسهام عادی واحد اقتصادی رابه قیمت معینی دارد |
- برگه اختیار خرید سهام دربازار قابل معامله است |
- حق استفاده ازاین برگه دوره مشخص دارد – باعث افزایش تعدادسهام واحد اقتصادمیشود – باعث کاهش سود هر سهم میشود |
- کلیه شرکتهای سهامی |
|
6 |
سهام ممتاز |
نوعی سهام که دارنده آن نسبت به درامدها و دارایی ها ی واحد اقتصادی حق یاادعای محدود معینی دارد |
- هزینه تامین مالی از طریق سها م ممتاز کمتر از سهام عادی است – دارندگان سهام ممتاز دارای مزایای محدود ی هستند – سهام ممتاز معمولا بدون سررسید است – واحدهای اقتصادی نسبت به پرداخت سود سهام ممتاز الزام قانونی ندارد-سهامداران ممتاز فاقد رای هستند |
- اگر بازده واحد اقتصادی کمتر از هزینه سرمایه سهام ممتاز باشد سود هرسهم عادی کاهش مییابد – هزینه سهام ممتاز از اوراق قرضه بیشتر است – پرداخت سودسهام انباشته ممکن است واحد اقتصادی را با مشکلاتی مواجه کند |
- کلیه شرکت های سهامی در کشور های صنعتی |
|
7 |
وامهای موسسات اعتباری |
وام های بلند مدتی که توسط واحد هایی اقتصادی بیمه و موسسات مالی به شرکت اعطا میشود |
- نرخ بهره اینگونه وام ها بیش تر از بهره وام های بانکی است |
- این نوع وام ها معمولا نیازمند مانده جبرانی نیست |
کلیه واحدها ی اقتصادی کشور های صنعتی |
|
8 |
وام های دولت |
وام های که توسط دولت اعطا میشود |
|
|
شرکت ها ی دولتی وابسته به دولت |
برگرفته از: مجله حسابدار شماره 146
Account Balance تراز حساب (اطلاعات حساب )
بخشی از صفحه نمایش نرم افزار معاملاتی که میزان موجودی حساب معامله گر و همچنین میزان سود یا ضررخالص یک پوزیشن باز را نشان می دهد .
Account Information اطلاعات حساب (تراز حساب )
بخشی از صفحه نمایش نرم افزار معاملاتی که میزان موجودی حساب معامله گر و میزان سود یا ضرر خالص یک پوزیشن باز رانشان می دهد.
(Offer) Ask پیشنهاد فروش (عرضه )
نرخی که یک فروشنده یا معامله گر برا ی فروش یک ارز در نظر می گیرد. همچنین قیمتی که معامله گر می تواند روی آن یک واحد ارزی را بخرد.
Ask Rate/ Ask Price قیمت پیشنهادفروش / نرخ پیشنهاد فروش
نرخی که برای فروش یک ارز ارائه میشود .
Ask Size
تعدا د لا تهایی که برای فروش در قیمت پیشنهادی ارائه می شود .
Back Office – دفتر پشتیبانی
بخش اداری مرتبط با انجام معاملات مالی ، که ارائه تائیدیه کتبی و اجرای معاملات و نگهداری صورتحساب معاملات را انجام می دهد.
Balance
میزان پول موجود در یک حساب معاملاتی
Bar Chart نمودار خطی
نمودار نشان دهنده نرخ به صورت خطی- هر کدام از خطها نرخ ابتدای روز ، نرخ پایان روز ، بالاترین و پایین ترین نرخ یک ارز در طول یک دوره زمانی را نشان می دهد وطول یک خط دامنه نرخهایی که در طول آ ن دوره برای معامله ارز استفاده شده است را نشان می دهد.
(Traded Currency) Base Currency ---ارز پایه (ارز معاملاتی)
اولین ارز در یک جفت را ارز پایه می گویند . ارز پایه ارزی است که ارز دوم یا ارز مقابل بر اساس آ ن قیمت گذاری می شود . در بازار تبا دلات ارز دلار امریکا در اکثر موارد ارز پایه است.
Basic Point ----واحد پایه
یک واحد پایه برابر است با 01/0 درصد سود اوراق قرضه یا سند بهادار و 100 واحد پایه برابر است با 1 درصد سود اوراق قرضه .
Bear Market----بازار نزولی
مدت زمانی با کاهش نرخها
Bearish---نزولی
اگر بازار نزولی باشد بدین معنی است که اطلا عات موجود شرایط کاهش نرخ را نشان می دهند.
Bid---قیمت خرید
نرخی که یک معامله گر یا خریدار برا ی خرید یک ارز در نظر دارد . همچنین قیمتی که معامله گر می تواند روی آن یک واحد ارزی را بفروشد.
BID / Ask Spread تفاوت قیمت بین نرخ خرید و فروش
تفاوت بین نرخهای پیشنهاد فروش وقیمت خرید
Bull Market – بازار صعودی
Bullish—صعودی
اگر بازار صعودی باشد بدین معنی است که اطلاعات موجود شرایط افزایش نرخ را نشان می دهند.
Buy Order---- دستور خرید
دستور خرید اولین ارز (یا ارز پایه ) د ر برابر ارز مقابل.
Buy limit Order
قرار دادن دستوری پایین تر از نرخ فعلی به منظور خرید ارز در نرخی پایین تر از نرخ فعلی
Buying the Dips
خرید در زمانهای بازگشت و کاهش نرخ در یک روند صعودی
Buy Line
عددی که یک شاخص باید از آن پایین تر برود تا بعد از آن به سرعت افزایش یابد.
Cable
نامی برای پوند انگلیس
Candlestick Charts
این نمودارها هم روشی مشابه نمودارهای خطی برای نشان دادن قیمت هاست که بیشتر برای نشان دادن الگوی نرخ در یک محل استفاده می شود .
اولین بار ژاپنی ها در دهه 1600 برای تحلیل نرخ قرار دادهای برنج از این روش استفاده کردند .نمودارهای candlestick هم مانند نمودارهای خطی نرخ های بازکردن ، بستن ، بالاترین وپایین ترین را با کمک نقطه هایی بر روی یک خط عمودی نشان می دهد و دامنه تغییر نرخ از ابتدا تا انتهای بازار به شکل مستطیلهایی نشان داده شده اند که به آن body می گویند . خطهای بالا و پایینی body را shadow می گویند.
Capital Account
محاسبه جا بجایی های کوتاه وبلند مدت دارا یی های مالی بین کشورها.
Central Bank— بانک مرکزی
این بانک ذخایرمالی یک کشور را اداره می کند ومسئول سیاست های مالی و حفظ ثبات پول در یک کشور است . بانک فدرال آ مریکا مثالی از بانکهای مرکزی است .
Channel
اصطلاحی است که برای مشخص کردن سطوح support و resistance و برای بدست آوردن سود یا باز کردن پوزیشن در کوتاه مدت به کار میرود کانالی که با ایجاد خطوط روند استاندارد و موازی با یک خط دیگر تشکیل می شود در صورت صعودی بودن شرایط خطی موازی با خط ترند نقطه Support رسم می شود ودر صورت نزولی بودن خطی موازی با Resistance رسم می شود.
Downtrend line
برای رسم این خط حداقل به دو نقطه اوج نیاز است وبا تشکیل نقطه اوج سوم وجود این خط ثابت می شود .
Draw Down
کاهش موجودی حساب د رنتیجه یک یا چند معامله پی د رپی نا موفق .
Forex- foreign Exchange (تبادلات ارزی)
Frequency
تعداد حلقه ها در یک دوره زمانی مشخص، برا ی مثال امکان دارد در یک سا ل یک حلقه 13 هفته ای چهار بار تناوب داشته باشد .
Front and back office- دفاتر مدیریت و پشتیبانی
اصطلاحی که در بانک ها برای مشخص کردن بخش مدیریت معاملات ( دفتر مدیریت ) وبخش انجام امور معاملات ( دفتر پشتیبانی ) استفاده می شود .
Fundamental analysis- تحلیل بنیادی
ارزیابی تاثیرات مسائل اقتصادی ،اجتماعی ، وسیا سی برنرخ ارزها
Fundamental Factors – عوامل اصلی
مسائل مالی ، اقتصادی ،سیا سی و اجتماعی موثر بر بازار FX
Gap- فاصله
نقطه حداقل نرخ در روز جاری بالاتر از نقطه اوج روز گذشته یا نقطه اوج نرخ در روز جاری پایین تر از نقطه حداقل روز گذشته است. Gaps اغلب در نتیجه انتشار اخبار در طول شب به وجود می آ ید.
(Gross domestic product GDP) تولید نا خالص داخلی
معیاری برای ارز یابی میزا ن رشداقتصادی یک کشور .
Golden Cross
زمانی به وجود می آ ید که میانگین حرکت روند در کوتاه مدت بالا تراز میانگین حرکت نرخ دربلند مدت با شد ، این شرایط نشانه ای از وضعیت صعودی است .
Inter bank Market – بازار بین بانکی
بازاری است برای تبادل ارز خارجی که با نکها در آ ن با تلفن یا شبکه الکترونیکی به معامله می پردازند .
Inter bank rates- نرخهای بین بانکی
نرخهای تبادل ارز که در بازار بین بانکی اعلام می شود . معامله آ نلاین fx امکان دستیابی به این نرخها را برای همه فراهم کرده است .
Interest rate- نرخ بهره
میزان بهره ای که به پول موجود در یک حساب بانکی تعلق می گیرد که به صورت در صد در سال محاسبه و ا علام می شود .
Major Currencies- ارزهای ا صلی
85 در صد از کل معاملات بازار fx با ارز های اصلی صورت می گیرند که عبارتند از : دلار امریکا (USD) ، ین ژاپن (JPY) ، یورو (EUR) ، پوند انگلیس (GBP) ، فرانک سوئیس(CHF)،دلار استرالیا (AUD)، و دلار کانادا (CAD)
Marked to Market
محاسبه ارزش پوزیشن های معامله شده بر اسا س نرخ های روز .
Market to Market – بازار ساز
معامله گر یا شرکت کار گزا ر FX که سرمایه خود را به کار می گیرد ودر بازار پیشنهاد فروش یا قیمت خرید می دهد. کسی که دو سویه معامله می کند( هم خرید هم فروش )
Market Order
دستور انجام معامله ای " به قیمت روز" یا با بهترین نرخ ممکن .
Market Regulation
برخلاف بازار سهام ا مریکا که تحت نظارت کمیسیون اورا ق قرضه وتبادلات (SEC) عمل میکند، بازار فار کس هنوز تا حد زیادی بی قانونی است . کار گزاران fx به هیچ مجوزی نیاز ندارند هیچ سرمایه ثابت یا مجوز صنعتی یا دولتی برای باز کردن حساب مورد نیاز نیست .
Market Timing
استفاده از ابزارهای فنی جهت وا رد کردن استراتزی های ورود و خروج
Market Trend
روند حرکت نرخ ارزها
Market view
پیش بینی بازار بر اساس روند عمومی و روند فعلی بازار
O.C.O (one order cancels the other )
دستوری که در صورت اجرا دستور دیگررا به طور خودکار کنسل می کند .
Offer (ask)
قیمتی که یک شرکت تبادلات ارز ی مشتاق است در آن نرخ اقدام به فروش ارز کند
Open Orders (traders’ orders)
قسمتی در صفحه که معا ملات انجام نشده یک معا مله گر را نشان می دهد .
Open trades (open positions)
تمام پوزیشنهایی که بسته نشده باشند معامله گران در مورد آنان با خطر رو برو هستند . همچنین آ ن بخش از صفحه معا ملات که پوزیشنهای ارز ی یک معا مله گر و ارزش آنان را نشان می دهد .
Otc (over- the- counter)
معاملات توسط طرفین در خارج از سالن تبادلات ارزی مثلا" از طریق تلفن ویا شبکه الکترونیکی انجام می پذیرد . فارکس بازار ی OTC است .
Peak
بالاترین نرخ در جدول ارزی
Penetration of a trend line
زمانی که یک ارز پایین تر از خط روندی صعودی ویا بالا تر از خط روندی نزولی مبادله می شود .
Pip (point)
کمترین میزان تغییرات یک ارز که د ربازارهای فارکس تغییرات نرخها با آن سنجیده می شود .برای بیشتر ارزها یک ده هزارم نرخ تبدیل است.
استثنا : در نرخ برابری دلار امریکا / ین ژاپن ویورو /ین ژاپن یک point برابر است با یک صدم نرخ تبدیل .
Position limits نشان دهنده مقدار پوزیشن
بیشترین پولی که می توان در یک معامله ضرر کرد ،تعدا د معاملات وتعدا د point ها در حد ضرر .
Positive carry
پوزیشنی که در طول شب باز نگه داشته شده و صاحب آ ن نرخ بهره بیشتری می پردازد.
Pound
اصطلاح بازار برای پوند بریتانیای کبیر.
Price chart
جدول نرخهای قبلی وفعلی ارزها که برای پیش بینی روند نرخ ارزها به کار میرود.
Price retracement
تغییر نرخ یک ارز بر خلاف روند آ ن .
Profit exit
دستور خروجی که در هنگام رسیدن به سود مورد نظر پوزیشن را کاهش داده یا آنرا می بندد .
Range
تفاوت بین بالاترین وپایین ترین نقاط در جدول قیمت .
Realized profit and loss
سود یا ضرر ناشی از معاملات بسته شده .
Reaction high
بالا ترین نرخ نزولی در یک روند نزولی
Reaction low
پایین ترین نرخ نزولی در یک روند صعودی
Resistance
سطحی از یک قیمت که فشار فروش بر بازار غلبه کرده وپس ا زآ ن نرخها کاهش می یابند. معمولا Resistance نشان دهنده خرید یا فروش زیاد است .
Retracement
تغییرات نرخ در مسیر مخالف روند قبلی هنگامی که نرخها خیلی زیاد ولی خیلی سریع صعود یا نزول می کنند معمولا قسمتی از مسیر طی کرده را باز می گردند ویا بطور مستقیم نوسان می کنند .
Rollover
بستن همزمان پوزیشنهای فعلی باز کردن همان پوزیشن برای تاریخی مشخص در آینده بسته به نرخ بهره در یک کشور ونرخ بهره در کشوری دیگر (که تفاوت بهره نامیده میشود )دارد. معامله گران طولانی مدت بر روی پوزیشن های خریدشان بهره می گیرند و بر روی پوزیشنهای فروششان بهره پرداخت می کنند. معا مله گران روزا نه پوزیشن خود را در طول شب نگه نمی دارند بنا براین roll-over در مورد آ ن صادق نیست .
Sell
فروش ارز مبنا منطبق با نرخ آ ن
Sell order
دستور فروش ارز مبنا منطبق با نرخ آ ن
Sell limit order
دستور حد فروش که می کوشد ارزی را به نرخ بالاتری به فروش برساند .
Settlement
پروسه دریافت یک ارز و پرداخت ارزی دیگر در بازار بین بانکی
Short
معا مله گر ارزی را فروخته است و انتظار دارد آ ن را دوباره به قیمتی پایین تر بخرد .
Short Position
پوزیشن فروش ارز مبنا
Short term trend
نشان گر نوسانات بازار در روندی متوسط
Sideways Market
بازاری که نرخها د رمحدوده ای باریک در حال نوسان می کنند .
Spot Price
نرخ ارزی که می باید د رمدت دو روز تسویه شود ،د رمورد دلار امریکا / دلار کانادا این مدت یک روز است .
Spread
الف- تفاوت بین نرخ خرید ونرخ فروش یک ارز
ب- معا مله ای که د رآ ن یکی از دو ارز ، سهام ، اوراق قرضه ، ویا Option خریداری شده در حالیکه دیگری برای مشخص کردن تغییرات نرخ بین آ ن دو به فروش رفته است .
Stop Entry Order
با رسیدن به نرخی مشخص به دستور بازار تبدیل می شود تا پوزیشن مورد نظر را باز کند.
Stop loss
با رسیدن به این دستور وبه منظور جلوگیری از ضرر بیشتر، پوزیشن بسته می شود .
Stop loss order
با رسیدن به نرخی مشخص وبرای خروج ا ز پوزیشن تبدیل به دستور بازار میشود . این دستور برای پوزیشنی که در ضرر است به عنوان نقطه ای برای خروج مورد استفاده قرار می گیرد.
Stops
دستوراتی برای ورود یا خروج پوزیشنها .
Buy Stop دستوری است که در نرخ بالا تراز نرخ فعلی بازار گذاشته می شود. هنگامیکه بازار به نرخی برابر یا بالا تر ا ز دستور Stop برسد این دستور به دستو رخرید بازار تبدیل می شود .
دستور sell stop دستورا تی هستند که در نرخی پایین تر ا ز نرخ فعلی قرار دا ده میشوند .
هنگامی که بازار به نرخی برابر یا پایین تر ا ز دستو ر Stop برسد این دستور به دستور فروش بازار تبدیل می شود .
توقف ورود در استراتژی های روند صعودی به کار می رود.
Summary
بخشی از صفحه معاملات که مقدار پوزیشن ، موجودی حساب وملزومات ما رجین فعلی را نشان میدهد .
Support
قیمتی پایین تر از نرخ بازار که بازار حدا قل یک بار به آ ن رسیده است .
Swing Market
به بازاری گفته می شود که قیمتها دائم در حال نوسان است.
Technical Analysis
بررسی تاریخچه تغییرات قیمت که معمولا ا ز رو ی جداول وبه منظور پیش بینی تغییرات بعدی نرخ انجام می شود .
Trailing Stop
ابزاری تکنیکال می باشد که برای ادامه روند سود دهی در بازار از آن استفاده می شود. سطحی متغییر که د ر روند صعودی بازار قیمت را بالا ترمی برد ود ر روند نزولی آ ن را پایین تر می آ ورد .در پوزیشن خرید با صعود بازار دستور (stop loss) توسط نرم افزار بالا تر برده می شود و در پوزیشن فروش با نزول بازار این دستور توسط نرم افزار پایین تر آ ورده می شود .
Trend
روند زمانی تشکیل می شود که تغییرات نرخ به صورت مدا وم در یک مسیر به وقوع می پیوندد. در صورتیکه آ ن مسیر صعودی باشد این روند را صعودی گویند ود رصورتی که آ ن مسیر نزولی باشد این روند را نزولی گویند . در هر روندی نکته مهم آ ن است که نقاط اوج و نزول در یک مسیر باشند ، مثلا"در روند صعودی بالا ترین نرخها و پایین ترین نرخها همگی صعودی هستند ودر روند نزولی بالا ترین وپایین ترین نرخها همگی نزولی هستند .
Trend following
یک تکنیک معا مله که معا مله گر د رآن به دنبا ل روند اصلی برای باز کردن پوزیشنهای خود در مسیر روند است .
Trend less
تغییرات نرخ بدون هیچگونه مسیری مشخص .
Trend line
هنگامی که روندی شکل می گیرد معمولا می توان خطوط سا پورت را پایین تر ا ز روند صعودی وخطوط رزیتنس را بالا تر ا ز روند نزولی ترسیم کرد .
شکست این خطوط به معنای پایان یک روند است و نشان ا زآ غاز روندی معکوس دارد.
Turn over
اصطلاحی برای ارزش معاملات
Two way price
اعلام نرخ با نرخ خرید و فروش
Unrealized profit or loss
وضعیت سود یا ضرر پوزیشنهای باز
Up trend
روند صعودی بازار
Value date
تاریخ سر رسید یک قرار داد ارز خارجی که در آن تاریخ، 2 ارز مبادله می شوند در معاملات spot این تاریخ معمولا دو رو ز کاری پس از تاریخ معامله است .
Bar Trailing Stop
1-در پوزیشنهای خرید به عنوان دستوری است که در بالا ترین نرخ وارد می شود.
در پوزیشنهای فروش به عنوان دستوری است که در بالا ترین نرخ وارد می شود .
Zig Zag
1-فیلتری است که تنها تغییرات درصدی مهم را نشان می دهد هر تغییری پائین تر از درصد تعیین شده در نظر گرفته نخواهد شد ، Zig Zag مشابه Swing Chart است.
2-الگوی تکمیل 3 موج در موج الیوت که تشکیل شده از دو موج 5 تائی که بوسیله 3 موج از یکدیگر جدا شده اند
|
اصطلاح |
معنی |
|
آئين نامه شرايط و ضوابط پذيرش سهام در بورس اوراق بهادار |
آئين نامه اجرايي پذيرش سهام شركتها در بورس اوراق بهادار مصوب شوراي بورس در سال 1380 |
|
آئين نامه نحوه انتشار اوراق مشاركت |
آئين نامه اجرايي قانون نحوه انتشار اوراق مشاركت مصوب هيأت وزيران در سال 1377 |
|
اركان بورس |
عبارت است از : شوراي بورس، هيأت پذيرش اوراق بهادار، سازمان كارگزاران بورس، هيأت داوري بورس |
|
اطلاعات مهم |
هرگونه اطلاعات مرتبط با فعاليت شركت و يا وضعيت آن كه منجر و يا به صورت قابل توجهي انتظار رود كه منجر به تغيير قابل ملاحظه در قيمت سهام و ي ارزش هر يك از اوراق بهادار صادره توسط شركت پذيرفته شده در بورس شود. |
|
افشاي اطلاعات |
شركتها پذيرفته شده در بورس ملزم به افشاي فوري اطلاعات مهم مرتبط با فعاليت ي وضعيت شركت مي باشند. |
|
امين (اوراق مشاركت) |
شخص حقيقي يا حقوقي كه از طرف بانك مركزي انتخاب گرديده و در مورد صحت عمليات ناشر در |
|
|
طرح، مصرف وجوه، نگهداري حسابها و صورتهاي مالي و عملكرد اجرايي ناشر مستمر رسيدگي و اظهار نظر مي نمايد. |
|
اوراق مشاركت |
اوراق بهادار با نام يا بي نام است كه به موجب قانون يا مجوز بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران به منظور تأمين منابع مالي طرحهاي دولت، شركتهاي دولتي، شهرداريها و مؤسسات و نهادهاي عمومي غير دولتي، مؤسسات عام المنفعه و شركتهاي وابسته به مؤسسات مزبور، شركتهاي سهامي عام و خاص و شركتهاي تعاوني با قيمت و سر رسيد معين از طريق عرضه عمومي واگذار مي گردد. |
|
بانك عامل |
بانكي است كه از طرف ناشر اوراق بهادار نسبت به عرضه اوراق براي فروش ، پرداخت سود علي الحساب و قطعي، بازپرداخت اصل مبلغ اورق مشاركت در سر رسيد يا بازخريد آن قبل از سر رسيد، كسر و پرداخت ماليات متعلقه و انجام ساير امور مرتبط، طبق قرارداد عامليت مبادرت مي ورزد. |
|
بورس اوراق بهادار |
بورس اوراق بهادار، بازار خاصي است كه در آن داد و ستد اوراق بهادار، توسط كارگزاران بورس، مطابق قانون تأسيس بورس اوراق بهادار، انجام مي گيرد. |
|
حسابرس |
مؤسسات حسابرسي معتبر كه نام آنها در فهرست اسامي حسابرسان معتمد سازمان بورس اوراق بهادار آمده است. |
|
حق العمل |
مبلغي كه در معاملات سهام، هر يك از طرفين معامله مي بايست به كارگزار بپردازد. |
|
حق درج |
مبلغي كه پس از پذيرش شركت در بورس اوراق بهادار، به صورت سالانه از شركت اخذ مي گردد. |
|
حق رسيدگي |
مبلغي كه به منظور رسيدگي به تقاضاي پذيرش سهام شركتها در هيأت پذيرش اخذ مي گردد. |
|
درج |
ثبت نام شركت متقاضي در فهرست شركتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار و فعال شدن نماد معاملاتي |
|
زمان پذيرش |
تاريخ مصوبه هيأت پذيرش، مبني بر پذيرش شركت متقاضي در بورس اوراق بهادار |
|
شوراي بورس |
يكي از اركان بورس كه وظيفه آن تصويب آئين نامه ها و مقررات، نظارت بر اجراي قانون بورس اوراق بهادار و آئين نامه هاي مربوطه، تعيين نماينده جهت عضويت در هيآت داوري و تجديد نظر نسبت به تصميمات هيأت مديره و هيأت پذيرش |
|
فهرست نرخهاي بورس |
فهرست نرخها، سندي رسمي است كه به منظور مشخص نمودن اوراق بهادار معامله شده، تعداد آنها و قيمت هاي داد و ستد اين اوراق، تنظيم و اعلام مي شود. |
|
قانون تأسيس بورس اوراق بهادار |
مجموعه قوانين تأسيس بورس و نحوه فعاليت كارگزاران مصوب ارديبهشت 1345 |
|
كارگزار |
اشخاص حقيقي و يا حقوقي كه شغل آنها داد و ستد اوراق بهادار بوده و معاملات در بورس منحصراً توسط اين افراد انجام مي پذيرد. |
|
كارگزار معرف |
كارگزار رسمي كه شركت متقاضي را جهت پذيرش در بورس اوراق بهادار معرفي مي نمايد |
|
متقاضي |
شركتي كه درخواست پذيرش سهامش را در بورس اوراق بهادار دارد |
|
ناشر (اوراق مشاركت) |
دستگاه دولتي يا غير دولتي كه مجاز به انتشار اوراق مشاركت مي باشد. |
|
ناظر شوراي بورس |
نماينده ناظر شوراي بورس در هيأت پذيرش به منظور نظارت بر اجراي قانون تأسيس بورس اوراق بهادار و آئين نامه هاي مربوطه |
|
هيأت پذيرش اوراق بهادار |
هيأتي كه به منظور اخذ تصميم نسبت به رد يا قبول اوراق بهادار در بورس يا حذف آنها تشكيل مي شود. |
بازارهاي سرمايه از بازارهاي اوراق بهادار دست اول (اوليه)و بازارهاي اوراق بهادار دست دوم(ثانويه)تشكيل مي گردند. بازارهاي دست اول از منابع اصلي تأمين مالي شركت ها به حساب مي آيند.
بازارهاي دست اول:
به لحاظ اقتصادي، يكي از وظايف مهم بازارهاي مالي ،تسهيل تشكيل سرمايه است. بازار اوراق بهادار دست اول جايي است كه شركت مي تواند در آنجا دارائي هاي مالي خود را با منابع مالي بلند مدت مبادله كند.
بانك هاي سرمايه گذار(مؤسسات تهيه سرمايه):
اين مؤسسات مالي به شركت ها كمك مي كنند تا آسانتر اوراق بها دار منتشره خود را در بازار به فروش رسانند. در واقع بسياري از بانك هاي سرمايه گذار در بازار دست دوم نقش دلالان و كارگزاران اوراق بهادار را ايفا مي كنند.
نقش تضمين فروش: تضمين به اين معني است كه بانك سرمايه گذار فروش اوراق بهادار را در طي يك زمان مشخص و به قيمتي معين تعهد مي كند. و به اين ترتيب ريسك تامين سرمايه را از شانه شركت هايي كه در صدد تامين سرمايه بر مي آيند بر مي دارد.
ساير وظايف بانك هاي سرمايه گذار:
1- مشاوره: بانك هاي سرمايه گذار در موارد زير شركت ها را راهنمايي مي كنند: اتخاذ بهترين استراتژي و تعيين بهترين شرايطي كه يك شركت بتواند در آن شرايط ، اوراق قرضه يا سهامي را منتشر كند، در زمينه بازاريابي عرضه و فروش اوراق بهادار تضمين نشده ، تجزيه و تحليل مسائل مالي براي ادغام شركت ها و اصلاح ساختار سرمايه.
2-امور اداري: انجام كارهاي اداري و مكاتباتي كه بايد در زمان انتشار اوراق قرضه يا سهام جديد صورت بگيرد.
3-توزيع و فروش: توزيع و فروش سهام و اوراق قرضه تضمين شده يا تضمين نشده.
روشهاي تضمين فروش:
1-مذاكره: معمولاً توسط شركت هاي خصوصي بكار مي رود و ويژگي عمده آن اين است كه شركت منتشر كننده
اوراق قرضه يا سهام و بانك سرمايه گذار پس از مذاكرات مفصل به توافق مي رسند و در جهت نيل به موفقيت عمل
مي كنند. مراحل آن:
تشكيل جلسات- اين كار براي شناسايي بانك سرمايه گذاري كه حاضر به همكاري با شركت باشد صورت مي گيرد.
بانك سرمايه گذاري كه در اين جلسات حاضر شود((باني)) و اين جلسات را جلسات قبل از عقد قرارداد تضمين مي نامند. بعلاوه بانك كارهاي زيادي براي ارزيابي و تجزيه و تحليل وضع مالي شركت منتشر كننده انجام مي دهد.
در صورت به توافق رسيدن طرفين ،يك پيش قرارداد تضمين به امضاء خواهد رسيد كه حاوي كليه شرايط مورد بحث (به استثناي قيمت اوراق بهادار و زمان فروش) خواهد بود.
تشكيل سنديكاي ضامن و گروه فروشنده- پس از به امضا رسيدن پيش نويس قرار داد، بانك سرمايه گذار(باني)گروهي از بانكهاي سرمايه گذار(به نام سنديكاي ضامن)را به جلسه اي دعوت مي كند، تا قرارداد اصلي را امضاء كنند. سنديكا هم به نوبه خود گروهي از چند صد شركت(به نام گروه فروشنده)تشكيل مي دهد كه هر يك از آنها موافقت مي كند تا درصدي از اوراق بهادار را از سنديكا بخرد و به عموم مردم بفروشد. اين گروه فروشنده از تعدادي بانك سرمايه گذار (كه عضو سنديكا نيستند)و مؤسسات كارگزاري و معامله گري تشكيل مي گردد.
1-ممكن است يك بانك سرمايه گذار به تنهايي قدرت تضمين كل اوراق را نداشته باشد.
فوايد ايجاد سنديكا 2-وجود يك سنديكا باعث مي شود كه ريسك و ضرر هاي احتمالي هر يك از اعضا به حداقل برسد.
3-مشاركت تعداد زيادي از شركت ها باعث فروش سريعتر اوراق بهادار خواهد شد.
به ثبت رسانيدن اوراق بهادار منتشره- قبل از فروش، اوراق بهادار بايد در كميسيون بورس و اوراق بهادار به ثبت برسد و پس از طي مراحل قانوني ،موضوع به اطلاع عموم رسانده شود. سندي كه به اين كميسيون ارائه مي شود بايد حاوي تمامي واقعيتهاي مربوط به اوراق بهادار و كليه اطلاعاتي كه مردم و سرمايه گذاران براي ارزشيابي آن لازم دارند و نيز اطلاعات مربوط به سنديكاي تضمين كننده باشد. پس از تأييد صحت اطلاعات مندرج( طي دوره 20روزه)اوراق بهادار آماده عرضه به عموم مي گردد.
تعيين قيمت- در روزهاي آخر اين دوره 20 روزه، اعضاي اصلي شركت منتشر كننده اوراق بهادار و سنديكا براي تعيين قيمت نهايي اوراق بهادار و اعلام زمان توزيع، جلسه اي تشكيل مي دهند.
تثبيت قيمت- قبل از پايان دوره بيست روزه، اعضاي سنديكا، آگهي هاي فروش را براي سرمايه گذاران بالقوه ارسال مي كنند تا بتوانند پس از شروع عرضه، تمامي اوراق بهادار را به فروش برسانند. به علت عدم اطمينان از فروش اوراق بهادار، معمولاً مدير و مسئول سنديكا از طريق خريد اوراق بهادار به قيمت تثبيتي، اقدام به تثبيت قيمت اوراق بهادار در بازارهاي ثانويه مي كنند.
پايان فعاليت سنديكا- پس از فروش اوراق بهادار، كار سنديكا به پايان مي رسد. در صورتي كه اوراق به موقع به فروش نرود، مابقي اوراق در بازار دست دوم (معمولاً به قيمتي كمتر) به فروش خواهد رسيد.
روش مزايده:
تفاوت اصلي بين روش مذاكره و روش مزايده در چگونگي انتخاب سنديكاي تضمين كننده است. معمولاً شركت هاي دولتي و عام المنفعه اوراق بهادار خود را از طريق مزايده به فروش مي رسانند. در اجراي اين روش، شركت منتشر كننده ، موضوع را از طريق رسانه ها به اطلاع عموم مي رساند و هر سنديكايي كه مي تواند، وارد مزايده مي شود. سنديكايي كه برنده مزايده گردد نقش سنديكاي تضمين كننده را به عهده دارد.
در اين روش شركت منتشر كننده در مورد شرايط مربوط به انتشار اوراق بهادار تصميم مي گيرد و اسناد و مدارك لازم را به كميسيون بورس و اوراق بهادار تسليم مي كند. بقيه مراحل مشابه روش مذاكره است.
عرضه چند مرحله اي: در اين روش شركت اسناد و مدارك و اطلاعيه پذيره نويسي و آگهي فروش اوراق بهادار را به كميسيون بورس و اوراق بهادار تسليم مي كند و پس از گرفتن تأييديه از كميسيون مي تواند به دفعات به عرضه و فروش قسمتي از اوراق بهادار اقدام كند. اكثر شركت هايي كه سهام يا اوراق قرضه را به صورت فروش مرحله اي عرضه مي كنند، عرضه و فروش آنها را از طريق سنديكاهايي كه از چهار بانك سرمايه گذار يا كمتر تشكيل شده است انجام مي دهند. بانك سرمايه گذار به دو دليل به تنهايي اقدام به خريد كليه اوراق بهادار مي كند كه به اين صورت منتشر مي شود: اولاً فقط شركت هاي بزرگ، واجد شرايط عرضه مرحله اي هستند و اين شركت ها نيز هم اكنون اوراق بهادارشان در بورس مورد معامله قرار مي گيرد. ثانياً بانكهاي سرمايه گذار بزرگ قادر هستند تا قسمت اعظم اين اوراق بهادار را فوراً به چند مؤسسه بزرگ مالي بفروشند. اين بانكها با پذيرش تمام ريسك مربوط به انتشار يك دسته اوراق بهادار قادر خواهند بود آن اوراق را به بهترين قيمت عرضه كنند و سود ناخالص سنديكاها يا بانكهاي سرمايه گذار را كاهش دهند.
روشهاي ديگري براي انتشار اوراق بهادار:
●فروش از طريق گواهي حق تقدم- زماني كه شركت تصميم مي گيرد تز طريق انتشار سهام عادي جديد ،نياز مالي خود را تأمين كند مي تواند براي صاحبان سهم عادي شركت اولويت قائل شود. اين نحوه انتشار و فروش سهام عادي در بازار دست اول را((پذيره نويسي از طريق گواهي حق تقدم)) مي نامند . تحت چنين شرايطي،((حق خريد)) عبارتست از داشتن اختيار براي خريد تعدادي سهام عادي به قيمت مشخص و در يك دوره زماني معين. اين سهامداران مي توانند از حق خود استفاده كنند ، گواهي حق تقدم را به ديگران واگذار كنند يا از حقوق خود در مهلت مقرر استفاده نكنند.
ويژگي هاي حق خريد:
1. حق خريد يك نوع اختيار معامله است.
2. تعداد حقي كه با داشتن آن مي توان يك سهم جديد خريداري كرد از سوي شركت مربوط تعيين مي شود.
3. قيمت فروش سهام عادي جديد از سوي شركت مربوط تعيين مي شود و اين قيمت در طي دوره مقرر ثابت مي ماند.
4. فقط در يك دوره زماني مشخص مي توان از اين حقوق استفاده كرد و پس از انقضاي آن دوره اين حقوق ارزش خود را از دست مي دهد.
5. اين حقوق قابل معامله است و مي توان آنها را در بازار خريد و فروش كرد و پس از انقضاي آن دوره اين حقوق ارزش خود را از دست خواهند داد.
با استفاده از معادله1- 4مي توان تعداد سهام جديدي را كه بايد به فروش برسد محاسبه كرد:
قيمت پذيره نويسي هر سهم/پول مورد نياز=تعداد سهام جديدي كه بايد به فروش برسد
با استفاده از معادله فوق مي توان حق تقدمي را كه براي خريد يك سهم لازم است محاسبه كرد:
تعداد سهام جديد/تعداد سهام عادي كه در دست مردم است=تعداد حق تقدم لازم براي خريد يك سهم
تعيين ارزش حق تقدم خريد يك سهم:ارزش محاسباتي حق تقدم خريد سهام بستگي به ويژگي هاي آن دارد.اين حق تقدم خريد فقط در يك دوره زماني خاص دراي ارزش است.
ارزش محاسباتي حق تقدم خريد يك سهم جديد به طريق زير محاسبه مي شود.
V=m-s/n+1
=mارزش بازار سهم عادي قبل از تاريخ مؤثر
=sقيمت پذيره نويسي سهام جديد
=nتعداد سهامي كه يك نفر بايد داشته باشد تا بتواند حق خريد يك سهم جديد را به دست آورد
=vارزش محاسباتي حق تقدم خريد يك سهم
در روز مقرر (درست چهار روز قبل از بستن دفتر سهام) قيمت بازار سهام عادي كاهش مي يابد و به m-nمي رسد. بنابراين ارزش محاسباتي حق تقدم خريد سهم جديد پس از تاريخ مقرر برابر است با :
v=m-v-s/n
اثر حق تقدم خريد سهام بر ثروت سهامداران: گواهي حق تقدم خريد سهام جديد، به خودي خود باعث افزايش ثروت صاحب سهم نخواهد شد. ولي سهامداران شركت يا بايد حقي را كه كسب كرده اند به فروش برسانند ، يا اينكه از حق خود استفاده كرده ، سهام جديد را خريداري كنند(تا پس از انقضاي زمان مقرر متحمل ضرر نگردند).هم چنين انتشار گواهي حق تقدم خريد سهام باعث خواهد شد كه درصد مالكيت و حق رأي صاحبان سهام شركت تغييري نيابد. مثلاً اگر كسي 5 درصد سهام عادي يك شركت را داشته باشد، حق تقدم خريد سهام باعث خواهد شد كه بعد از افزايش سرمايه نيز وي مالك 5 درصد سهام باشد.
●فروش و عرضه اختصاصي اوراق بهادار:
در اين روش ،شركت ها مستقيماً اوراق بهادار جديد را به بازار دست اول عرضه مي كنند و كل اوراق بهادار را به يك سرمايه گذار يا گروه كوچكي از سرمايه گذاران مي فروشند. شركت ها معمولاً اوراق قرضه خود را به صورت خصوصي به شركت هاي بيمه يا ساير مؤسسات مالي مي فروشند. شركت هايي كه از اين روش استفاده مي كنند از بعضي خدمات بانكهاي سرمايه گذار بهره مند مي شوند: 1-شناسايي سرمايه گذاران بالقوه 2- تنظيم قرارداد و فروش اوراق قرضه به خريداران
فروش و عرضه اختصاصي اوراق قرضه و سهام داراي مزاياي متعددي است. برخي از آنها از اين قرارند:
1) اوراق قرضه يا سهامي كه از طريق فروش و عرضه اختصاصي به بازار مي آيد نياز به تشكيل پرونده و ثبت در كميسيون بورس و اوراق بهادار ندارند.
2) مي توان بر سر شرايط و قيود دست و پا گير مندرج در قرارداد اوراق قرضه ، با خريدار خصوصي به توافق رسيد.
3) سرمايه گذاري كه اوراق قرضه شركتي را به اين صورت خريداري مي كند مي تواند در مورد شرايط اوراق با شركت منتشر كننده به مذاكره بنشيند.
بزرگترين عيب فروش و عرضه اختصاصي اوراق قرضه يا سهام هزينه سنگين سرمايه است. علت بالا بودن هزينه بهره اين نوع اوراق قرضه پذيرش دو نوع ريسك اضافي از سوي سرمايه گذاري است كه اين اوراق را بطور يكجا خريداري مي كند: 1)ريسك اضافي ناشي از تمركز سرمايه گذاري در يك نوع اوراق بهادار 2)عدم قابليت فروش اين اوراق در بازار ثانويه به علت ثبت نشدن آنها در كميسيون بورس و اوراق بهادار .
●فروش با نهايت سعي: در اين روش، بانكهاي سرمايه گذار متعهد مي شوند در فروش اوراق بهادار در مهلتي معين نهايت سعي خود را بكنند، ولي فروش كليه اوراق بهادار را تضمين نمي كنند. پس از انقضاي مهلت مورد توافق، اوراق بهادار فروش نرفته به شركت اصلي مسترد مي شود و بابت اوراق بهاداري كه به فروش رفته كميسيوني به بانكها تعلق مي گيرد. كميسيون فروش سهام شركت هاي كوچك بين 10تا 20 درصد قيمت فروش سهام است و همين امر باعث مي شود كه هزينه سرمايه اين گونه شركت ها بسيار زياد شود.
بازارهاي دست دوم(ثانويه)اوراق بهادار:
بازارهاي دست دوم شامل آن بخش از بازار سرمايه مي شود كه در آن، اوراق بهاداري كه قبلاً به بازار عرضه شده اند معامله و خريد و فروش مي شوند. اين بازارها شامل بازارهاي سازمان يافته به شكل بورس و بازارهاي خارج از بورس است.
نقش بازارهاي دست دوم(ثانويه):
1) بازارهاي دست دوم براي سرمايه گذاران امكان فروش سهامي را كه در بازار دست اول خريداري كرده اند فراهم مي كند.
2) بازارهاي دست دوم قيمت اوراق بهادار جديدي را كه قرار است در بازار دست اول(اوليه) به فروش رود تعيين مي كند.
3) بازارهاي دست دوم مي تواند باعث گسترش هر چه بيشتر مالكيت اوراق بهادار گردد و تقاضا براي سهام و اوراق
بهادار عرضه شده در بازارهاي دست اول را افزايش دهد.
4) قيمت سهام و اوراق قرضه شركت ها در بازارهاي دست دوم مستقيماً ثروت سهامداران آن شركت را تحت تأثير قرار مي دهد. اگر شركت بتواند بازده سهامي را كه در دست سهامداران است بالا ببرد، مي تواند در قيمت سهام عادي آن شركت در بازار اثر بگذارد.
بورس اوراق بهادار: به طور كلي هر شركتي كه در صدد برآيد تا سهام يا اوراق قرضه خود را در يك بورس به فروش برساند ،بايد داراي حداقل شرايط لازم (از نظر قدمت، بزرگي و سودآوري)باشد، از نوع شركت هاي سهامي عام باشد و مالكيت سهام آن گسترده باشد. از بورس معمولاً به عنوان يك بازار متمركز، منسجم و سازمان يافته نام مي برند و اين به دليل دو ويژگي عمده اين بازارهاست:
1) تمام معاملاتي كه روي اوراق بهادار پذيرفته شده در بورس مي شوند در تالار بورس و به دست كارگزاران عضو بورس صورت مي گيرد. 2) معاملات در بورس به صورت حراج انجام ميشود و كارگزاران سعي مي كنند اوراق را براي مشتريان به پايين ترين قيمت خريداري و به بالاترين قيمت بفروش رسانند.
بازارهاي خارج از بورس: بازارهاي خارج از بورس در آمريكا از تعداد زيادي دلال و كارگزار تشكيل شده كه سهام و اوراق قرضه پذيرفته نشده در بورس را براي خود يا مشتريان مي خرند يا به فروش مي رسانند. ارتباط بين آنها از طريق تلفن، فاكس و كامپيوتر برقرار مي گردد. بيش از 90 درصد اوراق قرضه شركت ها و تمام اوراق بهاداري كه دولت منتشر مي كند در اين بازارها معامله مي شود.
پيدايش بازارهاي جديدي كه مي توان آنها را ((بازار سوم))يا ((بازار چهارم))ناميد دليل يا نشانه اي است بر روند يا جهت آينده بازارهاي دست دوم.
بازار سوم اصطلاحاً به بازاري گفته مي شود كه در آن ، سهام پذيرفته شده در بورس، در خارج از بورس مورد معامله قرار مي گيرد. علت رشد آن هم كمتر بودن كميسيون معاملات نسبت به بورس نيويورك است.
بازار چهارم به معاملاتي اطلاق مي شود كه مؤسسات بزرگ سرمايه گذاري، بجاي استفاده از كارگزاران، مستقيماً با يكديگر معامله مي كنند. اين بازار به سرعت گسترش مي يابد و بخش عظيمي از معاملات در آن صورت مي گيرد.
بازار مالی روزانه مدرن
با بررسی دقیق ویژگیهای مهم بورس اوراق بهادار تهران (TSE) میتوان به درک کامل و توضیح درست علت رشد چشمگیر آن در گذشته و رفتارهای مملو از خطر آن در آینده نائل آمد؛ حاکم بودن سلطة دولتی، مالکیت دولتی حداکثری، اندازة کوچک و دامنة محدود عملکرد و بالاخره تقلب و دخل و تصرف اعضا وابسته به سازمان. نخست آنکه ساختار حاکمیتی (نظارتی) بورس اوراق بهادار تهران آن را بالقوه وابسته به دولت میکند. ریاست نهادهای اصلی این سازمان (شورای عالی، هیأت پذیرش و هیأت داوری) عمدتاً برعهدة مقامات دولتی شاغل یا نمایندگان منتخب دولت میباشد. رییس بانک مرکزی ایران ریاست شورای عالی بورس را برعهده دارد. قائممقام او در رأس هیأت مدیره و هیأت پذیرش قرار دارد و این هیأت مدیرة هفت نفرة منتخب کارگزاران نیز پاسخگوی امنیت نظارت است و اعضا آن را شورای بورس انتخاب میکنند.
دوم این است که بیش از 80 درصد ارزش جاری بازار سهام به صورت مستقیم یا غیرمستقیم در اختیار نهادهای دولتی (مثل صندوق تأمین اجتماعی و صندوق بازنشستگی) یا سازمانهای نیمه دولتی (همچون بانکهای دولتی، شرکتهای بیمة دولتی و بنیادهای نیمه دولتی) قرار دارد. سازمان بورس اوراق بهادار که تحت نظارت و مدیریت بانک مرکزی، شورای پول و اعتبار و سیستم بانکداری دولتی قرار دارد، قادر به انجام وظیفه و رسالت اصلی خود نمیباشد و منافع آن به درستی مورد استفاده قرار نمیگیرد چون نهادها و سازمانهایی که کنترل بازارهای پول و اعتبار کشور را برعهده دارند عملاً رقیب آن هستند. به همین دلیل، سازمان بورس اوراق بهادار تهران هیچ نقش مهمی در تهیه و ارائة سرمایة مخاطرهآمیز (سرمایهگذاری ریسکدار) ندارد. همچنین، برای جذب و بسیج پساندازهای شخصی قطب مهمی به شمار نمیرود.
سوم، سازمان بورس اوراق بهادار تهران هم از نظر وسعت و هم از نظر عمق نسبتاً کوچک است. این سازمان از نقدینگی اندکی برخوردار است. با حدود 46 میلیارد دلار ارزش بازار، این سازمان در ر تبة بسیار پایینی نسبت به بورسهای بزرگ جهان و در بسیاری موارد نسبت به کل تولید ملی قرار دارد. (مقایسة ارزش بورس تهران با ارزش 20 تریلیون دلاری بازار سهام نیویورک حقیقتاً باور نکردنی است.) از سوی دیگر، بورس اوراق بهادار تهران تنها به معاملة تعداد اندکی از ابزارها و محصولات میپردازد. بورس تهران از ریسک بالایی برخوردار است و بازار بیرونقی به شمار میرود. از میان بیش از 680 هزار شرکت به ثبت رسیده در کشور تنها 420 شرکت در بورس پذیرفته شدهاند که از آن میان بیش از یکصد شرکت غیرفعال هستند و سهام کمتر از 200 شرکت بهطور مرتب مورد معامله قرار میگیرد. حجم معاملات روزانة سهام حدود 30 (یکی از کمترین مقادیر در میان بورسهای جهان) است که حاکی از نبود عمق میباشد. براساس برخی ارزیابیهای به عمل آمده، کمتر از 10 شرکت بزرگ متعلق به تعداد کمی از صنایع اصلی مالک بیش از 50 درصد از کل ارزش بورس تهران هستند و تقریباً چهار پنجم از کل معاملات روزانه به آنها تعلق دارد. از میان تقریباً 68 میلیون نفر جمعیت کشور ایران کمتر از سه میلیون نفر سهامدار هستند که یکی از کمترین نسبتها در میان کشورهایی است که تولید ناخالص داخلی آنها مشابه ایران است.
تعداد کسانی که در معاملات روزانه شرکت میکنند تنها چند هزار نفر است. سهامداران جزء عمدتاً افراد مبتدی و تازهوارد بازار سهام میباشند که سرمایههای اندکی دارند و به صورت تفننی دست به معامله میزنند. آنها دریافت دائمی و مرتب سود سهام را به افزایش ارزش سهام ترجیح میدهند.
نقدینگی ناکافی
چهارم، یکی از نارساییها و نقصهای بورس تهران نقدینگی ناکافی آن است. در بورس تهران تاکنون بازارگردان حرفهای وجود نداشته و تمامی سفارشها (خرید یا فروش) بایستی شخصاً و بهطور جداگانه با هم مطابقت داده شوند که این موجب بروز تأخیرهای طولانی در اجرای سفارشها میشود. از طرف دیگر، در این بازار بین میزان تقاضا و عرضة سهام تقریباً هیچگاه تعادلی وجود نداشته است. از آنجا که قسمت عمدة اوراق بهادار بازار به تعداد اندکی از شرکتهای دولتی مختلط (چند شاخهای) تعلق دارد، سهام عرضه شده در این بازار بهطور معمول با تأخیر تقاضا روبهرو هستند چون اکثریت سهامداران همانگیزه و همقدرت آن را دارند تا برای دریافت بالاترین پیشنهاد قیمت، سهام خود را نگه دارند. در مقابل، به دلیل وجود نرخ تورم سالانة دو رقمی (به طور ثابت 25 درصد)، بهعلاوه افزایش سالانة نقدینگی بخش خصوصی، افزایش بهای نفت و وسوسة زود پولدار شدن، تقاضا برای سهام نسبتاً زیاد است. بدین ترتیب در حالیکه متوسط نسبت قیمت به درآمد نسبتاً پایین و حدود 10 درصد باقی مانده، این بازار با 350 درصد رشد مواجه بوده است.
یکی دیگر از دلایل کمبود نقدینگی بازار تعداد کم کارگزاران میباشد؛ به عبارت دیگر، یک کارگزار برای 50 هزار سهامدار. از سوی دیگر این کارگزاران در موقعیتی قرار دارند که میتوانند به نفع خود یا به نفع کسانی که به اطلاعات نهانی دسترسی دارند، دست به معامله بزنند بدون اینکه از دستگیر شدن یا تنبیه شدن هراسی داشته باشند. به همین قیاس، بانکهای دولتی بهعنوان صاحبان مستقیم بورس (از طریق مؤسسات سرمایهگذاری تابعة متعدد) و نهادهای مجری سفارشها، قادر هستند به خرج دولت (هزینة عمومی) از منافع خود محافظت کنند.
پنجم آن که، شفافیت بورس اوراق بهادار تهران از نظر اطلاعات، نظارت و کنترل خودکار و اجرای داخلی قوانین نیز سنخیتی با استانداردهای غربی ندارد. اقتصاد جمهوری اسلامی فاقد یک قانون جامع برای بورس و اوراق بهادار است و خود بورس اوراق بهادار تهران نیز بر مبنای یک قانون قدیمی (مربوط به 40 سال قبل) فعالیت میکند. از طرف دیگر، چیز دیگری که بتواند در مقام یک کمیسیون بورس و اوراق بهادار دست به هدایت، کنترل، نظارت و اجبار گردانندگان بازار به پاسخگویی در قبال اعمالشان بزند، وجود ندارد. نهادهای اصلی بورس که فاقد دبیرخانههای حرفهای، بودجة کافی و حضور تمام وقت هستند، عملاً تحت کنترل کارگزارها و سازمانهایی قرار دارند که به نفع خودشان کار میکنند. دبیر کل بورس که بهوسیلة سازمان کارگزاران انتخاب میشود، از قدرت زیاد و اهرمهای اجرایی متعددی در کنترل بازار برخوردار میباشد.
ششم، قیمتهای ویژة سهام در اولین عرضة عمومی سهام (IPO) اغلب تابع تصمیمات و سیاستهای دبیرکل و منافع رانتجویانه و دیگر سازمانها و بورسبازها میباشند. در غیاب تحلیلگران حرفهای، نهادهای رتبهبندی و ارزشیابی اوراق قرضه و منابع مستقل اخبار مالی، دسترسی مساوی به عملکرد یک شرکت بعید است و به دلیل نبود نظارت مناسب، حقوق سهامداران و سرمایهگذاران به قدر کافی مورد حمایت قرار نمیگیرد. وکالتنامة صاحبان سهام و قوانین افشاء یا وجود ندارند و یا ناقص هستند. براساس گزارشهای منتشر شده، معامله براساس اطلاعات نهانی و انجام دیگر اعمال بد و ناشایست به صورت یک اصل کلی درآمده است و بالاخره هفتم اینکه، بورس اوراق بهادار تهران هنوز هم یک بازار سهام محلی میباشد. مشارکت خارجیها تا حد زیادی محدود شده است و سرمایهگذاری در سهام هنوز از حمایت و امتیازات قانونی، مطابق قانون سرمایهگذاری مستقیم خارجی، برخوردار نمیباشد. براساس آخرین مصوبة هیأت مدیرة بورس که اواسط آوریل 2005 به تصویب رسید، سرمایهگذاران خارجی اجازه ندارند بیش از 10 درصد از سهام شرکتهای پذیرفته شده در بورس را خریداری کنند. بازگشت سرمایه، سود سهام و سود سرمایه (به کشور مبدأ) تنها پس از سه سال امکانپذیر خواهد بود. پذیرش شرکتهای خارجی در بورس اوراق بهادار تهران ممنوع میباشد.